آیا برای مقابله با تغییرات اقلیمی توافق وجود دارد؟ | Print |
Climate Change - محتوای چندرسانه ای - Multimedia
Written by Behrooz Hassani M   
Thursday, 02 June 2011 08:55

 

نماینده ی سابق هند در گفتگوهای اقلیمی از توافق جهانی برای مقابله با تغییرات اقلیمی و موضع کشور هند در این حوزه سخن می گوید.

 

 

 

 

آیا برای مقابله با تغییرات اقلیمی توافق وجود دارد؟
 

Comments  

 
#1 miri 2011-06-02 22:22
سلام و خسته نباشید برای گذاشتن دو پست بسیار خوب و مهم در سایت .من قول داده بودم وراجی نکنم .ولی این دفعه را بر من ببخشایید .چون تصمیم دارم روده درازی بکنم . اما قول میدهم با وجودی که خیلی مایلم در قسمت پست "کمک بانک جهانی به چهل شهر ..." هم کامنت بنویسم .آنجا سکوت کنم . خب من در صحبت های " آقای ساران " نکته جدیدی ندیدم . بدان معنا که جهت گیری هند کنونی همان جهت گیری زمان کنفرانس کانکون و حتی کپنهاگ است . هیچ تغییری در آن هویدا نبود .یا شاید من مثل همیشه کند ذهن تر و دیر فهم تر از دیگران هستم ؟ نمی دانم ؛اما من کامنت نویس هستم : پس بر مبنای برداشت خودم از یک قضیه می نویسم و برای اینکه به شما ثابت کنم که آقایان در جا زاده اند . نگاهی به متن زیر را پیشنهاد می کنم . تاریخ نگارش این نوشته در سال ۱۳۸۸ است ، یعنی در گرما گرم برگزاری کنفرانس کپنهاگ . آیا شما تفاوتی بین جهت گیری هند در این دو مقطع متفاوت زمانی می بینید ؟ من که ندیدم و به نظر من هند و برزیل یا هر کشور در حال توسعه نباید از زیر بار مسولیت شانه خالی کنند .فقط بدین بهانه که در حال توسعه هستیم و سهم کشور های شمال در گرمایش زمین بیشتر است .البته من به آقای ساران در جهت گران بودن این مبارزه ،مسائل مالی و تکنو لوژی حق می دهم .اما جهت گیری ایشان در مورد انرژی هسته ای و راکتور های اتمی برایم خیلی ناراحت کننده بود .


