| آخرین شرایط انتشار کربن | | Print | |
| Climate Change - داده، آمار و نمودار - Data and Statistics |
| Written by Behrooz Hassani M |
| Saturday, 04 June 2011 17:46 |
|
حتما در خبرها خواندید که در سال 2010 افزایش انتشار کربن به میزان قابل توجهی افزایش یافته است و از نظر میزان رشد یک رکورد به جای گذاشته است. بر اساس این خبر با وجود کاهش انتشار در سال 2009 که عمدتا به دلیل رکود اقتصادی بوده است بار دیگر روند افزایشی به مسیر سابق خود بازگشته است. نمودار زیر که آن را اینجا دیدم نمایی کلی از روند افزایش انتشار دی اکسید کربن را نشان می دهد.
![]()
Figure 1: US Energy Information Administration (EIA) global human CO2 annual emissions from fossil fuels estimates vs. IPCC SRES scenario projections. The IPCC Scenarios are based on observed CO2 emissions until 2000, at which point the projections take effect. Source: http://www.skepticalscience.com/iea-co2-emissions-update-2010.html همانطور که در نمودار دیده می شود روند اصلی که با خط مشکی پررنگ نشان داده شده است در حال دنبال کردن بدترین سناریوهای پیش بینی شده از سوی سازمان ملل است. شرایطی که به دلیل عدم بهبود روش های مصرف انرژی، رشد جمعیت، عدم تلاش جهانی برای مقابله با انتشار و در نهایت عدم استفاده ی مناسب از انرژی های تجدیدپذیر حاصل شده است. شاید خبر گاردین هم در این رابطه برایتان جالب باشد.
کلمات کلیدی:
|



Comments
. تغییرات آب وهوایی و موانع توسعه : بر اساس گزارش I.P.C.C، برای محدود کردن گرم شدن جهان به ۲الی۴/۲ درجه نسبت به دمای قبل از صنعتی شدن، لازم است مقدار دی اکسید کربن معادل در اتمسفر (با احتساب اثرات کلی دی اکسید کربن و سایر گازهای گلخانه ای ) در حدود PPM490- 445 باشد . انتشار جهانی دی اکسید کربن از سال ۲۰۰۰ با نرخ رشد ۳% بوده است. اگر روند رشد کنونی ادامه یابد در سال ۲۰۱۰ انتشار جهانی دی اکسید کربن از مقدار آن در سال ۲۰۰۰ به اندازه ۳۳% بیشتر خواهد شد. برای ثابت نگهداشتن مقدار دی اکسید کربن معادل در سطحPPM ۴۹۰ -۴۴۵، انتشار گازهای جهانی نسبت به مقدار آن در سال ۲۰۱۰به اندازه ۸۹-۶۳% بایستی کاهش داده شود . آیا این هدف (کاهش این مقدار انتشار گازهای جهانی ) در لوای سیستم جهانی سرمایه داری با توجه به گرایش دایمی این نظام به انباشت سرمایه و رشد اقتصادی قابل دسترسی است؟ جدول (۱)سناریوهای مختلف کاهش انتشار گازها، کاهش شدت مصرف انرژی و رشد اقتصادی مربوطه را (برای اینکه ۶۳ % انتشار گازها کاهش یابد تا دی اکسید کربن معادل در سال ۲۰۱۰ در مقدارPPM 490 متعادل شود) نشان می دهد . این سناریوها، بر اساس خوشبینانه ترین فرضیات، تغییرات لازم برای پایدار سازی سطح انتشار دی اکسید کربن را بصورت مایوس کننده ای به نمایش می گذارد و نشان می دهد که عمل پایدار سازی تحت شرایط رشد اقتصادی وانباشت سرمایه امکان پذیر نمی باشد . همانطوری که قبلا ذکر شد، در خیلی از موارد جایگزینی مصرف مستقیم سوخت های فسیلی با برق امکان نا پذیر است. بهر حال در تمامی سناریوها، فرض شده است که ۵۰% مصرف نهایی سوخت فسیلی در سال ۲۰۵۰برق خواهد بود و همچنین علیرغم محدودیت های متد های جذب کربن، انرژی هسته ای و برق تجدید