AGW

 

اگر می بینید دارم تند تند مطلب پست می کنم به خاطر این است که امروز تقریبا یک فصل کارم را سر و جمع کرده ام و در حال حاضر به دلیل درد گردن و بی حسی آرنج تا سر انگشت ها، نیاز به یک کار آرامش بخش و دلنشین داشتم و چه کار بهتر از اینجا برای شما نوشتن.

القصه، چند روز قبل وال استریت ژورنال مطلبی را در رد تغییر اقلیم منتشر کرده است و حالا گروهی از متخصصان این حوزه پاسخی را برای وال استریت نوشته اند. اصل آن مطلب و این پاسخ خیلی برایم جالب نبود که اینجا درجشان کنم اما در پاسخ  یکی نکته ی علمی جالب دیدم که گفتم اینجا برایتان در موردش بنویسم.

فراتر از اینکه دهه ی گذشته گرم ترین دهه ی ثبت شده از آغاز رکوردها است و چند سال گذشته هم در میان گرم ترین سال ها بوده، در بخشی از پاسخ به WSJ آمده است که در بر اساس نتایج اخیر مدل های کامپیوتری، وقتی افزایش دمای سطح کمتر از حد انتظار است، در واقع این افزایش جای دیگری مثل در عمق اقیانوس ها رخ می دهد. به عبارت دیگر و به واسطه ی همین پدیده، عدم مشاهده ی افزایش در روند دمای خشکی به معنای آن نیست که این روند متوقف شده است. اگر در این رابطه جایی مطلبی دیدم برای دوستان عزیزم درج می کنم.

این مطلب از اینجا قابل دسترسی است.

 

 

 

دو سه روزی است حسب شرایط یک سری مقالات را در چند مجله ی معتبر اقتصادی مرور می کنم. برایم جالب است که بیشتر این مقالات بیش از آنکه از یک مدل پیچیده و یا روش های محاسباتی و معادلاتی بسیار دشوار برخوردار باشند از وجود یک ایده ی ناب بهره می برند. ایده ای که به پشتوانه ی یک تلاش منطقی در مدلسازی و تشریح به نتیجه رسیده است و واقعا دریچه ی جدیدی را به سوی پژوهشگران گشوده است.

به نظرم این از وظایف محقق است که خودش را به آنچه انجام شده محدود نکند و بزرگ تر فکر کند. بزرگ تر، وسیع تر، عمیق تر، تا بتواند به مساله ها، فرضیه ها، سوال ها و روش هایی برسد که در عین دارا بودن اعتبار علمی، از اهمیت و اثربخشی برخوردار باشند.

در همین راستا و به عنوان نشانه ای از توان یک پژوهشگر خوشفکر در حرکت چنین مسیری امروز مقاله ای دیدم که اخیر با مشخصات زیر منتشر شده است. اگر خاطرتان باشد پیش از این نوشتم که تغییر اقلیم و افزایش متوسط دما باعث بروز تغییراتی در رفتار حیوانات و گیاهان می شود. اما آیا رفتارهای انسانی هم ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرند.

پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا اخیرا با مطالعه ی تعداد زیادی از پارک های ملی ایالات متحده به این نتیجه رسیده اند که زمان حضور مردم در این پارک ها تغییر کرده است. این کار که جزییاتش اینجا قابل دسترسی است به بررسی در 27 پارک در بازه ی سال های 1979 تا 2008 پرداخته و نشان داده که زمان اوج شلوغی پارک ها به طور متوسط حدود چهار روز پیش آمده است. 

کمی فکر کنید، شاید پراکسی های خوبی هم برای این موضوع به ذهن شما برسد.

جزییات مقاله این است:

 

Reference Type: Journal Article
Author: Buckley, Lauren
Author: Foushee, Madison
Primary Title: Footprints of climate change in US national park visitation
Journal Name: International Journal of Biometeorology
Publisher: Springer Berlin / Heidelberg
Issn: 0020-7128
Subject: Earth and Environmental Science
Start Page: 1
End Page: 5
Url: http://dx.doi.org/10.1007/s00484-011-0508-4
Doi: 10.1007/s00484-011-0508-4
Abstract: Climate change has driven many organisms to shift their seasonal timing. Are humans also shifting their weather-related behaviors such as outdoor recreation? Here we show that peak attendance in US national parks experiencing climate change has shifted 4 days earlier since 1979. Of the nine parks experiencing significant increases in mean spring temperatures, seven also exhibit shifts in the timing of peak attendance. Of the 18 parks without significant temperature changes, only 3 exhibit attendance shifts. Our analysis suggests that humans are among the organisms shifting behavior in response to climate change.
 

 

 

نتایج مطالعه ی معروف به برکلی عاقبت به صورت گسترده در اختیار رسانه ها قرار گرفت و باعث شد که مقالات مختلفی در طی روزهای گذشته در بار افزایش قطعیت در مورد گرم شدن زمین منتشر بشود.

برای دوستانی که این بحث را دنبال نمی کنند باید بگویم که ثبت رکوردهای دمایی توسط کشورهای مختلف و با تفاوت هایی در تکنولوژی و روش به انجام می رسد و از همین رو سه موسسه ای که داده ها را در سطح دنیا مدون و منتشر می کنند تفاوت هایی در خروجی هایشان دارند. این تفاوت ها باعث شده است که برخی نسبت به صحت روندهای شناسایی شده در گرم شدن زمین تردید کنند و حتی آن را نقد و رد نمایند.

