|
Climate Change -
معرفی و موضوعات پایه - Introductions
|
|
Written by Behrooz Hassani M
|
|
Wednesday, 25 August 2010 09:47 |
|
این مطلب مربوط به ده ماه قبل است اما از آنجایی که دارم تلاش می کنم برخی مطالب مفید را، حتی اگر قدیمی، روی سایت جمع آوری کنم، آن را مجدد درج می کنم. مطلب از روزنامه ی جامعه است و در طی آن الهه موسوی با پروفسور یخکشی مصاحبه کرده است. بخش هایی از مطلب را حسب عدم تناسب زمانی حذف کرده ام. مطلب کامل از اینجا قابل دسترس است.
-درباره منشاء تغييرات اقليمي چه عقيده يي داريد؟ آيا نظر شکاکان را مبني بر اينکه «جهان به هر حال همواره در حال تغيير و تحول و گرم شدن و سرد شدن است و چه انسان باشد و چه نباشد اين اتفاقات خواهد افتاد» مي پذيريد يا اينکه به نقش انسان در ايجاد اين پديده معتقد هستيد؟ تغييرات اقليمي پديده يي طبيعي است که در ادوار تاريخ کره زمين وجود داشته، کما اينکه ما اکنون در دوره چهارم بين يخبندان هستيم، يعني هرچند ميليون سال، زمين سرد است و باز مجدداً، گرم مي شود که اين سير را قبلاً نيز داشته ايم و خواهيم داشت. اما اين تکامل، بسيار کند و آهسته پيش مي رفته و طي ميليون ها سال اين تغييرات صورت مي گرفت که در دهه هاي اخير با دخالت انسان ها متاسفانه سرعت غيرقابل تجسمي به خودش گرفته است و با مصرف سوخت هاي فسيلي و آزاد شدن صدها ميليون مترمکعب گازهايي مانند دي اکسيدکربن، متان و امثالهم که داراي اثرات گلخانه يي هستند و ساير فعاليت هايي که با دخالت انسان انجام مي گيرد از جمله با نابود کردن جنگل ها، باغ ها و فضاي سبز، اين فرآيند سرعت بسيار زيادي گرفته است. -اين سرعت چقدر زياد شده است؟ آمارها مي گويند در قرن بيستم در مجموع دماي متوسط زمين0.7 درجه بالا رفته ولي در همين دهه اخير قرن بيست و يکم، 0.1 درجه گرم شده و نهايتاً شدت اين افزايش دما اگر ادامه پيدا کند، مسائل غيرقابل تصوري براي ما پيش خواهد آمد و مي توان گفت دوره آخرالزمان رسيده است زيرا در آن هنگام تمام يخ هاي قطبي (جنوب و شمال) و يخ هاي مناطق يخچال هاي طبيعي آب خواهند شد که الان اين روند آغاز شده و ما مي بينيم قطعات بزرگ چندين صدهزار هکتاري، از قطعه يخ اصلي و مادر جدا شده و در اقيانوس ها شناور مي شوند. اين خطرات بسياري را براي ساکنان زمين در تمام نقاط به همراه خواهد داشت، چرا که انسان نمي تواند خودش را با اين تغييرات آدابته کند و در نتيجه آسيب خواهد ديد. پديده يي که آرام آرام و طي مدت زماني طولاني به وجود مي آيد، تمام موجودات به آن عادت مي کنند، ولي پديده هايي که يکباره حادث مي شوند و سرعت زياد دارند، بر سر راه خود همه چيز را زير و رو مي کنند. مثلاً انسان هاي قبل و بعد از دوره صنعتي را نگاه کنيد، انواع سرطان ها و سکته ها يا ناراحتي هاي روحي و رواني چرا اين همه افزايش پيدا کرده؟ آلودگي هوا، آلودگي صوتي، آلودگي آب، مواد غذايي، خاک، محصولات کشاورزي و امثال آن باعث بروز اين بيماري ها شده اند. ما در قرن هاي پيش از انقلاب صنعتي در اين سطح بيماري نداشته ايم که اينها خود از انواع آلودگي ها و تشديدکننده تغييرات اقليمي محسوب مي شود و دامن انسان ها را مي گيرد. -برخي گمان مي کنند از کانون هاي بحران تغيير اقليمي بسيار دور هستند، هم به لحاظ زماني و هم مکاني و با چنين توجيهي، به بسياري از نگراني ها و اعتراضات سبزها به تخريب ها و تخطي ها از قواعد علمي و قانوني محيط زيستي، پاسخ مي دهند. در واقع اين توجيه تبديل به دليلي شده براي انواع قانون شکني ها و حتي اجراي پروژه هايي که توجيه علمي و حتي اقتصادي ندارد، البته عده يي هم واقعاً اطلاعات کافي در اين باره ندارند. نظرتان را بفرماييد. خطر تغييرات اقليمي براي همه هست، البته ممکن است شکل آن در هر منطقه با ديگر نقاط متفاوت باشد. يکي از خطراتي که نتيجه گرم شدن زمين و آب شدن يخ هاي قطبي است کاهش دماي موضعي آب اقيانوس هاست که فون (گونه هاي جانوري) و فلور (گونه هاي گياهي) اين اقيانوس ها را غيرمتعادل مي کند. از سوي ديگر باعث مي شود سطح آب هاي آزاد حتي تا ارتفاع يک متر بالا بيايد. اين به آن معناست که تمام جزايري که در ارتفاع يک متر هستند و سواحل بسياري از کشورها، زير آب مي روند، از جمله سواحل بسياري که در خليج فارس داريم، اينها همه زير آب مي روند. حتي اگر فرض کنيم که انسان ها بتوانند خودشان را نجات دهند، بسياري از مناطق کشاورزي و مسکوني و صنعتي زير آب مي روند که خسارات اقتصادي غيرقابل تصوري را با خود همراه خواهند داشت. اين تنها به همين جا محدود نمي شود و تغييرات آب و هوايي مفهومش اين است که به مرور مناطق گرمسير و حاره به معتدله و بالعکس مناطق معتدله مي تواند به مناطق گرمسيري تبديل شود. اين مساله مي تواند ميزان محصولات کشاورزي و باغداري و رشد گياهان را تا 20 درصد کاهش دهد. وقتي گياهان و پوشش جنگلي کاهش پيدا کند، توليد اکسيژن و جذب کربن کاهش پيدا مي کند و با رشد جمعيت، افزايش سطح انتظار و تنوع طلبي و مصرف گرايي انسان ها بالطبع مشکلات عديده يي از جهت تامين غذاي انسان ها خواهيم داشت. از سوي ديگر سيلاب هايي که جاري مي شوند و باران هايي که مي بارند و در عوض در بسياري از نقاط جهان کاهش بارندگي و خشکسالي از ديگر نتايج تغييرات اقليمي هستند. در کشور خود ما ايران در دو سه دهه گذشته اصلاً صحبتي از سيل نبود، در حالي که اکنون بيش از يک دهه است که در نقاط مختلف ايران سيل هاي زيانبار رخ مي دهد. علاوه بر آن و در راس تمام اينها بايد توجه کنيم با تغييرات آب و هوايي، بسياري از جانوران ريز موذي مثل ميکروب ها و ويروس ها که آدابته منطقه خاصي هستند با تغييرات آب و هوايي به مناطق ديگر کوچ مي کنند؛ مناطقي که مردم آن مناطق به آنها عادت ندارند و دچار بسياري از بيماري ها مي شوند يعني در واقع بيماري ها هم با تغيير اقليم و همراه توفان، سيل، توفان شن و... منتقل و جابه جا مي شوند و به جوامع انساني در مناطق مختلف صدمه وارد مي کنند. بنابراين مي بينيم ممکن است مثلاً در يک منطقه سيل نيايد، ولي خشکسالي داشته باشند و به دنبال آن کمبود محصولات کشاورزي و غذا هم رخ دهد. يا ممکن است توفان شن که ما ديديم با اينکه منشاء آن در جنوب بود و حتي برخي مي گفتند همسايگان غربي ايران بود ولي غبار آن تا تهران هم آمد و به سلامت هموطنان جنوبي و غربي و شهروندان تهراني آسيب هاي جدي وارد کرد که عوارض آن بعدها مشخص مي شود. -آقاي دکتر، آيا مي توانيم سيل و خشکسالي هايي را که در سال هاي اخير بارها و بارها در نقاط مختلف کشور رخ داده از جمله مصاديق «تغييرات اقليمي» به حساب آوريم؟ در واقع دو فاکتور در کنار هم هست. آمار آب و هواي کشور مي گويد طي 30 سال اخير ميزان بارندگي 20 درصد کاهش پيدا کرده است، با اين همه رخداد سيل افزايش داشته و حتي در مناطقي مثل شمال کشور که قبلاً سيل نمي آمده، همه ساله شاهد وقوع اين حادثه هستيم. حال چرا سيل اتفاق مي افتد؟ چون ما در سه چهار دهه اخير تخريب کرده ايم و سطح و تراکم جنگل هايمان طي 50 سال اخير، به نصف کاهش پيدا کرده است و نهايتاً به دليل تîïنïک شدن پوشش گياهي، به راحتي آب باران سرازير و منجر به جاري شدن سيل مي شود. -مشکل اينجاست که الان ميزان بارندگي کاهش پيدا کرده، اما باران هاي اندک، با شدت و به يکباره مي بارند و ديگر کمتر از باران هاي ريز شمال نشاني هست. باران در دفعات کمتر، اما بسيار شديد مي بارد و چون جنگل و مرتع هم کاهش شديد سطح داشته، تبديل به سيل مي شود. آيا اين هم از پيامدهاي تغيير آب و هوا و اقليم است؟ بله. مي توانيم بگوييم که جابه جايي صورت گرفته است. چيزي که بنده خود در سال هاي اخير در شمال شاهدش هستم و مردم هم لمس اش کرده اند. حداقل در مازندران ماه هاي تير و مردادماه معمولاً عاري از نزولات آسماني بود. اما الان از خرداد به اين سو آنقدر باران زياد مي بارد که در سه چهار سال اخير کشاورزان منطقه بالادست مازندران نتوانستند گندم شان را درو کنند و حتي خوشه گندم در حالت ايستاده روي ساقه خودش دوباره جوانه زده است که در نهايت هم مي پوسد. طبق آمار بيمه کشاورزي 90 تا 95 درصد کشاورزان منطقه بالادست مازندران نتوانستند محصول برداشت کنند. -اما در همان حال و در همان منطقه چندي قبل يا بعدش، خشکسالي رخ مي دهد. بله. خشکسالي مي شود و در بالادست وقتي زمين نم نگيرد شخم نمي زنند. کار کشاورزي باز عقب مي افتد و کاشت و برداشت با مشکل مواجه مي شود. همين سال گذشته در بالادست مازندران، آذرماه گندم را کشت کردند، درحالي که معمولاً مهرماه اين کار انجام مي شد. اين جابه جايي ها همه از نتايج گرم شدن زمين و تغييرات اقليمي است. -براي کند شدن روند گرم شدن زمين، دولت و شهروندان که دو روي سکه حفظ منابع طبيعي و مقابله با پيامدهاي تغيير اقليم هستند چه کاري بايد بکنند؟ بر اساس جديدترين آمار سازمان ملل که اخيراً اعلام شد، ايران جزء 10 کشوري است که بيشترين آلاينده ها را توليد مي کند. ما جزء 10 کشور ثروتمند جهان نيستيم، جزء 10 کشور صنعتي يا قدرت اقتصادي جهان نيستيم، از نظر جمعيت هم جزء 10 کشور اول نيستيم، ولي جزء 10 کشور اول آلوده کننده ها هستيم. آن هم کشوري که از يک سو فرهنگ سه هزارساله اش آموزش زيست محيطي مي دهد و از سوي ديگر دينش. هم فرهنگ ايراني و هم دين اسلام در رابطه با مسائل زيست محيطي، ما را امر به معروف و نهي از منکر مي کنند. خداوند در قرآن مي فرمايد؛ «اين زمين را به امانت به دست تو سپرده ام، مبادا آن را تخريب کني