بطالت، علم و دگرگونی ِ اقلیم | Print |
Climate Change - ترجمه مستقیم منابع - Translations
Written by Behrooz Hassani M   
Wednesday, 16 June 2010 06:22

 

امروز ترجمه ی یکی از سرمقالات اخیر مجله ی اکونومیست پیرامون تغییرات اقلیمی را روی وبلاگ اقتصاد آدینه دیدم.  چند پاراگراف از مطلب را اینجا درج می کنم، برای مطالعه ی ادامه ی مطلب می توانید به وبلاگ مراجعه نمایید.

باید برای تغییر ِ هوای جهان کاری کرد؛ این الزام نه زاییده‏ی اطمینان ِ ما، که ناگزیر ِ عدم ِ اطمینان ِ ماست

تغییر اقلیماین‏روزها قانون‏گزاری در حوزه‏ی تغییرات ِ هوا، پس از شش‏ماه خاموشی و سکون، در واشنگتن دوباره علائمی از حیات به خود گرفته است. در هفته‏ای که گذشت، سناتورها و گروه‏های صنعتی ِ ایالات ِ متحده‏ی آمریکا مشغول ِ بحث برای توافق بر لایحه‏ای از مقرراتی الزام‏آور در کنترل ِ کربن بودند. امّا غریب این‏که پس از بیست سال انتظار ِ فعّالان ِ حوزه‏ی محیط ِ زیست برای اقدامی از ایالات ِ متحده درباره‏ی تغییر ِ هوای زمین، هیچ‏کس از شادمانی از آن‏چه این‏روزها سناتورها مشغولش هستند به وجد نیامد. شاید به این خاطر که حتی اگر این لایحه به صورت ِ قانون به تصویب برسد، جز سایه‏ای رنگ‏پریده از آن‏چه روزی همه آرزومندش بوده‏ایم نیست.

آشفتگی در کنفرانس ِ اخیر در کپنهاگ را می‏توان یکی از دلایل برشمرد؛ تقلّای بسیار برای رویدادی که آن‏حد مهم پنداشته ‏شد و نتیجه‏ای ناچیز. دلیل ِ دیگر، رکودی‏ست که از سر گذراندیم؛ قبول که در سراسر ِ جهان مدیرانی هستند که دغدغه‏ی سیاره‏ی نگون‏بختمان را هم علاوه‏ی سودآوری ِ بنگاهشان دارند؛ امّا بی‏تعارف باید پذیرفت در شرایط ِ کسادی و بی‏رونقی، قلب ِ این مدیران هم تنها در "سطر ِ آخر" می‏تپد؛ سطر ِ آخر ِ صورت‏های سودوزیان ِ شرکت‏هایشان که سود است؛ سود. و سود. در چنین شرایطی از رکود، تحمل ِ هزینه برای حفظ ِ محیط ِ زیست یکسر بیهودگی‏ست. جنجال ِ خدمات ِ درمانی هم کمکی به ماجرا نکرد؛ این‏روزها وقت ِ خوبی برای بحث روی لایحه‏ای که حمایت ِ هر دو حزب را طلب می‏کند نیست. از این‏ها گذشته، نیمکره‏ی شمالی سرمای سختی را به زمستان پشت ِ سر گذاشت و شاید صادقانه باید پذیرفت وقت ِ راه رفتن روی برف، نگرانی برای گرم‏شدن ِ هوای زمین، دلمشغولی ِ فانتزی و دوری‏ست. امّا این میان هواشناسی و متولیانش را هم می‏توان مسئول دانست؛ مجموعه جدال‏های هواشناسان در یکسال ِ اخیر، بهانه‏ی خوبی دست ِ آن‏هایی داد که به اضطراری بودن ِ مسئله‏ی گرم‏شدن ِ هوا شک داشتند.

سه پرسش این‏جا مطرح می‏شود؛ هواشناسی اساساً چقدر مقصر است؟ آیا باید سیاست تغییر کند؟ و چه باید کرد تا مطمئن شد که چنین پریشانی دوباره رخ نخواهد داد؟ پس ِ هر سه‏ی این پرسش‏ها قصه‏ای کهنه نهفته است؛ مشکل در هواشناسی به عنوان ِ یک علم نیست؛ مسئله، شیوه‏ی استفاده‏ی سیاستمداران از هواشناسی‏ست؛ وقتی برای اثبات ِ قطعیت ِ موضوعی از آن بهره می‏جویند؛ حال‏آن‏که هیچ علمی اغلب با قطعیت همراه نیست.