کشور هند هم اکنون سالانه در حدود ‪ ۲۵۳‬میلیون تن گازهای گلخانه ای تولید می‌کند که این تولید ناشی از سوخت فسیلی است که روبه افزایش نیز می باشد. البته شاید میزان تولیدات گازهای گلخانه‌ای هند کمتر از کشورهای اروپایی همچون بریتانیا باشد اما جمعیت میلیاردی هند باعث شده که این کشور در رده چهارم تولیدکنندگان گازهای گلخانه‌ای در سطح جهان قرار گیرد و این موضوعی است که تغییرات آب و هوایی نگران کنندها ی را نه تنها برای هند بلکه برای جهان بوجود آورده است.
بنابرهمین امر است که حضور هند در اجلاس های تغییرات آب و هوایی زمین دارای اهمیت می‌باشد.
به نظر می‌رسد که کشورهای توسعه یافته تلاش دارند هند را مجبور به کنترل روند تولیدات کربنی خویش کنند و این موضوعی است که واکنش منفی هند را در برابر این فشار که آن را یکجانبه توصیف می‌کند، فراهم کرده است.
در مقابل فشارهایی که بر هند وارد می‌شود این کشور خواستار توسعه فناوری لازم برای کنترل تولیدات کربنی و مقابله با تغییرات آب و هوایی است. هند این مسوولیت را بر دوش کشورهای توسعه یافته قرار می‌دهد و تلاش می‌کند توازنی را در فضای بوجود آمده میان کشورهای در حال توسعه با رشد شتابان همچون هند، چین و یا آفریقای جنوبی و برزیل با کشورهای رهبر همچون ایالات متحده و اروپایی غربی بوجود آورد.
آنچه که در این میان دارای اهمیت می‌باشد این است که هند حتی اگر بتواند فشارهای بین‌المللی را کاهش دهد و بتواند روند روبه رشد خویش را بدون توجه به آلودگی ناشی از تولیدات گازهای گلخانه‌ای ادامه دهد، اما باید به این موضوع اهمیت دهد که خود نیز متاثر تغییرات آب و هوایی با خطرات زیست محیطی رو به رو است که نه تنها از نظر حیاتی زندگی مردم این کشور را تهدید می‌کند بلکه اقتصاد آن را نیز دچار اختلال خواهد کرد.
به عنوان مثال، آلودگی ناشی از روند صنعتی شدن باعث شده از هر ‪ ۱۰‬نفر شهروند دهلی یک نفر به بیماری آسم مبتلا باشند از سوی دیگر بیش از ‪۱۷‬ درصد دانش آموزان هندی در شهرهای این کشور با مشکل بیمارهای ریوی مواجه می باشند.
آلودگی ناشی از روند صنعتی شدن تنها به بخش شهری هند محدود نشده است بلکه روستاهای این کشور به دلیل روند صنعتی شدن با آلودگی محیط زیستی مواجه می‌باشند، وجود زباله‌ها و سرایت آن به منابع زیرزمینی اعم از آب، موجب شده است تا بیش از ‪ ۴۰‬درصد زمین‌های کشاورزی هند مرغوبیت خویش را درجهت تولیدات کشاورزی و بویژه برنج از دست دهند.
همچنین براساس گزارش وزارت محیط زیست هند در حدود ‪ ۴‬درصد از میزان تولیدات داخلی این کشور به دلیل آلودگی ناشی از صنعتی شدن تا سال ‪۲۰۰۹‬ کاسته شده و این در شرایطی است که تغییرات آب و هوایی روی رشته کوه هیمالیا که هند را در شمال دربرگرفته است، این کشور را با خطر طغیان آبهای رودخانه‌ای ناشی از زدوب سریع یخ‌ها از یکسو، افزایش دمای هوا از سوی دیگر مواجه کرده است .
بنابر این اصل است که می‌توان اذعان داشت هند به همان میزان که در تولیدات گازهای گلخانه‌ای و تغییرات آب و هوایی سهیم است در عوارض ناشی از این مشکل جهانی و آسیب پذیری از آن نیز سهیم می‌باشد. لذا به نظر می رسد که هند باید مسوولیت بیشتری را در حل این معضل جهانی پذیرا باشد.
Quote
 
