| دریاچهی ارومیه و امنیت محیط زیستی | | Print | |
| Blog - En-Blog |
| Written by Behrooz Hassani M |
| Monday, 21 March 2011 16:32 |
|
امنیت محیط زیستی یکی از حوزه های مورد علاقه پژوهشی من است. برایتان گفته بودم که در حال آماده کردن مجموعه ای از مطالب در مورد پیامدهای امنیتی خشک شدن دریاچه ی ارومیه هستم. این یادداشت که امروز در سبزپرس منتشر شد تلاشی است برای بیان برخی تهدیدات محیط زیستی جهان اطراف و نزدیک به ما، که سعی کرده ام با استفاده از یک بیان داستانی مجموعه ای از مطالعات علمی را در آن بازگویی کنم. امیدوارم این مطلب قدم کوچکی در مسیر افزایش توجه و تلاش عمومی برای احیای دریاچه ی ارومیه باشد.
فرض کنیم صبح یک روز بهاری، اوایل فروردین، برای خرید از خانه بیرون آمده و در کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده باشید که غریبهای که در دو قدمی شما منتظر تاکسی است، بی مقدمه سرصحبت را باز کند و ادعا کند که خشک شدن دریاچهی ارومیه میتواند باعث افزایش وقوع جرم در استانهای همجوارش شود. شما عجله دارید که زودتر به خریدتان برسید اما کنجکاو میشوید و می پرسید چطور؟ پاسخ میشنوید که اگر فرض کنیم خشک شدن دریاچه ی ارومیه باعث از بین رفتن برخی فرصتهای شغلی در حوزههایی مثل گردشگری شود و در نتیجه بیکاری را افزایش دهد، مطالعاتی هست که نشان میدهد افزایش بیکاری با افزایش جرم به ویژه مواردی مانند سرقت ارتباط مستقیم دارد (1 و 2). بنابراین خشک شدن دریاچهی ارومیه میتواند به طور غیرمستقیم باعث افزایش سرقت در شهرستانهای اطراف دریاچه شود. شما افسوس میخورید و سری تکان میدهید و در همین حال تاکسیای هم از راه می رسد و سوار میشوید. رادیوی تاکسی روشن است و بحث دریاچهی ارومیه در یک میزگرد در جریان است. یک نفر از شرکتکنندگان در میزگرد ادعا میکند که خشک شدن دریاچهی ارومیه میتواند باعث بروز درگیریهای محلی شود. یکی دیگر از شرکتکنندگان میپرسد چطور؟ اولی پاسخ میدهد: خشک شدن دریاچهی ارومیه باعث خواهد شد تا روند و تعادل اقلیمی منطقه دچار تغییر شده و فرکانس و طول دورهی فصول از نظر دما و بارش تغییر کند. این همان چیزی است که پس از خشک شدن دریاچهی آرال هم رخ داده است و باعث افزایش فرکانس فصول گرم و خشک و کاهش فصل مناسب برای رویش گیاهان شده است (3 و 4). در صورت بروز چنین شرایطی اهمیت دسترسی به برخی منابع مانند آب افزایش خواهد یافت و به دلیل عدم امکان پیشبینی دقیق توسط کشاورزان زمینهی بروز درگیریهای محدود بین برخی ذینفعان پدید میآید (5 و 6). رانندهی تاکسی صدای رادیو را کم میکند و میگوید: این دریاچهی ارومیه هم بدجوری داره خشک میشه ها! مسافری که روی صندلی جلو نشسته میگوید: بله و این خشک شدن ممکن است به قیمت یک ناآرامی اجتماعی گسترده در استانهای همجوارش منجر شود. رانندهی تاکسی با تعجب میپرسد: چطور؟ مسافر مذکور میگوید: یکی از پیامدهای خشک شدن دریاچهی ارومیه افزایش غلظت نمک در خاک کشاورزی مناطق مجاورش خواهد بود که باعث کاهش تولید محصولات کشاورزی میشود. از طرفی انتشار ذرات نمک و خاک به صورت غبار میتواند تهدیدی برای سلامتی مردم باشد و پیامدهایی مانند بیماریهای تنفسی، سرطان ریه و حتی افزایش مرگ و میر کودکان را به همراه داشته باشد درست مثل آنچه برای آرال پیشبینی و مشاهده میشود (3). مطالعات نشان میدهد که چنین شرایطی، فرصت خوبی برای کسانی است که قصد ایجاد بحرانهای محلی را دارند تا با سوء استفاده از چنین شرایطی زمینهی بسیج معترضان را فراهم آورند (7 و 8). مسافری که روی صندلی عقب کنار شما نشسته است آه بلندی میکشد. شما میگویید: چیزی شده؟ جواب میدهد: مساله حادتر از این حرف ها است. مسافر جلویی میپرسد: چطور؟ مسافر کنار شما میگوید: بررسیها نشان میدهد معضلات محیط زیستی مانند شرایط دریاچهی ارومیه میتواند زمینهساز مهاجرت انبوه مردم از مناطق همجوار شود که این خود یکی از دلایل بروز مناقشههای محلی بین مهاجرین و جامعه میزبان به دلیل برهم خوردن تعادل اجتماعی است. خصوصا اگر شرایط برای رقابت بین طرفین بر سر منابع محدود مانند اراضی قابل کشت وجود داشته باشد و آن ها از نظر فرهنگی و اجتماعی هم ناهمگن باشند (9، 10 و 11). به رانندهی تاکسی میگویید: من همین جا پیاده میشوم. شروع به راه رفتن میکنید، سرتان به شدت درد میکند. کنار خیابان یک دکهی روزنامه فروشی است. برای خرید یک آبمیوه توقف میکنید. تیتر روزنامه نوشته: دریاچهی ارومیه زمینهساز تنش بینالمللی در منطقه! با خودتان میگویید: چطور؟ به جای آبمیوه، روزنامهی مورد نظر را میخرید و شروع به خواندن میکنید. نویسنده ادعا کرده است که خشک شدن دریاچهی ارومیه میتواند زمینهساز اثرات اکولوژیکی گستردهای در شمال غرب کشور شده و حتی کشورهای همجوار را هم به طور جدی تحت تاثیر قرار دهد. مثلا ذرات نمک و غبار ممکن است حتی به پوشش برف بخشهایی از کشورهای همسایه آسیب وارد نموده و باعث تغییر روند جریان آب از ارتفاعات شود. عدم وجود یک دولت پایدار در عراق، ناهمگنی قومی در میان کشورهای همسایه، سابقهی درگیری و ناآرامی در شرق ترکیه و مهاجرت و جابجایی گسترده داخلی در ایران و آسیبهای چندجانبهی به امنیت آب و غذا میتواند زمینهی بروز تنش بینالمللی را میان کشورهای منطقه فراهم کند. تنشی که گرچه احتمال تبدیل شدنش به درگیری نظامی بسیار اندک است اما هزینههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی برای کشورهای منطقه به همراه خواهد داشت و بیتردید روابط این کشورها را تحت تاثیر قرار خواهد داد (3، 9، 12 و 13). خرید را فراموش میکنید، دوباره سوار تاکسی میشوید و به خانه باز میگردید. در تمام مسیر هم گوشهایتان را میگیرید تا حرف جدیدی نشنوید. در منزل همسرتان با تعجب به دستهای خالی از خرید شما نگاه میکند. دختران با شوق از پلهها پایین میآید و میگوید: امروز استاد کلاس زبانم یک کتاب بهم هدیه داد. میپرسید: چه کتابی؟ در چه موردی؟ میگوید: اسم کتاب هست "فروپاشی" نوشتهی جرد دایموند و یکی از پرفروشترین کتابها بوده و حتی از روش یک فیلم مستند تهیه شده (14). توی این کتاب نویسنده جایگاه محیط زیست را در سقوط جوامع انسانی بررسی کرده. مثلا اینکه چطور از بین بردن جنگلها، فرسایش خاک یا مدیریت بد منابع آب باعث شدن که تمدنهای انسانی در طی تاریخ از بین برن و حتی محو بشن. حالا میخونم میام دقیقتر براتون میگم. حالتان اصلا خوب نیست. همسرتان به صورت رنگپریدهی شما نگاه میکند. ارتفاع آب دریاچهی ارومیه همچنان در حال کاهش است. سال نو مبارک!
