| شاید هم یخها آب بشوند! در پاسخ به رییس پژوهشکده ی هواشناسی | | Print | |
| Climate Change - پاسخ به انتقادات - Respones to Skeptics |
| Written by Behrooz Hassani M |
| Tuesday, 21 December 2010 16:51 |
|
این روزها همزمان با چهارمین کنفرانس منطقهای تغییر اقلیم در تهران که با حمایت سازمان هواشناسی کشور برگزار میشود رئيس پژوهشكده هواشناسي كشور در گفتگو با ایلنا قول داد که یخهای قطبی آب نشوند و تاکید کرد که تغييرات اقليمي نقش موثري در رخدادهاي طبيعي ندارند. این در حالی است که در طی همین یک هفتهی گذشته دکتر سلاجقه رئيس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري کشور در گفتگو با مهر عنوان کردهبود که "تغييرات اقلیمی يکي از دلايل اصلي آتش سوزي در جنگلهاي شمال کشور است" و به گزارش آنا سلیمان جعفرزاده، رییس کمیسیون اجتماعی مجلس گفتهبود که "پديده تغيير آبوهوایی یکی از دغدغههای اصلی جهان امروز است" و مديرکل مديريت بحران استانداري خراسان رضوي در گفتگو با روزنامهی خراسان اشاره کردهبود که "تغيير اقليمي بر توليد همه محصولات تاثير ميگذارد و در اثر اين تغييرات محل بارشها در سطح استان عوض مي شود" و احدی خیر عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در گفتگو با مهر بیان داشت که "تغییر اقلیم ازچالشهایی است که انسانها را تهدید میکند و عزم ملی که مستلزم آموزش های فراگیر است را میطلبد". بگذریم که در همین هفته مدیرکل حفاظت محیط زیست سیستان و بلوچستان با اشاره به شرایط وخیم هامون گفتهبود که باید روند تغییرات اقلیمی را جدی گرفت (نقل از فردا) و مدیرکل حفاظت محیط زیست استان فارس یکی از دلایل آتشسوزیهای استانش را تغییرات اقلیمی دانسته بود (نقل از البرز) و مدیرکل مدیریت بحران استان اصفهان به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت که به دلیل کاهش بارندگی و استمرار خشکسالی در چهارمین سال متولی با بحران کمبود آب مواجه شدهایم و با توجه به تغییرات اقلیمی و گرمایشی جهانی این خشکسالیها ادامه دارد (به نقل از سرخط)... و بگذریم که مديركل محيط زيست آذربايجان شرقي چند ماه پیش ادعا کرده بود که 67 درصد از كاهش آب حوزه آبخيز درياچه اروميه مربوط به تغييرات اقليمي است. پیش از ورود به بحث اصلی اشاره کنم که من هم مثل بسیاری از شما باور دارم که از نظر علمی درست نیست که بروز هر شرایط خاص آبوهوایی را به تغییرات اقلیمی ربط دهیم. کما اینکه در حوادثی مثل موج گرمای سال جاری و آتشسوزیهای گسترده در کشورهایی مثل روسیه پژوهشگران ارتباط مستقیمی را بین این شرایط و تغییر اقلیم برقرار نکردند اما هشدار دادند که در آینده شاهد تعدد و تشدید این شرایط خواهیم بود. دوم و بدتر از آن این است که به جای پذیرش منصفانهی ضعف مدیریت و کارشناسیامان در بعضی حوزهها مثل مدیریت آب یا بی توجهی به ظرفیت گنجایش سرزمین، پدیدهای مثل تغییرات اقلیمی را سرزنش کنیم و خودمان را در جایگاه پاسخگو تبرئه نماییم. کمااینکه من در مورد آتشسوزیهای کشور هم در مطلب دیگری نوشتم که هیچ کشوری مثل ما خشکسالی و تغییر اقلیم به عنوان دلیل اصلی آتش سوزیهایش مطرح نکرده است. اما برگردیم به صحبت های آقای دکتر زمانیان، رئيس پژوهشكده هواشناسي كشور. چند نکته روی سخنان ایشان دارم. شاید بد نباشد که ابتدا مشروح صحبتهای ایشان را اینجا مطالعه کنید هرچند من گفتههای ایشان را بازنویسی میکنم. 