 
#2 miri 2011-06-02 22:28
اما اگر مسئله ما فقط هند بود . که می شد نهایتا آن حل کرد .درد اینجاست که آنقدر امریکا و دیگر کشور های صنعتی در برافروختن این آتش تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین و انتشار گاز های گلخانه ای گوی سبقت را از هم ربوده اند ، که هر وجدان بیداری به آقای ساران در بسیاری از جوانب گفتار باید حق بدهد .او درست می گوید : ( اگر تمام دنیا با ما در این زمینه همکاری کند ، ما هم حاضر به همکاری هستیم . یا اینکه باید درزمینه ذخایر انرژی فسیلی و استفاده از انرژی های پاک که متاسفانه انرژی هسته ای هم جزیی از آنهاست استراتژی خود را عوض کنیم .و ......) باز هم متنی هست که از آن کمک می گیرم تا نقطه نظرم را روشن تر بیان کنم
او آمد. به سرعت قرارداد امضا کرد و رفت.این همه دخالت رئیس جمهور آمریکا باراک اوبام در کنفرانس گرم شدن آب و هوا در کپنهاگ بود و اینکه آیا او با این کارش همه چیز را به یک بن بست کامل کشاند یا آن را با امضای یک تکه کاغذ بی پشتوانه محدود و محکوم کرد بستگی به نقطه نظر شما دارد.
بنابراین نتیجه یک تعهد سیاسی بود و نه یک معاهده.
واژه ها به اندازه کافی گویا هستند. ” ما بر اراده قوی سیاسی مان تاکید می کنیم تا به سرعت با تغییرات آب و هوایی مبارزه کنیم. “
و: “ما این نظر علمی را که افزایش درجه حرارت باید زیر دو درجه سانتیگراد باشد بر اساس برابری و در چارچوب توسعه پایدار، تایید می کنیم و همکاری بلند مدت خود را در قبال مبارزه با تغییر آب و هوا افزایش خواهیم داد.
حالا سوال این است که پیدا کنید گوشت گوساله را، که قرار است بعدا به این ساندویچ اضافه شود.
مدل سالامی
معامله میان رئیس جمهور اوباما ون جیائو بای نخست وزیر چین، در کنار سایر کشورهای کلیدی، چون هند، برزیل و آفریقای جنوبی، به انجام رسید. این موضوع تا حد زیادی به شما نشان می دهد که چگونه دیپلماسی در آینده اتفاق می افتد.
آمریکا و چین مجبورند که بر سر این موضوع با یکدیگر کنار بیایند. آنها حتی مجبورند بر سر موضوعاتی دیگری نیز با یکدیگر کنار بیایند. دست کم مشخص است که این موضوع آنها را به انجام چنین کاری تشویق می کند.
با این همه بازیگران جدیدی در حال ظاهر شدن روی سن هستند. روسیه غایب بود. اروپا هیچ کجا نبود. آنها قبلا تعهدات خود را در این زمینه انجام داده اند و نیازی نبود تا به صحنه باز گردند.
بقیه مجبور بودند پا پیش بگذارند.
یک دوران سخت در پیش است و آن زمانی است که دولت ها مجبورند برای اجرایی شدن کارها متعهد شوند و همه برای دیدن اینکه چه کسی کار انجام می دهدو چه کسی نمی دهد به تماشا خواهند ایستاد.
شاید کارها بیش از حدی است که بتوان از پس آن بر آمد و لقمه ها بزرگتر از دهان ها است. معمولا در دیپلماسی بین المللی رسم است که با مشکلات به شیوه سالامی ( مرحله به مرحله) برخورد می کنند تا اینکه بخواهند همه آن را با هم و یکجا هضم کنند.
فروم مدیریت ناپذیر؟
از سوی دیگر این یک حقیقت است که مدیریت کنفرانس های خیلی بزرگ واقعا مشکل است. حتی نشست های اروپایی، که در قیاس با استانداردهای کپنهاگ کوچک به شمار می آید، تقریبا همیشه با همین نتیجه به پایان می رسند و آن اینکه چند کشور معدود کنترل کار را به دست می گیرند و اراده خود را تعمیم می دهند.
اینکه چرا اجلاس کپنهاگ نتوانست به اهداف خود دست پیدا کند پنجاه پنجاه است آیا ساختار باعث آن بود یا تصمیمات اتخاذ شده؟ آیا به خاطر این بود که دولت های زیادی سعی کردند در ساعاتی که دیگر خیلی دیر شده بود پا به عرصه مذاکره بگذارند یا خیلی ساده اینکه برخی از آنها خواستند همکاری کنند یا تعهدی بدهند همانطور که دسته ای دیگر اساسا بر این باور بودند که جهان نیازی به این اقدامات نجات بخش ندارد.
احتمالا پاسخ مخلوطی از همه این ها است.
شاید گذر زمان به این موضوع کمک کند اما موضوع این است که برای این مردان و زنان دولتی، زمانی باقی نمانده است. آنها باید دائما درحرکت باشند و کاری انجام دهند.