سال ِ ۱۹۸۹ آغاز ِ نگرانی ِ جدّی ِ دولت‏ها در مورد ِ مسئله‏ی تغییرات ِ جوّی‏ست؛ نگرانی که آغازش استقرار ِ هیأت میان‏دولتی تغییر آب‏وهوا بود و همچنان اقدامی تحسین‏ برانگیز است. بهانه‏ی بنیاد ِ این هیأت، ایجاد ِ امکان ِ هم‏اندیشی ِ دانشمندان ِ هواشناسی در مورد ِ آن‏چه بر شرایط ِ جوّی ِ جهان می‏گذرد و تلاش در راستای آگاهی دادن به دولت‏ها در مورد ِ پژوهش‏های هواشناسان بود. این هیأت مأموریت ِ خود در حوزه‏ی مطالعاتی را به خوبی به انجام رساند. هرچند گاه‏به‏گاه انتقاداتی هم به آن وارد شد؛ گاه شکوه‏ها از این‏که گزارش‏‏های دانشمندان ِ این هیأت در تشریح ِ مسئله‏ی تغییرات ِ هوا، چیزی جز گزاف و مبالغه نبوده و گاه گلایه از این‏که ماجرا در این گزارش‏ها بیش از اندازه سهل انگاشته و کوچک شمرده شده است. حاصل ِ کار ِ پژوهشگران ِ این هیأت برای دانش ِ هواشناسی ارزشمند بوده است. طیف ِ گسترده‏ی پیش‏بینی‏های صورت‏گرفته در این مرکز -از پیش‏بینی ِ گرم‏شدن ِ ملایم ِ دمای هوای زمین به میزان ِ ۱.۱ درجه‏ی سانتیگراد تا پایان ِ قرن تا پیش‏بینی ِ گرم‏شدن ِ جهنمی ِ ۶.۴ درجه‏ای- خود نشان از عدم ِ قطعیت ِ قرین ِ این دانش دارد. 

هواشناسی، با این عدم ِ قطعیت‏ها که ناگزیر ِ هر علم است، برای برطرف کردن ِ نیاز ِ سیاستمداران سازی خوش نمی‏خواند. سیاستمداران و آن‏ها که رأی می‏دهند، قطعیت را بیشتر می‏پسندند. مثلاً اگر سیاستمدارید و در حال ِ مبارزه‏ی انتخاباتی، شعار ِ انتخاباتی ِ "شش‏ماه تا نجات ِ زمین" احتمالاً رأی ِ بیشتری برایتان جمع می‏کند تا این‏که بخواهید خیلی علمی بگویید "احتمال ِ قابل ِتوجهی وجود دارد -البته قطعیتی در کار نیست- که تغییرات ِ جدّی در شرایط ِ جوّی به وقوع بپیوندد و بسته به سطح ِ رشد ِ اقتصادی، رشد ِ جمعیت و ابداعات ِ بشر، زیست‏کره را در معرض ِ آسیب قرار دهد." سیاست، همچون روزنامه‏نگاری، به ساده‏کردن ِ مسائل و اغراق تمایل دارد. همین است که مثلاً وقتی دولت ِ انگلستان در مورد ِ تغییرات ِ جوّی آگهی می‏سازد، لحن ِ آن کودکانه و مناسب ِ مهد ِ کودک‏هاست؛ که مثلاً به دنبال ِ یک سطل ِ آب، "جک و جیل دویدن و دویدن، سر ِکوهی رسیدن، سطل ِ آبو ندیدن... چون تغییرات ِ جوّی اتفاق افتاده بود و همین موضوع باعث ِ خشکسالی شد و جک و جیل را نالان و تشنه‏لب ساخت.

این رویکرد به مسئله ممکن است بتواند در کوتاه‏مدت برخی رأی‏دهندگان را به حمایت از اقداماتی در مبارزه با تغییرات ِ هوا ترغیب کند؛ امّا این‏که این‏چنین اغراق‏آمیز ادعا کنیم کودکان ِ بریتانیایی به دلیل ِ تغییرات ِهوا آینده‏ی خود را در بریتانیایی چون صحرا برهوت خواهند گذراند اشتباه و حتی خطرناک است. همین هفته، نهاد ِ استانداردگزار در حوزه‏ی تبلیغات و آگهی‏های بریتانیا دولت را به خاطر ِ این آگهی ِ ساده‏لوحانه مورد ِ انتقاد قرار داد. ادامه ی مطلب

کلمات کلیدی:
اکونومیست تغییرات اقلیمی
 

Add comment