پذیر، در سناریو های مختلف بطور خوشبینانه فرض شده است که ۵۰ ،۷۵ یا ۱۰۰% تولید برق فعلی در سال ۲۰۵۰با تکنیک جذب کربن انجام خواهد شد (این درصد ها مربوط به کاهش شدت انتشار متوسط ۱، ۱٫۷ یا ۲٫۷ در سال می باشند.) شدت مصرف انرژی فرض شده است که ۳۳ ، ۴۵ یا ۵۵% در سال ۲۰۵۰ کاهش پیدا کند. (این درصد ها مربوط به۱، ۱،۵ یا ۲% متوسط کاهش شدت مصرف انرژی می باشند .) ۳۳%کاهش شدت مصرف انرژی معادل این است که متوسط شدت مصرف انرژی کشورها ی جهان به سطح متوسط راندمان انرژی کشورهای پیشرفته سرمایه داری کنونی برسند. ۴۵ یا ۵۵% کاهش معادل این است که کلیه تکنولوژی های پیشرفته کشور های سرمایه داری کنونی به کشورهای پیرامونی برسد. در این جا سوالی پیش می آید که آیا این سطح از تکنولوژی قابل انجام در کشورهای پیرامونی می باشد؟ همچنین حائز اهمیت است که سه فاکتور فرض شده در این سناریو ها، شدت انتشار گازها ، شدت مصرف انرژی و رشد اقتصادی لزوماً فاکتورهای مستقل از یکدیگر نمی باشند. بهر حال در این سناریوها کلیه این عوامل بصورت خوشبینانه ای صرفنظر شده اند. با دانستن مقدار کاهش شدت انتشار ومیزان کاهش شدت مصرف انرژی می توان نرخ رشد اقتصادی ماکزیمم مربوط به آنها را محاسبه نمود. بعنوان مثال، در سناریو۱، فرض کنید که ۵۰% انرژی الکتریکی که در حال حاضر سوخت فسیلی استفاده می کنند در سال ۲۰۵۰به سیستم جذب کربن مجهزشوند (با اعمال کاهش شدت انتشار متوسط سالانه ۱%) واینکه شدت مصرف انرژی ۱% در سال کاهش یابد. در این صورت برای کاهش مقدار انتشار به میزان ۶۳% از سال ۲۰۱۰ تا سال ۲۰۵۰، متوسط نرخ رشد سالانه اقتصادی نبایستی از ۴/۰- % تجاوز نماید. یعنی رشد اقتصادی بایستی کاهش پیدا کند. به همین طریق در سناریو۹، فرض کنید که ۱۰۰% انرژی الکتریکی که در حال حاضر سوخت فسیلی استفاده می کنند در سال ۲۰۵۰ به سیستم جذب کربن مجهز شوند (با اعمال کاهش شدت انتشار متوسط سالانه ۲٫۷%) واینکه شدت مصرف انرژی ۲% در سال کاهش یابد. متوسط نرخ رشد اقتصادی نبایستی از ۲٫۳% تجاوز نماید. واضح است که مقادیر فرضی کاهش های شدت انتشار و شدت مصرف انرژی در جدول (۱) در برابر عملکرد تاریخی سیستم اقتصادی سرمایه داری جهانی ،رویائی می باشد. بهر حال در اکثر سناریوها، رشد اقتصاد جهانی، بایستی دارای ایستایی اساسی و در یک سناریو عملا دارای رشد منفی باشد. این شرایط با فرض کاهش انتشار و شدت مصرف انرژی بمراتب بیش از عملکرد تاریخی متوسط بدست آمده اند. با در نظر گرفتن رشد یک درصدی جمعیت در جهان، فقط خوشبینانه ترین سناریو ها ،منجر به رشد اقتصادی مثبت در جهان خواهند شد. حتی با خوشبختانه ترین سناریو ها در پایدار سازی کربن اتمسفر، طبق بر آورد I.P.C.C جهان تا دمای ۴/۲درجه سانتیگراد نسبت به زمان انقلاب صنعتی گرمتر خواهد شد. در واقع پروژه I.P.C.C مسائل توسعه ای که اخیرا اتفاق افتاده به حساب نیاورده است. یخ تابستانی اقیانوس منجمد شمالی تقریبا نا پدید شده است بنابراین حرارت بیشتری را جذب خواهند نمود. تمرکزPPM 490 دی اکسید کربن معادل دراتمسفر، احتمالا منجر به بالا رفتن دمای جهانی به ۷/۲ درجه سانتیگراد بجای ۴/۲ درجه سانتیگراد اعلان شده بوسیله گزارش I.P.C.C خواهد شد که نزدیک به ۳درجه سانتیگراد می باشد. طبق نظر جیم -لاولاک این درجه حرارت منجر به