1- ایشان فرمودهاند: "برخي از دانشمندان و نظريهپردازان، اعلام كردهاند كه كره زمين در حال گرم شدن است و جهان در حال تغييرات آب و هوايي و اقليمي است" حسب بررسیهای معتبر انجام شده این "برخی" شامل بیش از 97 درصد پژوهشگران برجستهای است که در زمینههای مختلف مرتبط با اقلیمشناسی در حال پژوهش هستند و نظریه تغییرات اقلیمی را تایید میکنند. برای کسب اطلاعات بیشتر در این حوزه میتوانید به این مقاله مراجعه کنید (1). لازم است اشاره کنم که آکادمیهای علوم کشورهایی چون ایالاتمتحده، انگلستان، استرالیا، ژاپن، کانادا، آلمان، ایتالیا، روسیه و ... هم بر صحت علمی این موضوع مهر تایید زدهاند. 2- فرمودهاند: "من به تغييرات اقلیمي اعتقادي ندارم و معتقدم تغييرات اقليمي هميشه وجود داشتهاست" در نگاه نخست که خود همین جمله دارای تناقض است. از تناقضش که بگذریم توجه مخاطبان این مطلب را به تصویر 1 جلب می کنم که شکل نخست مقاله ی (2) است. بازسازی دادههای 1000 سال گذشته نشان میدهد که آنچه امروز با عنوان تغییرات اقلیمی شناخته میشود یک موضوع بیسابقه است که به هیچ وجه با سایر رخدادهای دورهی مذکور مانند Medieval Warm Period که در فاصلهی سالهای 800 تا 1300 میلادی رخ داده است و یا Little Ice Age که در محدودهی قرون شانزده و نوزده میلادی به وقوع پیوسته قابل مقایسه نیست. در واقع انکار وقوع تغییرات اقلیمی به دلیل عادی بودن آن مثل این است که اگر در یک هفته سه بار دزد به خانهامان زد به جای آنکه به فکر بهبود سیستم امنیتی منزلمان باشیم بگوییم دزد همه جا پیدا میشود و دزدی هم همیشه بوده است!
![]()
3- فرموده اند: "همانطور كه تعداد اثر انگشتها درانسانهاي مختلف متفاوت است وضعيت آب و هوايي روزهاي مختلف نيز به همان نسبت متفاوت است واينها را نميتوان تغييرات اقليمي دانست" تعریف می گوید که تغییر اقلیم شامل تغییرات بلندمدت در توزیع آماری الگوهای آب و هوایی در بازه های زمانی (از چند دهه تا چند میلیون سال) است بنابراین تعمیم از آب و هوا به اقلیم به شکل مورد اشارهی ایشان چندان درست به نظر نمیرسد. به بیان دیگر در این حوزه صحبتی پیرامون مقایسهی هوای دو روز یک هفته یا یک ماه و یا یک سال، در میان نیست. حتی مقایسهی دو روز مشابه از دو سال متفاوت، مثلا سی آذر 88 و سی آذر 89 هیچ کمکی در شناسایی روندهای اقلیمی نمیکند. آنچه مهم است توزیع مشاهدات بلندمدت است که از لحاظ آماری در حال تغییر است. 4- فرمودهاند: "آنچه مهم است اين تغييرات اقليمي نيست بلكه سازگاري با اين تغييرات است" من باز هم در جملهی ایشان تناقض میبینم. اگر تغییرات اقلیمی در کار نیست و یا هست اما مهم نیست، چرا باید با آن سازگار شد؟ چرا باید به گفتهی ایشان روش کشاورزی و مدیریت فعالیتها را تغییر داد. ضمنا اگر در وضعیت اقلیم کشور تغییری رخ نداده چرا دیگر همان ساختارهای فعلی در ایران پاسخگو نیست؟ 