| برای یاسر انصاری که نمی شناختمـ ... می شناختمش | | Print | |
| Blog - En-Blog |
| Written by Behrooz Hassani M |
| Tuesday, 12 July 2011 09:57 |
|
سبزپرس را باز کردم. تصویر سیاهی که روی سایت خودنمایی می کرد تاییدی بود برای رد تردیدم. هنوز همان جا نشسته ام و در بهت غرقه ام. من یاسر انصاری را از نزدیک نمی شناختم و فقط مطالبش را روی سبزپرس دنبال می کردم یا گفتگوهایش را با چند مرجع خوانده بودم. حتی تا امروز صبح نمی دانستم همسر خانم جمشیدی است. اما در میان همه ی این ناآشنایی ها، به پاس آشنایی او با ارزش غیرقابل انکار محیط زیست ایران، به بهانه ی تلاش هایش برای اهدای فرصتی دوباره برای تنفس به زیستمندان این سرزمین و به دلیل اهمیتی که برای دیدگاه هایش قائل بودم و هستم دلم می خواست ایران بودم تا به احترام احترامی که برایش قائلم و قائلند خودم را به مراسم بدرقه اش برسانم. واژه ی زیادی ندارم. از صمیم قلب به خانم جمشیدی دیده بان محیط زیست ایران تسلیت می گویم و برای ایشان، خانواده یاسر، دوستانش و همکارانش به ویژه در سبزپرس آرزوی صبر و تحمل دارم. انگار امروز یاسر انصاری کجوری را بهتر می شناسم.
کلمات کلیدی:
|


Comments
RSS feed for comments to this post