2) Edmark, K. (2005), Unemployment and Crime: Is There a Connection? Scandinavian Journal of Economics 107(2), 353-373. 3) Brauch, H. G., Ú. O. Spring, et al. (2009), Environmental Security in Central Asia and the Caspian Region: Aral and Caspian Seas, Facing Global Environmental Change, Springer Berlin Heidelberg. 4: 725-738. 4) Small, E. E., L. C. Sloan, et al. (2001), Changes in Surface Air Temperature Caused by Desiccation of the Aral Sea, Journal of Climate 14(3): 284-299. 5) Homer-Dixon, T. F. (1994), Environmental Scarcities and Violent Conflict: Evidence from Cases, International Security 19(1): 5-40. 6) Homer-Dixon, T. F. (1999), Environment, scarcity, and violence, Princeton, N.J., Princeton University Press. 7) Rubin, O. (2010), Conflict and Climate Change, Reducing poverty, protecting livelihoods, and building assets in a changing climate: social implications of climate change in Latin America and the Caribbean. D. Verner. Washington, DC, World Bank. 8) Haldén, P. 2007, The Geopolitics of Climate Change, Stockholm: Swedish Defense Research Agency. 9) Barnett, J. and W. N. Adger (2007), Climate change, human security and violent conflict, Political Geography 26(6): 639-655. 10) Ejigu, M. (2009), Environmental Scarcity, Insecurity and Conflict: The Cases of Uganda, Rwanda, Ethiopia and Burundi. Facing Global Environmental Change, Springer Berlin Heidelberg, 4: 885-893. 11) Reuveny, R. (2007), Climate change-induced migration and violent conflict, Political Geography 26(6): 656-673. 12) Barnett, J. (2003), Security and climate change, Global Environmental Change 13(1): 7-17. 13) Dalby, S. (2009), Security and environmental change, Cambridge, UK, Malden, MA, Polity. 14) Diamond, J. M. (2006), Collapse: How societies choose to fail or succeed, New York: Viking 15) Binningsbø, H., I. de Soysa, et al. (2007), Green giant or straw man? Environmental pressure and civil conflict, 1961–99, Population & Environment 28(6): 337-353. 16) Buhaug, H. (2010), Climate not to blame for African civil wars, Proceedings of the National Academy of Sciences 107(38): 16477-16482. 17) Gleditsch, N. P. (1998), Armed Conflict and The Environment: A Critique of the Literature, Journal of Peace Research 35(3): 381-400. 18) Hartmann, B. (2010), Rethinking climate refugees and climate conflict: Rhetoric, reality and the politics of policy discourse, Journal of International Development 22(2): 233-246. کلمات کلیدی:
|


Comments
نوروزتان پیروز
همه ی مطالب قبلی را از پست دریاچه ی ارومیه و امنیت ملی تا این پست را خواندم ولی این مطلب مطلب خیلی خوبی بود
سخنان اون نماینده در شورای حقوق بشر واقعا سخیف است!خجالت هم خوب چیزی است!
من هم با شما موافقم...من به این نتیجه رسیدم که باید حتی به صورت موقت سدهای اصلی که بر چهار رود اصلی که 60% سهم دریاچه را می گیرند، بست
بالا بردن راندمان آبیاری هم باید همراه با آن باشه
امیدوارم بتوانیم توجه جوامع علمی رو در خارج کشور به این موضوع جلب کنیم....
در ارتباط خواهم بود
راستش من هنوز در مورد راه حل های احتمالی چیزی به چشمم نخورده است، مگر یادداشتی از استاد بهرام سلطانی که روی مهار بیابان زایی درج شده بود. ایشان هم پیشنهاد باز کردن سدها را داده بودند که خب البته من آنجا هم نوشتم که آن هم پیامدهای خاص خودش را دارد. امیدوارم پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی نسبت به این موضوع حساس تر بشوند و در موردش بیشتر بنویسند.
بله..پست جناب سلطانی حاوی مطالب مفیدی است که به نظرم بهترین مطلب در زمینه ی دریاچه ارومیه رو ایشون نگاشتند و واقعا به نظرم باز کردن سدها می تونه تاثیر مهمی داشته باشه...اگر دریاچه به همین منوال کوچک تر و کوجکتر بشه پیامدهایش بدتر از پیامدهای بازکردن سدها خواهد بود
روز خوش
نکات جالبی را اشاره کرده اید آقای میری عزیز. فقط این را بگویم که مطالعه ای هست که نشان می دهد اثرات کمبود آب عامل موثری در بروز درگیری بین کشورها نیست هرچند در لایه های خردتر مثل سطح محلی می تواند یک عامل کلیدی در شروع و تشدید درگیری باشد. سعی می کنم در موردش مقاله هایی را پیدا کنم و اینجا بگذارم.
RSS feed for comments to this post