5- فرمودهاند: "در مورد تغييرات اقليمي دو نظريه وجود دارد يك گروه معتقد به وجود تغييرات اقليمي هستند و اين نظرعمدتاً در بين غربيها رواج داشته و طرفداران زيادي دارد و مقالههاي زيادي هم درباره آن نوشته شده است و گروه ديگري از نظريه پردازان هم وجود دارند كه معتقدند، تغييرات اقليمي هميشه وجود داشتهاست" اینکه بگوییم نظریه تغییرات اقلیمی در بین غربی ها رواج دارد نادرست است، این هم که نظریه پردازان را به دو گروه تقسیم کنیم باز هم چندان درست نیست. جالب اینجا است که بسیاری از معتبرترین محققین این حوزه از کشورهای غیرپیشرفته و یا حتی فقیر هستند. کافی است نگاهی به لیست منابع مندرج در گزارشهای سازمان ملل یا اسامی اعضای تیمهای مدیریتی تدوین گزارشها انداخته شود که مشخص شود پژوهشگران کشورهای در حال توسعه سهم بسزایی در پیشبرد مباحث علمی در این عرصه دارند. حداقل از کشور خود ما دو نفر از پژوهشگران که یک نفرشان همکار خود آقای دکتر در پژوهشکده است در سطوح بالای تهیه گزارشها همکاری داشتهاند. به عنوان مثالی دیگر در تدوین گزارش آیندهی سازمان ملل سی درصد تیم علمی از کشورهای در حال توسعه هستند که به نظرم با توجه به سهم این کشورها از تولید علم، نسبت قابل توجهی است. از سوی دیگر در میان دهها آکادمی علومی که در سراسر دنیا بیانیه تایید تغییرات را امضا کردهاند اسامی آکادمیهای علمی کشورهایی چون برزیل، چین، غنا، اندونزی، هند، کنیا، مالزی، نیجریه، آفریقای جنوبی و ترکیه هم به چشم میخورد که بعید می دانم در میان غربیها طبقهبندی شوند. دوم اینکه ایشان گفتهاند که گروه اول مقالههای زیادی در این حوزه نوشتهاند اما نگفتهاند که گروه دوم به جز مخالفت با گروه اول چه کار کردهاند یا میکنند. آیا آنها هم مثل گروه اول آنقدر حرفهایشان از نظر علمی معتبر بودهاست که بتوانند همپای گروه اول آنها را عرضه کنند و مورد تایید قرار بگیرند؟ 6- فرمودهاند: "معتقدم اقليم تغيير نكرده و نميكند و اتفاقاً ما سازوكارهاي كنترل كننده براي تنظيم اقليم داريم كه دارد كار خودش را به خوبي انجام ميدهد" سوالی که برای من به وجود میآید این است که اگر این سازوکارها دارد کار خودش را به خوبی انجام میدهد پس سبب خشکسالیهای بی سابقهی اخیر چیست؟ افزایش محسوس و معنادار دمای هوا چه علتی دارد؟ چه چیزی کاهش حجم یخهای قطبی را توجیه میکند؟ ثبت دههی جاری به عنوان گرمترین دهه از آغاز ثبت رکوردهای دمایی را چطور توجیه میکنید؟ آیا با وقوع همهی مشاهداتی که در شاخصهای اقلیمی دیده می شود نباید نگران بود که شاید این سازوکارها همانند گذشته خوب کار نمی کنند؟ 7- فرمودهاند: "سازكارهايي ... است كه باعث ميشود ... زمين براي ما قابل زندگي شود. پديدههاي مانند النينو و طوفانهايي مانند مونسون دقيقاً جرياناتي هستند كه براي تعديل شرايط اقليمي رخ ميدهد و ما ساز و كارهاي فراواني براي تعديل شرايط آب و هوا در كره زمين داريم" اول اینکه حسب مطالعات انجام شده و مطابق تصویر 2 جداسازی مشاهدات مرتبط با ENSO از دادههای اقلیمی نه تنها روند موجود را توجیه نمیکند که حتی از میزان تغییرات آن نیز میکاهد. به بیان دیگر نمیتوان ارتباطی را میان این پدیده و بروز تغییرات اقلیمی برقرار کرد. برای اطلاعات بیشتر این مقاله (3) می تواند مناسب باشد.