ولی من پا پیش تر می گذارم و باز با کمک متنی دیگر می گویم اکثریت اهالی کره زمین حتی از حداقل امکانات زندگی برخوردار نبوده و مصرف انرژی آنها بسیار محدود است و در فقر بسر می برند، با مشکلات زیست محیطی عظیمی سرو کار دارند که عاملانش در اروپا و آمریکا نشسته اند.
نظریه پردازان بی شرم سرمایه داری با آگاهی از این وضعیت، سعی در وارونه کردن این حقیقت دارند که نه تنها کشورهای صنعتی و سرمایه داری “شمال” مستقیما مسئول فقر و گرسنگی کشور های فقیر “جنوب” می باشند، بلکه بر اساس آمار و ارقام منتشر شده توسط سازمان ملل متحد، این کشورها مسئوولیت نابودی منابع طبیعی کره‌ی خاکی و تخریب محیط زیست را نیز به عهده دارند. آنها مسئول بسیاری از “حوادث طبیعی” هستند که امروز در کشورهای جهان در نتیجه غارت و چپاول منابع طبیعی جهان و استفاده‌ی نادرست درمصرف انرژی، صورت می گیرد.
سیستم سرمایه داری با امتناع ازجلوگیری از رها شدن گازهای گلخانه‌ای، مسئوول آسیب زدن جدی به لایه اُزُن است که اگر جلو آن گرفته نشود، برای ساکنان کره زمین فاجعه ببارخواهدآورد.
آمار و ارقام نشان دهنده شدت گیری غیر قابل تصور نابودی منابع کره‌ی زمین از زمان آغاز انباشت اولیه، انقلابات صنعتی و بوجود آمدن سیستم سرمایه داری در جهان تا به امروز است.
نابودی کره زمین و ساکنانش و سیستم سرمایه داری جهانی به یک دیگر گره خورده اند. امپریالیسم با ویران کردن جنگل های انبوه و مسموم کردن رود ها و منابع آب، دستگاه تنفسی کره خاکی را از کار انداخته، ساکنان این مناطق را بی خانمان ، آواره وبیمار کرده و آنان را به برده گی و فقر کشانده‌است.
درخت های جنگل های جهان در بعضی از مناطق تا ۹۰% بریده شده و بفروش رفته اند.(۷)
کشور های شمال (اروپا و آمریکای شمالی) باسیاست های خود باعث ویرانی کشاورزی در آفریقا و آمریکای لاتین گشته اند و مستقیما در ایجاد خشکسالی های طولانی و گرسنگی ساکنان این قاره‌ها دست دارند.
دولت های “متمدن” اروپا و آمریکا ، پارلمان های “دمکراتیک” جهان سرمایه داری قاتل ۱۸۰۰۰ کودک در روزند که از پی آمد فقر و خشکسالی می میرند. تنها ۱۹۰ میلیون کودک در سال قربانی سیاست “متمدنانه”ی ” جهان آزاد”می شوند.
سرمایه داران متمدن اروپا و آمریکا دست در دست دولت های سرمایه داری به انباشت زباله های اتمی خویش در ساحل عاج و دیگر نقاط جهان مشغولند و معلوم نیست درآینده نزدیک چه رسوائی دیگری ببار نیاورند.
“جهان آزاد” سال ها دست به آزمایشات اتمی در اقیانوس ها و دریا های جهان زده است که ساکنان مناطق نزدیک به محلهای آزمایشات اتمی را دچار انواع بیماری های غیر قابل درمان ساخته و محیط زیست را تخریب نموده است.
Quote
 
 
#3 miri 2011-06-02 22:32
بنا بر این جواب به پرسش این پست یعنی ( آیا برای مقابله با تغییرات اقلیمی توافق وجود دارد ) ؟ باید با صدای رسا بگویم ؛ نه ؛وجود ندارد . چرا ؟ چون مسئله ؛ اختلاف دید و فلسفه برخورد با تغییرات اقلیمی است ؛ که منشا اختلافات طبقاتی دارد . نحوه برخورد و مبارزه طبقه کارگر ( دولت بولیوی ) با تغییرات اقلیمی با نحوه مبارزه روشنفکر بورژوا (حزب دموکرات امریکا ) طرفدار محیط زیست تفاوت اساسی دارد . زحمتکشان و روستاییان پاکستان که بوسیله سیل ناشی از تغییرات اقلیمی هست و نیست خود را از دست داده اند . نمی توانند با خانم مرکل نخست وزیر آلمان که خیلی هم سنگ محیط زیست را به سینه می زند ،
. در یک جهت با گرمایش زمین مبارزه کنند .اما هر دو در جهات کاملا مخالف ولی با همکاری هم ( تاکید می کنم با همکاری همدیگر ) می توانند تا حدی موفق شوند .و این خودش در جای خودش امید وار کننده است که نیروهای متفاوت برای درهم شکستن دشمن بشریت و کره خاکی ( تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین ) همکاری کنند . اما هیچ گاه نمی توانند با هم به توافق برسند . حالا نهایتا می پردازم به دیدگاه زحمتکشان جهان با مبارزه با تغییرات اقلیمی .
Quote
 
 
#4 miri 2011-06-02 22:35
بیانیه نهایی کارگروه بررسی دلایل ساختاری تغییرات جوی اجلاس بولیوی

از زمان‌هایی بسیار دور، توسعه فرهنگ و سلطه غربی بر طبیعت با تخریب اجتماعات و شیوه زندگی مردمان بومی و همچنین نظام‌های تولیدی، اقتصادی اجتماعی و فرهنگی آنان آغاز شد. توازن و هارمونی مابین مام زمین و زیست سالم باعث تحمیل منطقی از سلطه بشر بر زمین گردید، که به موجب آن منطق بشر بر همه چیز دیگر (اول من، سپس من و همیشه من) اولویت داشت و سلطه انسان بر انسان و استثمار انسان از انسان بر هر چیز دیگر ارجحیت یافت.

