| محمد درویش و روزی که زمین خشکش زد | | Print | |
| Blog - En-Blog |
| Written by Behrooz Hassani M |
| Wednesday, 23 March 2011 08:22 |
|
چند روز قبل فیلمی دیدم با عنوان روزی که زمین در جایش ثابت شد یا ایستاد یا چیزی در همین مایه ها، ترجمه ای برای کار نداریم که قصه چطور پیش رفت و فضایی مورد نظر را گرفتند و یک خانمی (قابل پیش بینی) فراریش داد و بعد هم بردش پیش یک آقایی و آن آقا گفت نه پسرجان این کار را نکن چون ما درست می شویم و بعد آن خانم در جایی به بچه اش محبت کرد و در نهایت آدم فضایی نظرش عوض شد و خب آدم ها نجات پیدا کردند. در مجموع بگویم که همانقدر که سوژه ی نجات زمین از دست آدم ها قشنگ بود پرداخت داستان خنک بود. اما ماجرا از این قرار است که محمد درویش مطلبی را روی سایت دل نوشته هایش گذاشته با این مطلع که "سال ۱۳۸۹ هم رفت؛ سالی که کاش نمی آمد تا بخواهد برود …" و یک سری جمله را با عبارت "ما در سال ۸۹ ..." شروع کرده است و به طور خلاصه گفته است که در سال ۸۹ چه بلاهایی که بر سر محیط زیست ایران نرفته است. بهتر بگویم در سال ۸۹ ما چه بلاهایی که بر سر محیط زیست ایران نیاورده ایم. پیش بینی من این است که اگر آدم فضایی ها نوشته ی محمد درویش را بخوانند و فقط ببینند که در طی یک سال چه بر سر محیط زیست ایران آمده است، در اولین فرصت می آیند که رودهای ما، درخت های ما، جنگل های ما، ببرهای ما، نخلستان های ما، شاخص های محیط زیستی ما، پارک های ملی ما، باغ های گیاه شناسی ما، خلیج فارس ما و اگر هیچکدام شد محیط بان های ما را از دست ما نجات بدهند. به نظرم بهتر است هر چه زودتر دنبال کسی باشیم که زبان این فضایی ها را بفهمد.
|


Comments
باشد که در سال 90 هم همچنان همینگونه بی ترمز از تغییر اقلیم و جهان گرمایی و محیط زیست بنویسی.
راستش، دو سال پیش یک سریال هم در همین تلویزیون خودمان پخش شد به نام مسافران که اروند هم در وبلاگش به آن پرداخت. و مضمونش همینی بود که نوشتی.
به سهم خود آرزو می کنم تا دیر نشده آن آدم غیر زمینی ها بیایند و مسئولیت را از آدم زمینی ها؛ به خصوص با اولویت ایران و عربستان و عراق و ... بگیرند تا نتوانند اینگونه بی مهابای فرداها طبیعت را تاراج کنند.
RSS feed for comments to this post