![]()
تصویر شماره ی دو
![]()
تصویر شماره ی سه روی هم رفته و با بررسی منابع مختلف میتوان به آسانی دریافت که سازوکارهای مورد اشاره ایشان مثل جریانهای اقیانوسی اولا الگوهای کاملا ثابتی را دنبال نمیکنند و دوم اینکه پویاییهای غیرخطیای دارند که متاثر از بازخوردهای مثبت و منفی است. بنابراین نمیشود توقع داشت در صورت بروز تغییرات، رفتارهایی مشابه گذشته را از خود بروز بدهند. 8- فرموده اند: "اين جريانات طبيعي است و هر سال در تابستان يخهاي قطبي ذوب ميشود و در زمستان نيز مجدداً آب دريا يخ ميزند و... براي يك هواشناس اين رخ دادها طبيعي است" راستش کمی به نظرم چنین تحلیلی سادهتر از حد انتظار بود. میدانیم که یخهای مورد نظر حسب گفتهی ایشان در تابستان ذوب میشوند و در زمستان یخ میزنند اما نکتهی مهم حجم این یخها در بلندمدت است که باز هم از نظر ایشان غافل ماندهاست. تصویر 4 نشان دهندهی میانگین جهانی تغییرات در این تودههای یخی است که به گمانم نشان میدهد که برخلاف نظر ایشان چندان جریان طبیعیای را دنبال نمیکند. دادههای مرتبط از (7) قابل دسترسی است. نمودار 5 هم تغییرات حجمی را در بازهی بلندمدتتری نشان میدهد که در آن آثار فصلی که مرتبط با دورهی کوتاهمدت بوده اند حذف شدهاست. مرجع دادههای این نمودار (8) است. حالا آیا واقعا نمودارهای مذکور برای یک هواشناس طبیعی است و هیچ برداشتی را به ذهنش متبادر نمیکند؟
![]()
تصویر شماره ی چهار
![]()
تصویر شماره ی پنج 9- فرمودهاند: "بالا رفتن آب اقيانوسها اصلاً امكان پذير نيست و محاسبات دقيق علمي نشان ميدهد كه به علت ضريب انبساط آبي آنقدر كم است كه امكان بالا آمدن آب اقيانوسها، رخدادي كمتر از يك درصد است." برای این مورد هم نظر مخاطبان را به نمودار 6 از مرجع (9) جلب می کنم که نشان دهندهی افزایش متوسط جهانی ارتفاع سطح آب بر حسب میلیمتر است و حدود 140 سال را پوشش میدهد. قضاوت را در این حوزه به شما واگذار می کنم و امیدوارم ایشان مرجع علمیاشان را برای این "محاسبات دقیق" معرفی کنند. ایشان در حالی افزایش سطح آب را غیرممکن میدانند که هم اکنون در آسیای جنوب شرقی کشورهای مختلف از این پدیده آسیب دیدهاند و برای مقابله با شرایط بدتر آماده میگردند. برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاهدهی مطالعات مشابه به بخش 5.5 جلد اول گزارش چهارم سازمان ملل مراجعه کنید.