خود کشی دسته جمعی بشریت خواهد شد. جدول (۱): پایدار سازی دی اکسید کربن در اتمسفر درPPM 490 در فاصله زمانی ۲۰۵۰-۲۰۱۰ سناریو ها: بر اساس کاهش های مختلف در شدت انتشار ،شدت مصرف انرژی و مقدار ماکزیمم مجاز رشد اقتصادی منبع: اعداد مربوط به عملکرد تاریخی از بانکئ جهانی –شاخص های توسعه جهانی ۲۰۰۸ . به منظور پایداری تمرکز دی اکسید کربن اتمسفر درPPM 445 بجای PPM490، نیاز به کاهش ۸۹ درصدی انتشار بجای۶۳% خواهد بود. در۴۴۵PPM دمای جهان هنوز ۲ درجه سانتیگراد بالاتر از میزان متوسط آن نسبت به قبل از انقلاب صنعتی خواهد بود که فاجعه های اکولوژیکی اساسی اجتناب ناپذیر و باز خوردهای خطرناک آب وهوائی می توانند تحریک شوند . جدول (۲) سناریو های جایگزین را برای کاهش مقدار انتشارو رشد اقتصادی را در رابطه با ۸۹% کاهش شدت انتشار، نشان می دهد. بقیه فرضیات مشابه جدول (۱) می باشند.همانطوریکه ملا حظه می گردد در تمامی سناریوها ماکزیمم نرخ رشد اقتصادی مجاز منفی است. بعنوان مثال: برای سناریو های ۱تا ۳که مقادیر کاهش درمقدار شدت انتشار و شدت مصرف انرژی نسبت به عملکرد تاریخی سرمایه داری جهانی خوشبینانه است، اقتصاد جهانی بعد از سال ۲۰۱۰ برای عملی شدن عینی کاهش مقدار انتشار،بایستی از ۳/۲تا ۴/۳ رشد منفی پیدا کند. نتایج جداول (۱)و(۲)دلالت به این دارد که تحت هیچ شرایط قابل قبولی، توسعه بی پایان اقتصاد جهانی سرمایه داری، سازگار با عینیت بخشیدن به پایداری آب وهوائی نمی باشد. بهر حال سیستم اقتصادسرمایه داری ذاتاٌ بدون رشد عملی نیست چه رسد به اینکه رشد منفی داشته باشد . جدول(۲): پایدار سازی دی اکسید کربن در اتمسفر درPPM 450 در فاصله زمانی ۲۰۵۰-۲۰۱۰ سناریو ها: بر اساس کاهش های مختلف در شدت انتشار، شدت مصرف انرژی و مقدار ماکزیمم مجاز رشد اقتصادی منبع: اعداد مربط به عملکرد تاریخی از بانک جهانی – شاخص های توسعه جهان ۲۰۰۸٫ سیاستهای تغیرات آب و هوایی و ضرورت برای سوسیالیسم: آیا نگارنده بدبینانه به مسئله نگاه می کند؟ ابتکار، نوآوری، سازگاری وانعطاف پذیری نظام سرمایه داری ناچیز شمرده شده است؟ سخن گویان اصلی حرکت زیست محیطی نظیر لستربراون (نویسنده طرح B ومدیر موسسه سیاست گذاری های زمین) و آموری لویس (همراه با پال هاوکن و هانتر از مدافعان و دوستاران سرمایه داری طبیعی ) تقلا می کنند تا مارا متقاعد سازند که تکنولوژی های منطقی و معقول رهایی بخش بوجود خواهند آمد . قیمت پانل های خورشیدی پایین خواهد آمد، راندمان انرژی ده برابر خواهد گشت، انتشار گازهای گلخانه ای و سایر آلودگیها بطور موثر کاهش خواهند یافت، در حالیکه تولید نا خالص داخلی به شکل انفجاری بالا می رود. از نظر آنها، ما بین تولید سرمایه داری بخاطر سود وانباشت، سرمایه از یک طرف و سیستم پایداری اکولوژیکی از طرف دیگر تضاد اساسی وجود ندارد. خط اصلی استدلال آنها چنین است: تکنولوژی اغلب در دسترس می باشد وآنچه مورد نیاز است، خواست سیاسی توسط سیاستمدان می باشد. البته آنها در این خواست سیاسی موضوع را به چیزی نظیر دگردیسی و تغییرات اساسی اجتماعی ارجاع نمی دهند، بلکه برای حل مسئله در مورد اصطلاحات قانونی و توافقات بین المللی در چارچوب نظام سرمایه داری صحبت می کنند. دربهترین حالت، آنها خواستارتغیرات محدود در الگوی مصرف هستند . تعلقات