| پروانه نویسی: به بهانه ی چند یادداشت از محمد درویش عزیز: فصل اول: معرفی | | Print | |
| Blog - En-Blog |
| Written by Behrooz Hassani M |
| Friday, 23 July 2010 09:27 |
|
محمد درویش عزیز در یک سری یادداشت که دو تای اولش اینجا و اینجا قابل دسترسی است سرصحبت را پیرامون موضوع باز کرده است که عصب نوشتم را حسابی تحریک کرد. خواستم تا به بحث وارد بشوم اما حس کردم شاید بد نباشد اول مقدمه اش را بگویم و بعد اندک اندک موضوع را مرتبط کنم.
سیستم آشفته یک سیستم بسیار پیچیده است که هیچ نظم و ترتیبی و ساختاری ندارد و هزار جور بعد فرهنگی و اجتماعی و فنی و اقتصادی دارد و هر سرش را بگیری ده جای دیگرش بلند می شود یا زمین می خورد. مسائل دارای ساختار هستند، اجزایشان مشخصند، ارتباط میان اجزایشان روشن است اما هیچ پاسخ روشن و یکتایی ندارند. در نهایت پازل یک سیستم با ساختار کاملا روشن و اجزاء کاملا مشخص است که یک جواب صریح هم دارد و می شود آن را پیدا کرد. خب. حالا مساله اینجا است که به نظر می رسد در خیلی از سیاستگذاری ها و برنامه ریزی ها با سیستم ها از جنس یک پازل برخورد می شود. مثلا همین قضیه سدسازی را در نظر بگیرید. یک تیم شامل یک سری افراد به یک منطقه مراجعه می کنند و حس می کنند که این منطقه در تامین برق مشکل دارد. از نظر آن ها ابعاد موضوع کاملا روشن است. بعد منطقه را بررسی می کنند و یک محل مناسب برای ساخت سد به منظور تامین برق منطقه احداث می کنند. پس پاسخ هم مشخص است. سد ساخته می شود و یک پوشش گیاهی ناب زیر آب می رود! گروهی معتقدند که یکی از مشکلات زمان ما این است که ما به سیستم ها به چشم پازل نگاه می کنیم و یا بهتر بگویم آنقدر ساده اشان می کنیم که تبدیل به یک پازل می شوند و بنابراین خیلی سریع برایشان یک راه حل ارائه می کنیم و فکر می کنیم آن را حل کرده ایم در حالی که در جای دیگری مشکل تازه ای را به وجود آورده ایم. در این بین و در فرآیند ساده سازی گروه زیادی از عوامل خارجی و متغیرهای موثر و تحت تاثیر فراموش می شوند و برای همین در نهایت گرچه پاسخ پیشنهادی ما به نتیجه ی مورد نظر می رسد اما اثرات جانبی آن ممکن است در نهایت به زیان ما تمام شود.
1- اجزایش به هم پیوسته باشند و انگار در درون خودش یک شبکه داشته باشد. در واقع اجزای یک سیستم پیچیده بخشی از رفتارشان مبتنی بر عملکرد سایر اجزای سیستم است. 2- در آن بازخوردهای مثبت و منفی دیده می شود. یعنی وقتی مثلا یکی افزایش پیدا می کند این خودش باعث افزایش خود یا دیگری می شود. مثلا افزایش تعداد خرگوش باعث می شود که تولید مثل خرگوش ها بیشتر شده و در نهایت خود این امر باعث یک حلقه ی رشد مثبت می شود. 3- رفتارهای برآیند در بین اجزایش دیده می شود. رفتارهای برآیند زمانی رخ می دهد که شما احساس می کنید هر کسی دارد کار خودش را می کند اما در نهایت وقتی از بالا به قضیه نگاه می کنید یک حرکت جمعی را مشاهده می کنید. مثلا حمله ی ملخ ها به مزارع را در نظر بگیرید. هر ملخ به طور مجزا شاید در پی آن باشد که شکم خودش را سیر کند اما در نهایت برآیند رفتار آن باعث تخریب وسیع می شود. 4- رفتار غیرخطی داشته باشد. مثلا فرض کنید بگوییم تغییر کاربری یک متر مربع منطقه ی جنگی باعث مرگ یک حیوان می شود. خب طبیعتا خواهیم گفت تغییر کاربری دو متر باعث مرگ دو حیوان می شود. ده متر، ده حیوان. اما ممکن است تغییر کاربری هزار متر مربع جنگل باعث از بین رفتن یک نوع حیوان خاص شود که خودش غذای حیوان دیگری باشد و در نهایت در اثر تخریب هزار متر هشت هزار حیوان از بین بروند. 5- به شرایط اولیه وابسته اند. در واقع برای سیستم های پیچیده مهم است که از کجا شروع می کنند و در ابتدا در چه شرایطی قرار دارند. و خب چند ویژگی دیگر. آنچه تا اینجا مد نظر داشتم این بود که برایتان سیستم های پیچیده را معرفی کنم و طبیعتا شما خیلی سریع به این نتیجه می رسید که سیستم های اطراف ما بسیار پیچیده هستند. این قضیه به ویژه در حوزه ی محیط زیست، اکولوژی، زیست شناسی و ... قابل مشاهده است. خاطرتان باشد که یک سیستم پیچیده با یک سیستم سخت و بغرنج (Complicated) فرق دارد. مثلا یک مساله ی ریاضی ممکن است خیلی سخت باشد اما شما برایش یک راه حل دارید که جوابش را به شما می دهد، بنابراین این سیستم با وجود آنکه ممکن است حلش یک سال طولش بکشد پیچیده نیست. اما ارتباط میان بقای نسل یک پرنده با تعداد حشره ها و چراغ های روشنایی شهری با وجود ظاهر ساده می تواند یک موضوع بسیار پیچیده باشد. تا اینجا را قبول کنید که بعضی سیستم ها پیچیده اند و سیستم های محیط اطراف ما بسیاری از این گروه هستند تا برویم سراغ قدم بعدی.
|


اما حکایت. راسل آکف (Russell Ackoff) در جایی که اگر اشتباه نکنم کتابش هست با عنوان بازطراحی آینده (Redesigning the future)، سیستم ها را به سه گروه تقسیم می کند: سیستم های آشفته (Mess) که به آن ها مسائل نابکار هم گفته می شود، مسائل (Problems) و پازل (Puzzles).
آنچه این روزها به عنوان یک راه حل در این حوزه ارائه می شود آن است که بایستی پذیرفت سیستم ها پیچیده هستند و بر اساس پیچیدگی آن ها را تحلیل کرد و برایشان راه حل و سیاست ارائه داد. اما سوال اینجا است که یک سیستم پیچیده (Complex system) چطور سیستمی است؟ در این رابطه یک شاهکار هست از (