![]()
10- فرمودهاند: "اگر دماي كره زمين بالا رود، يكي از پيامدهاي آن افزايش تبخير در آب اقيانوسها است. ... اولاً ابر بيشتري توليد ميشود دوم اينكه ذرات بخار آب بيشتر در هوا پراكنده ميشود، هنگامي كه ابر بيشتري تشكيل ميشود، اين ابر موجب ميشود كه بخش عمدهاي از تابش خورشيد بازتابش شده و به زمين نرسد ... همين امر دماي زمين خود به خود كاهش پيدا كند." اول اینکه اگر فکر کنیم سیستم اقلیمی اینقدر ساده کار میکند به نظرم خیلی دقیق نیست. مثلا ابرها حسب نوعشان و موقعیتشان می توانند عامل گرمشدن یا سرد شدن باشند چرا که در عین حال که میتوانند باعث بازتابش تابش خورشید بشوند ممکن است از بازتابش از سطح زمین جلوگیری کنند و این از موضوعاتی است که اثراتش نامشخص بوده است. بسیاری از مدلهای پیشبینی اقلیمی ابرها را عواملی خنثی تلقی میکنند. اخیرا مدلهایی هم ارائه شدهاند که نشان میدهند افزایش ابرها گرم شدن زمین را در پی دارد. در این زمینه اخیرا نیویورک تایمز مقالهای داشت که باید برای مخاطبان این مطلب جالب باشد (10). بار دیگر تاکید میکنم که من هم مثل بسیاری از خوانندگانی که تا اینجای مطلب همراهیم کردهاند قبول دارم که مباحث مرتبط با تغییر اقلیم در حوزههای گوناگون با نااطمینانیهایی دست و پنجه نرم میکند اما بعید میدانم در چنین موضوع حساسی که میزان توجه ما به رفاه خودمان، محیط زندگیامان و ساکنان زمین و نسلهای آینده را نشان میدهد بشود به این سادگیها بر حاصل کار صدها پژوهشگر برجسته در قالب هزاران مقالهی معتبر علمی خط بطلان کشید و قول داد که یخهای قطبی آب نمیشود. خودمانیم ... ای کاش یک نفر قول میداد که دریاچه ی ارومیه خشک نمیشود ... یک نفر قول میداد که جنگلهای گلستان در آتش نمیسوزند و یک نفر هم ... امیدوارم خوانندگان عزیز و آقای دکتر زمانیان گرامی خطاهای علمی احتمالی بنده را حسب آماتور بودنم ببخشند و آرزو میکنم مباحث علمی مرتبط با تغییر اقلیم هر چه بیشتر مورد توجه پژوهشگران برجستهی ایران قرار بگیرد و ابعاد محیط زیستی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسیاش برای عموم ایرانیان تشریح و تبیین گردد. 1) William R. L. Anderegg, James W. Prall, Jacob Harold, and Stephen H. Schneider, Expert credibility in climate change PNAS 2010 107 (27) 12107-12109 2) Hegerl, G. C., T. J. Crowley, et al. (2006). "Climate sensitivity constrained by temperature reconstructions over the past seven centuries." Nature 440(7087): 1029-1032. 3) Thompson, D. W. J., J. J. Kennedy, et al. (2008). "A large discontinuity in the mid-twentieth century in observed global-mean surface temperature." Nature 453(7195): 646-649. 4) Levitus, S., J. I. Antonov, T. P. Boyer, R. A. Locarnini, H. E. Garcia, and A. V. Mishonov (2009), Global ocean heat content 1955–2008 in light of recently revealed instrumentation problems, Geophys. Res. Lett., 36, L07608, doi:10.1029/2008GL037155. 5) S. Rahmstorf: Thermohaline Ocean Circulation. In: Encyclopedia of Quaternary Sciences, Edited by S. A. Elias. Elsevier, Amsterdam 2006. 6) http://www.ipcc.ch/publications_and_data/ar4/wg1/en/ch5.html 7) http://www.grid.unep.ch/glaciers/ 8) http://www1.ncdc.noaa.gov/pub/data/cmb/bams-sotc/2009/global-data-sets/GLACIER_cogley_arithmetic.txt 9) Church, J., N. White, et al. (2008). "Understanding global sea levels: past, present and future." Sustainability Science 3(1): 9-22. 10) http://www.nytimes.com/cwire/2010/12/10/10climatewire-new-theory-of-climate-effects-of-clouds-trig-50353.html |