طبقاتی خط اصلی حرکت زیست محیطی، اساساً مربوط به اقشار بالای خورده بروژوازی نظام سرمایه داری می باشد. آنها شامل اساتید دانشگاه، مهندسین، تکنسین ها، تحلیل گران مالی و سایر پروفسورها هستند. اگر چه آنها نوعاٌ، به مقدار زیادی از تولید سرمایه داری بهره مند نمی شوند ولی درعملکرد مدیریتی و تکنیکی نظام سرمایه داری، رل و نقش مهمی بازی کرده ودر مقایسه با طبقه کارگر از مزیت های مادی اساسی بر خوردارند . در زمانهای اوج گیری وضعیت انقلاب نظیردهه ۱۹۶۰، برخی از آنها به سرعت رادیکال وبه انواع مختلف “ماوراء چپ “تبدیل می شوند. در زمانهای افت وضعیت انقلابی برخی از آنها به هم پیمانان مهم طبقه حاکم در یورش به منافع طبقه زحمتکش تبدیل می شوند. در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ اقشار بالای خورده بورژوا زی ، پایه های اجتماعی مهم در خیلی از کشورها برای نئو لیبرالیزم بودند وآنها نقش قاطع در بازگرداندن نظام سرمایه داری در روسیه،شرق اروپا و چین بازی کردند. وقتی بحران اکولوژیکی جهانی ژرفترمی شود، خیلی از اقشار بالای خورده بورژوازی احساس و تشخیص می دهند که الگوی زندگی سرمایه داری موجود، دارای اشکال اساسی وجدی است و نمی تواند پایدار بماند. هنوز آنها قادر نیستند و یا نمی خواهند چیزی ماورای سیستم سرمایه داری که امتیاز نسبی مادی آنها به آن وابسته است، تصور کنند وهنوز حاضر به دست کشیدن از حمایت ضمنی خود از طبقه سرمایه دار نیستند. شرایط وتجربه آنها خیلی زیاد از طبقه کارگر جدا شده است. برای آنها خیلی مشکل است که درک کنند: فقط با سازماندهی وحرکت گسترده طبقه کارگر، امید دگردیسی اجتماعی مورد نیازبرای پایداری اکولوژیکی می تواند عملی شود. در نتیجه زیست محیطی های اقشار بالای خورده بورژوازی، بایستی باور یا امید وصول نشدنی خود به معجزه تکنولوژی را در یک دست و قدرت تشویق اخلاقی (که امیدوارند طبقه سرمایه دارمتقاعد به رفتار منطقی و اخلاقی خواهد شد.) را در دست دیگر خود نگهداری نمایند. بهر حال، مستقل از تمایلات فردی و برخلاف آرزوهای اقشار بالای خورده بورژوازی، قوانین حرکت سرمایه داری به عملکرد خود در سیستم سرمایه داری ادامه خواهد داد. دیر یا زود، زیست محیطی های با وجدان، بایستی مابین تعهد واقعی به پایداری اکولوژیکی ویا سر سپردگی به سیستم استثمار گرانه و ظالمانه سرمایه داری یکی را انتخاب کنند. بهر حال با ژرفش بحران اکولوژیکی جهانی و بحران عمومی نظام سرمایه داری، ممکن است بزودی، برای سیستم سرمایه داری مشکل باشد تا خود را با شرایط همزمان امتیاز دهی به اقشار بالای خورده بورژوازی و رسیدن به تولید سود و انباشت سرمایه بالا، همساز نماید. همانطور که بحث شد، موانع تکنیکی زیادی در کربن زدایی از سیستم انرژی دنیا وجود دارد. براون ولویس در پتانسیل های تکنیکی مبالغه می کنند. حتی اگر، هم اکنون تکنولوژی بالای استفاده از انرژی های تجدید پذیر در دسترس باشند، کاربرد آنها در کشورهای سرمایه داری به خاطر موانع ذاتی توسعه تکنولوژی با تاخیر همراه خواهد شد. در یک سیستم اقتصادی مبتنی بر تحصیل سود، تکنولوژی جدید یک خاصیت تجریدی است. مردم یا کشورهایی که توان پرداخت هزینه های بالای آن را ندارند، از بکار گیری آن اجتناب خواهند نمود. حتی امروز صدها میلیون انسان در جهان دسترسی به برق ندارند، چقدر طول خواهد کشید تا به خودروهای خورشیدی دسترسی پیدا کنند؟ کربن زدایی از سیستم انرژی جهانی، مستلزم دگردیسی اساسی در ساختاراقتصادی جهانی است. مفهوم اساسی آن این است که روی آوری به کربن زدایی ، حتی تحت شرایط ایده ال، نمی تواند سریعتر از نرخ استهلاک دارایی های ثابت با طول عمر زیاد باشد. (سناریوهای مختلف کربن زدایی که فوق العاده خوشبینانه در جداول ۲و ۱نشان داده شده اند). از نکته نظرتکنیکی صرف، راه حل ساده تر و مستقیم بحران تغییرات آب و هوایی این است که فوراً رشد اقتصادی متوقف و مصرف مواد جهانی به طریقی پایین آورده شود تا انتشار گازهای گلخانه ای به یک سطح قابل قبولی برسد. عملی کردن این کار با تکنولوژی موجود امکان پذیر می باشد. اگر تمامی پتانسل ها تکنولوژی موجود کربن زدایی جاری هر چه زودتر به تمامی نقاط جهان اعمال شود، جهان هنوز ظرفیت تولید مادی برای تامین نیازهای اساسی جمعیت دنیا با یک اقتصاد کوچک را دارا می با شد. (سناریوها ی۱تا ۳ جدول (۲) مربوط به استاندارد های مادی زندگی در دهه ۱۹۶۰می باشند ). بهر حال، تحت شرایط سیستم سرمایه داری، مادامیکه سرمایه دار تولید و ارزش افزوده آن را تصاحب می کند، سرمایه دار کشش به استفاده از بخش اعظم ارزش افزوده جهت انباشت سرمایه دارد. برای عدم انباشت سرمایه،هیچ راهی بجز تحت کنترل در آوردن اجتماعی ارزش افزوده وجود ندارد. بعلاوه، با توزیع نابرابر شدید در آمد وثروت تحت نظام سرمایه داری، چگونه اقتصاد سرمایه داری جهانی می تواند به اندازه تامین نیاز های اساسی مردم، کوچک سازی برنامه ریزی شده اقتصادی را مدیریت نماید. رشد اقتصادی سرمایه داری برای آلام تضاد اجتماعی ذاتی آن ضرورت دارد. پروتکل کیوتو اعلام می دارد که کشورهای صنعتی، انتشار دی اکسید کربن خود را از سال ۱۹۹۰الی ۲۰۱۲تا ۵% کاهش دهند. شکل (۱)انتشار گاز دی اکسید کربن، از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۵در اقتصاد های بزرگ جهان را نشان می دهد ]۱۴[. ایالات متحده از امضاء پروتکل خود داری کرد. درصد انتشار دی اکسید کربن ایالات متحده ۲۲% از سال ۱۹۹۰تا ۲۰۰۵رشد پیدا نمود. از زمان امضاء پروتکل، انتشار ژاپن ۱۶% ،انتشار اروپا از اواسط دهه ۱۹۹۰شروع به افزایش نمود. انتشار انگلستان بخاطر جای گزینی سوخت زغال با گاز دریای شمال در یک روند ثابت باقی مانده است. روسیه تنها کشور بزرگ اقتصادی است که انتشار آن از سال ۱۹۹۰ بطور اساسی کاهش پیدا کرده است . در طی یک دوره که هم تولید اقتصادی و هم جمعیت آن سیر نزولی داشته و نرخ کاهش ۷/۲درصدی را از سال ۱۹۹۰تا ۲۰۰۵تجربه کرده است. اگر اقتصاد دنیا تجربه روسیه را سه بار یعنی چنان نزول اقتصادی وبه تناسب آن کاهش انتشار آنرا از سال ۱۹۹۰ تجربه کند در آنصورت تا سال ۲۰۵۰ انتشار جهان تا دو سوم کاهش می یابدکه به دنیا اجازه می دهد تمرکز دی اکسید کربن معادل خود را در مقدار PPM490 متعادل کند ،همانطوری که بحث شد مقدار بالاهنوز نزدیک به آن چیزی است که دنیا به آن نیاز دارد. شکل (۱): انتشار دی اکسید کربن، کشورهای منتخب (میلیون تن ) منبع : بانگ جهانی ،شاخص های تو سعه اقتصادی از سال ۱۹۹۰، انتشار چین و هندوستان بیش از دو برابر شده است و چین به عنوان بزرگترین انتشار دهنده گازهای گلخانه ای، دارد از