به نظر ما، همه چیز حیات دارد و همه چیز با یکدیگر رابطه متقابل دارند. بر عکس، غرب حیات را در نظر نمی‌گیرد، و در نزد آنان نه کوه‌ها و نه رودخانه‌ها هیچ یک حیات ندارند، و تنها چیزی که حیات دارد موجود بشری و یا هر چیز است که حرکت می‌کند. نظام سرمایه‌داری منافع فردی، شخصی و منافع فرد را بر منافع اجتماع ترجیح می‌دهد و جوهره حیات را که رابطه و درک متقابل ما بین موجودات و انرژی‌هاست کنار می‌گذارد تا هارمونی و رابطه متقابل ما بین موجودات و مام زمین برقرار نماید.

مام زمین دارد وارد بحرانی می‌شود که بی‌نظمی فوق‌العاده‌ای را به همراه دارد و تجاوز فزاینده و لجام گسیخته به هارمونی طبیعت منجر به بروز بحران عمیق در تمدن غربی می‌گردد. این بحران نتایج فاجعه باری در زمینه انرژی، مالی، جوی، غذا و آب به بار خواهد آورد که در کنار بحران همزیستی عواقب مصیبت باری را باعث خواهد شد.

کشورهای توسعه یافته که روند صنعتی کردن تهاجمی منابع طبیعی را از آغاز انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم آغاز کردند، پایه توسعه خود را بر مدل سرمایه‌داری استوار نمودند. در نتیجه، ۸۰ درصد مسئولیت تولید گازهای آلاینده که تاکنون انجام گرفته برعهده آنهاست؛ در حالی که فقط ۲۰ درصد جمعیت کره زمین را تشکل می‌دهند. ۸۰ درصد جمعیت کره زمین (که توسعه نیافته‌ترین کشور‌‌ها را تشکیل می‌دهند) فقط مسئول تولید ۲۰ درصد گازهای گلخانه‌ای هستند.

بنابراین، می‌توانیم بگوییم که خصوصیات اصلی مدل توسعه نظام سرمایه‌داری مسئول بحران تغییرات جوی جهان است. مختصر آنکه این بحران حاصل عوامل زیر است:

۱- مدل سرمایه داری توسعه.

- این مدل مخرب اصلی مام زمین است.
- کشور‌های صنعتی به افراط از منابع طبیعی برداشت و آن را ویران کرده‌اند. این کشورها بواسطه فعالیت‌های به شدت آلوده‌زای خود، تولید آلودگی می‌کنند، گازهای سمی، پسمانده‌ها و تولیدات زیان‌بار را به اتمسفر و محیط زیست روانه می‌سازند.
- شرکت‌ها و کمپانی‌های فراملیتی منابع طبیعی و حیات اجتماعات را، به عنوان بخشی از فعالیت‌های نظام سرمایه‌داری، غارت کرده‌اند.
- این فعالیت‌های صنعتی -مدل توسعه سرمایه‌داری- دمای زمین را به اندازه‌ای بالا برده که ما اکنون دچار عواقب آن مانند جاری شدن سیل‌ها، خشکسالی‌ها و سایر حوادث فوق‌العاده -غیز از قحطی و بروز امراض مختلف در میان جمعیت جهان- است. کشورهای سرمایه‌داری از این لحاظ مسئول بروز مسائلی هستند که ما در اجتماعات خود با آنها مواجه هستیم.
- عملیاتی کردن این مدل توسعه به شدت بر واحد خانواده (اغلب زنان، کودکان و اعضاء مسن آن) تاثیر می‌گذارد، و مانع از این می‌شود که خانواده پایه و اساس جوامع قرار گیرد.
- به عنوان بخشی از منطق توسعه سرمایه‌داری تسلیحات، توسعه‌طلبی و فزون‌خواهی، و صنایع کارآمد تقویت و گسترده می‌شوند – و این از طریق بکارگیری تکنولوژی لازم برای کنترل منابع طبیعی و انرژی، نیروی برق و سایر صنایع انجام می‌شود.