و در پايان، بايد به همان صورت که از دست من گرفتي به من سالم برگرداني.» اين همان تعريف توسعه پايدار است که 1400 سال پيش در قرآن آمده و 1700 سال پيش از دوران ساسانيان در «روز درختکاري» مي شناسيم. آنجا که دهقان پير مي گويد؛ «ديگران کاشتند و ما خورديم/ ما بکاريم تا ديگران بخورند». پس ما هم رسالت فرهنگي و هم رسالت ديني چندهزار ساله داريم. بر همين اساس، دولت ما مسووليت بسيار سنگين به عنوان يک کشور مسلمان در مقابل جهان دارد و بعد به عنوان والي اين مملکت، مسووليت سنگيني در برابر مردم دارد. ما نمي توانيم از مردم عادي انتظار داشته باشيم که همه چيز را بدانند و مسائل علمي را بشناسند و رعايت کنند. دولت بايد به کمک ضوابط و مقررات، جلوي توليد و انتشار آلودگي را بگيرد و مردم را آگاه و فرهنگ سازي کند. ابزار لازم را هم دارد. وزارت ارشاد اسلامي هست، وزارت آموزش و پرورش هست، وزارت علوم، جهاد کشاورزي، سازمان جنگل ها، سازمان محيط زيست هستند و علاوه بر تمام اينها، رسانه ملي نيز هست. همچنين مسوولان با کمک کردن به تشکيل انجمن هاي مردم نهاد مي توانند در اين راستا قدم هاي موثري بردارند. -مردم چطور مي توانند به کاهش توليد گازهاي گلخانه يي کمک کنند؟ مردم هم وظايفي دارند. ما نمي توانيم بنشينيم و احساس مسووليت نکنيم. بايد در حفاظت از منابع طبيعي و محيط زيست کشور همراه دولت باشيم، با توجه به اينکه قشر کوچکي آگاهي زيست محيطي دارند، بايد رسالت را برعهده بگيرند، هشدار بدهند و البته رسانه ها نيز هم به مردم و هم به دولت هشدار بدهند. در مصرف آب، سوخت، انرژي و... بايد اصول صحيح مصرف را رعايت کنيم. -نقش دولت در سياستگذاري ها چه مي شود؟ مردم زماني مي توانند درست عمل کنند که دولت زمينه اش را فراهم کند. الان مردم تهران چهار سال است منتظرند تکليف مترو روشن شود. ولي ناوگان حمل و نقل شهري دستخوش دعواي سياسي بين شهرداري و دولت شده است و در اين ميان آلودگي هواي تهران هر روز وضعيت وخيم تري پيدا مي کند. اگر اين وضع اصلاح نشود چگونه مي توان از مردم انتظار داشت مثلاً خودرو شخصي بيرون نياورند تا بنزين مصرف نشود و هوا کمتر آلوده شود يا مورد ديگر، لغو ممنوعيت استقرار صنايع در شعاع 120 کيلومتري تهران يا اين همه قطع درخت که طي همين دو سه ماه اخير در بسياري از شهرها و استان ها داشته ايم. بله. متاسفانه اينها همه هست و بايد اصلاح شود، وگرنه مقابله با گرم شدن زمين معني ندارد. دولت بايد اول با اتخاذ سياست هاي درست و قانونگذاري صحيح و ضوابط محکم در کنار فرهنگ سازي به سوي اين اهداف پيش برود. فضاي سبز يعني توليد اکسيژن و جذب کربن و ديگر گازهاي سمي. يک هکتار جنگل مي تواند 5/2 تن اکسيژن توليد کند و سه تن از آلاينده هاي هوا را جذب کند، آن وقت بخشي از دولت موافقت مي کند تا 10 هزار اصله درخت در زاگرس قطع شود يا در شمال براي ساخت يک جاده يا يک سد، جنگل هاي باستاني را نابود مي کنند. اينها همه مغايرت دارد با مسيري که بايد براي مقابله با تغييرات اقليمي طي کنيم.
This e-mail address is being protected from spambots. You need JavaScript enabled to view it
|