آمریکا سبقت می گیرد. بااین روند، انتشار چین در ده سال آینده دوبرابر و انتشار هندوستان در کمتر از ۱۵سال دو برابر خواهد شد. اروپا متعهد شده است تا سال ۲۰۲۰انتشار خود را ۲۰% کاهش دهد. تمامی این کاهش ها، با یک سال رشد انتشار چین معادل است. با توسعه سرمایه داری عظیم ،چین اکنون در هر هفته دو نیروگاه با سوخت زغالی راه اندازی می کند، مفهوم آن این است که درهرچهار سال چین معادل کلیه نیرو گاههای سوخت زغالی آمریکا، نیروگاه زغالی خواهد داشت. با این روند انباشت دیوانه وار سرمایه، برای پایداری آب و هوایی، چه امیدی می توان داشت؟ چه نوع منطق تکنو لوژیکی می تواند این سرمایه داری را پایدار کند ؟ باید اشاره کرد که کار گران و دهقانان چینی از ا ین روند سود آوری سرمایه داری، منتفع نمی شوند . شرکتهای فرا ملیتی (که چین را به عنوان بازار کار استفاده می کنند) ونخبگان سرمایه داری چین از این روند استفاده سرشاری می برند وبه مقدار کمتری، اقشار بالای خورده بورژوازی در کشور های پیشرفته سرمایه داری نیز از خدمات و کالاهای ارزان قیمت چینی، هندی و سایر کشور های پیرامونی بهره مند می گردند. نیازهای تکنیکی برای پایداری آب و هوایی واضح و روشن هستند. ساختار انرژی و همچنین اقتصاد جهانی ،نیاز به تغییر بر مبنای انرژیهای تجدید پذیر دارد. سیستم کشاورزی بایستی از اصول پایدارعدم وابستگی ماشین آلات کشاورزی به سوختهای فسیلی پیروی کنند. کل سیستم حمل و نقل بایستی تحت قوانین محکم به سیستم برقی با مصرف انرژی تجدید پذیر، تجدید ساختار دهند. مقیاس اقتصاد جهانی برای کاهش عملی انتشار گازها بایستی کوچک سازی شود. تمامی این تحولات با مد نظر قرار دادن نیازهای اساسی جمعیت جهان بایستی صورت پذیرند. مبرهن است که نظام سرمایه داری نمی تواند این کارها راانجام دهد. اگر ما نمی خواهیم شرایط اکولوژیکی را که بقاء تمدن به آن وابسته است از بین ببریم، در آنصورت چه چیز دیگری بجز سوسیالیسم با مالکیت عمومی همراه با طرحهای تولید دمکراتیک، می تواند مارا به این اهداف برساند. آنچه که” سوسیالیسم بازار” نامیده می شود نمیتواند راه حل مد نظر باشد. هم تئوری هم تجربه تاریخی نشان داده است که “سوسیالیسم بازار”منجر به سرمایه داری خواهد شد. آنهاییکه با برنامه های سوسیالیتی مخالفند ممکن است ادعا نمایند که تجربه سوسیالیزم تاریخی نشان می دهد که برنامه های سوسیالیستی غیر کار آمد خواهد بود . در مقابل این سوال که آیا سوسیالیزم آینده از لحاظ کار آمدی اقتصادی و دموکراسی از سوسیالیسم تاریخی بهتر عمل خواهد کرد؟ با توجه به بحران اکولوژیکی فوق العاده حاد، مسئله کار آمدی به موضوع بحث مربوط نمی شود. سوال اساسی این است: آیا سوسیالیزم قادر است که غذا، تحصیلات و بهداشت را برای تمامی افراد بشر تامین نماید؟ می دانیم که سوسیالیزم تاریخی در انجام این کارها موفق بوده و کوبای سوسیالستی هنوز هم با منابع مادی محدود این کار را انجام می دهد. نظام سرمایه داری، همیشه در تامین غذا، تحصیلات و مراقبتهای بهداشتی حداقل میلیون ها از مردم نا موفق بوده است. اگر به بحران اکو لوژیکی جهانی چاره اندیشی نشود در آنصورت نظام سرمایه داری تمامی بشریت را با شکست مواجه خواهد ساخت. آیا انتخاب راه به اندازه کافی روشن نیست
RSS feed for comments to this post