۲- در مدل سرمایه‌داری توسعه به انگیزه دستیابی به حداکثر سود توسط شرکت‌ها و افراد انجام می‌گیرد.

- نزد نظام سرمایه‌داری هیچ چیز در طبیعت و زندگی مقدس نیست. همه چیز برای تولید سود (پول در آوردن) کالا تلقی می‌شود (همه چیز قابل خرید و فروش است).
- دانش، دانش مردم و منابع طبیعی به کالا تبدیل می‌شوند. منابع استخراج شده، فرآوری شده و مصرف می‌شوند و بدین ترتیب رابطه معنوی مابین مردم و طبیعت بریده می‌شود.

۳- منطق مصرف نامحدود منجر به استثمار بیش از ظرفیت منابع طبیعی توسط نظام سرمایه‌داری می‌شود.

- کشورهایی که رشد و توسعه خود را بر پایه نظام سرمایه‌داری و توسط شرکت‌ها و فراملیتی‌ها انجام می‌دهند نخستین کشورهایی هستند که “زندگی را تبدیل به متاع” می‌کنند و این منجر به دمیدن روح مصرف‌گرایی در مردم و کشورها و از دست رفتن هویت فرهنگی‌شان می‌شود. چرا که این شرایط باعث می‌شود که شیوه زندگی، فرهنگ، آداب و سنن و خرد و دانش خود را تغییر دهند.
- در این نظام، سرمایه بیشتر از افراد مردم اهمیت دارد و ارزش و اهمیت افراد و جوامع به میزان مصرف‌شان است؛ ‌هویت اشخاص توسط تبلیغات تهاجمی رسانه‌هایی شکل می‌گیرد که در خدمت بازاریابی پیگیر هستند.
- در این نظام، هویت نوع بشر به مصرف او بستگی دارد. کسی که مصرف بیشتر دارد ارزش بیشتری دارد و از بقیه افراد بهتر است. رقابت منطق زندگی را تشکیل می‌دهد.

۴- تولید نامحدود، بر پایه استثمار بیش از ظرفیت و خصوصی‌سازی منابع طبیعی و دانش بشر استوار است و هدف آن تولید سود از طریق تبدیل زمین، آب، جنگل‌ها، بیشه‌ها، انواع متنوع موجودات زنده (biodiversity) نیروی کار و دانش بشر به متاع (کالای قابل خرید و فروش) است.

- استثمار غیر عقلانی از منابع طبیعی، ما را به سوی قطع رابطه دو طرفه و متقابل با مام زمین و عدم مراقبت از آن هدایت می‌کند. این منطق تولید نامحدود بر پایه خصوصی‌سازی منابع طبیعی و خود حیات استوار است. سرمایه‌داران بزرگ (از مسیر فعالیت از طریق شرکت‌ها و فراملیتی‌ها) کسانی هستند که مام زمین را تهدید (به نابودی) می‌کنند.

- مضافا اینکه، با پیاده کردن سیاست خصوصی‌سازی و غارت منابع طبیعی و انواع متنوع موجودات زنده (biodiversity)، این اقدامات و سیاست‌ها توسط بسیاری از آژانس‌های بین‌المللی مانند “صندوق بین الملل پول”، “بانک جهانی” و سایر آژانس‌های مشابه که بخشی از نظام سرمایه‌داری هستند مورد تشویق و حمایت قرار می‌گیرند.
- تقاضای مفرط برای انرژی جهت تولید و پاسخگویی به تقاضای جوامع مصرف‌زده، باعث استثمار بیش از ظرفیت از منابع تولید می‌گردد که عمدتا به مردمان بومی و کشورهایشان صدمه می‌رساند.

۵- تغییرات آب‌وهوایی مسئله‌ای نیست که به علت پیشرفت در تکنولوژی ایجاد شده باشد. بحران تغییرات جوی در واقع مسئله‌ای است که نظام تولید سرمایه‌داری ایجاد کرده است.

- تکنولوژی تنها کلید حل مسئله تغییرات جوی نیست.
- نخستین تخریب‌کنندگان مام زمین کشورهای صنعتی هستند. تکنولوژی و دانش برای رسیدن به هدف صنعتی شدن مورد استفاده قرار گرفته است و ایشان در صدمه رساندن به کره زمین مجرم هستند.
- ابداع تکنولوژی با هدف ایجاد زمینه‌ها و منابع جدید برای سرمایه‌گذاری صورت می‌گیرد. و اختراع و ابداع تکنولوژی، در صورتی که فرضیات اساسی مدل توسعه سرمایه‌داری را مورد سوال قرار ندهد، فقط می‌تواند مسائلی که با آن مواجه هستیم را عمیق‌تر و وخیم‌تر کند.
- راه‌حل‌های تکنولوژی بحران آب‌وهوایی را حل و فصل نخواهد کرد. این نوع راه‌حل‌ها فقط مساله را پیچیده‌تر می‌کنند. چرا که آنها به دنبال پیاده کردن راه‌حل‌هایی غلط هستند – مانند سوخت‌های گیاهی که فقط مواد غذایی مردم را از آنها دریغ می‌کند و مرزهای کشاورزی را به هزینه تخریب اکوسیستم‌ها و اشکال مختلف حیات (به بهانه تولید انرژی پاک) گسترش می‌دهد.

۶- نظام سرمایه‌داری روابط نابرابر مابین کشورها را تعمیق می‌بخشد (و آنها را به سلطه‌گر و تحت سلطه تقسیم می‌کند).

- این نظام کسب سود را بر برابری و عدالت ترجیح می‌دهد. چرا که اگر توازن و برابری مابین افراد بشر نباشد، آن وقت امکان ندارد به توازن با طبیعت دست یافت و این در حالی است که کشورهای صنعتی منابع مالی و تکنولوژی کافی در اختیار دارند – تا در صورتی که سایر کشورهای جهان آمادگی نداشته باشند- جهان را از عواقب تغییرات آب‌وهوایی محفوظ به دارند.

* جمع‌بندی:

درست مانند جوامع بومی و مردم بولیوی، ما نیز می‌دانیم که ما مسوول بحران آب‌وهوایی نیستیم و لذا پیشنهاد می‌کنیم که بجای تغییر آب‌وهوا، نظام سرمایه‌داری را تغییر دهیم. این تنها راه مقابله با تغییرات آب‌وهوایی است. چرا که بحران آب‌وهوایی معلول مدل توسعه سرمایه‌داری است.

پیشنهاد ما برای مقابله با مدل توسعه سرمایه‌داری چیست؟

نظام سرمایه‌داری، به عنوان نظامی مخرب و استثمار کننده بیش از ظرفیت مام زمین، ما را مجبور می‌سازد که نظامی جدید و اجتماعی اختیار کنیم. این نظام جدید حامل زندگی سالم و گسترش آن از طریق زیر است:

- اجرای یک همه‌پرسی جهانی که در نهایت منجر به یک توافق تنهایی با کشورهای صنعتی شده و بدین ترتیب آنها را مجبور می‌سازد که مسئولیت اعمال خود را بپذیرند.

- اعمال نظارت و کنترل -به کمک مکانیسم‌های بین‌المللی- برابر جلوگیری از تخریب مام زمین و تنبیه کسانی که مرتکب این جرم می‌‌شوند. این اقدامات باید با شرکت مردمان بومی صورت گیرد.

- توافق بین‌المللی مابین کشورهای مختلف برای اجرای برنامه‌ای برای تولید متوازن.

- بازیابی، تفویض اختیار و احترام به خرد و دانش‌های اجدادی.

بنابراین ما، پس از مدت‌ها سکوت، به عنوان خادمین و فرزندان مام زمین، اعتقاد داریم که لحظه لازم فرا رسیده تا شرایط لازم جهت ریشه‌کن کردن سلطه بشر بر طبیعت (و لذا زندگی بهتر) را فراهم کنیم. تحسین و ستایش طبیعت و ایجاد توازن ما بین اجتماعات، ایجاد روابط معنوی و هماهنگ مابین زمین و زندگی، مابین بشر و طبیعت و دانش مردمان مختلف را از نو فراهم و ایجاد کنیم. موجبات زندگی سالم در فضای محدودی که مابین نیاز به سلامت و منابع کره زمین وجود دارد باید از نو فراهم شود.
Quote
 

Add comment