مطالعه ی معروف به برکلی توسط گروهی از دانشمندان انجام شده است که بر اساس آن رکوردهای دمایی متعددی با در نظر گرفتن شرایط گوناگون مورد بررسی قرار گرفته اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که دمای خشکی ها به طور متوسط حدود 0.9 درجه در طی نیم قرن افزایش داشته است.

نتایج این مطالعه به صورت چهار مقاله برای انتشار آماده شده است.

جزییات بیشتر را روی اکونومیست و اینجا مطالعه کنید.

تصویر از اکونومیست است: http://www.economist.com/node/21533360

 

افزایش دمای زمین

 

 

 

قدیمی ترین و قطورترین یخ های قطبی که پیش از این در گرم ترین ماه های سال نیز بر جای می ماندند، در پایان تابستان جاری ناپدید شده اند. در گزارشی که این هفته توسط ناسا ارائه شد، نشان داده شده است که نه تنها مساحت پوشش یخ برای پنجمین سال متوالی کاهش یافته است، بلکه یخ های قدیمی تر با صفحات یخی نازکتر و جوان تر جایگزین شده اند.

به گفته ی کارشناسان شمالگان در آینده با فصول بدون یخ مواجه خواهد بود، حقیقتی که می تواند زمینه ساز افزایش گردشگری و حتی استخراج منابع انرژی در این منطقه باشد.

نکته قابل توجهی که توسط کارشناسان به آن اشاره شده این است که نازک شدن یخ در تابستان به معنای آن است که تشکیل یخ در زمستان به زمان بیشتری نیاز دارد که منجر می شود یخ های ضعیف تری در بهار سال بعد به چرخه وارد شوند. این امر به مرور زمان می تواند روند کاهش یخ را تشدید کند.

جزییات این مطلب را اینجا مطالعه کنید.

 

 

 

امروز خبری می خواندم در مورد اینکه شدت ذوب شدن یخ های قطبی امسال به قدری زیاد بوده که برخی گذرگاه های دریایی در قطب باز و قابل رفت و آمد شده اند.  نگاهی به داده های روزانه ی مساحت یخ انداختم و به نظر می رسه شرایط امسال از سال 2007 که کمترین مساحت ثبت شده رو به خودش اختصاص داده بود بدتر است.

همانطور که در نمودار زیر مشاهده می کنید خط آبی مربوط به سال جاری فاصله ی قابل توجهی با نوار خاکستری که میانگین بیست ساله تا 2000 است نشان می دهد. برای کسب داده ها و نمودارهای به روز در این زمینه به این آدرس مراجعه کنید.

نمودار تغییرات حجمی هم در پایین همان صفحه و یا از طریق این لینک قابل مشاهده است.

 

 

کاهش مساحت یخ های قطبی

 

 

 

اخیرا مقاله ی جدیدی منتشر شده است که به تغییرات دمای اقیانوس ها در دوره ی شش ساله ی 2005 تا 2010 پرداخته است.  اصل مقاله از اینجا (PDF) قابل دانلود است.

 

تغییرات دمای اقیانوس ها

 

Source: Skeptical Science

بر اساس یافته های این مقاله و با در نظر گرفتن خطاهای احتمالی در اندازه گیری، در طی دوره ی بررسی دمای اقیانوس ها در عمق ده تا 1500 متری به میزان 0.55 وات بر متر مربع گرم تر شده است. دقت کنید که میزان خطا در این بازه حدود 20 درصد است. 

جزییات بیشتر را اینجا مطالعه کنید.

 

 

 

هنوز بابت درگذشت یاسر انصاری به شدت متاثرم و برایم سخت است که سایت را به روز کنم.  اما فکر می کنم، شاید هیچ چیز به اندازه ی تلاش برای اطلاع رسانی در حوزه ی محیط زیست روح یاسر انصاری را شاد نکند.

خبر مربوط انتشار مقاله ای است در Nature Geoscience پیرامون کاهش توان اقیانوس ها در جذب کربن. همانطور که می دانید اقیانوس ها یکی از عوامل موثر در جذب کربن و پاکسازی آن هستند و در سال های گذشته مقاله ها نشان می داد که در این حوزه هنوز نتیجه گیری قطعی وجود ندارد و برخی سال ها میزان جذب افزایش و برخی سال ها کاهش پیدا می کرد. 

مطالعه ای که اخیرا انجام شده است خبرهای جدیدی در این حوزه به همراه دارد: افزایش دما اقیانوس ها باعث کاهش توان آن ها در جذب کربن گردیده است. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که اقیانوس ها بزرگترین جذب کننده ی کربن هستند و قادرند تا یک سوم آنچه را انسان ها از طریق سوزاندن سوخت های فسیلی منتشر می کنند، جذب کنند. 

متن خبر نکات جالبی دارید. اینجا مطالعه اش کنید.

اگر لینک بالا در دسترس نبود این لینک هم جزییات را ارائه کرده است.

 

 

 

یک مقاله ی بسیار جالب روی PNAS منتشر شده است که به نظرم اگر اهل اقلیم و تغییرش هستید از دستش ندهید. جزییات مقاله اینجا روی گاردین تشریح شده است. مقاله می گوید که افزایش سولفور ناشی از نیروگاه های ذغالی چین باعث شده تا روند افزایش دما در سال های اخیر تا حدودی متوقف شود که این قضیه با یک سری عوامل طبیعی مثل کاهش فعالیت خورشیدی هم همراه بوده است. 

بر اساس گزارش سبزپرس سولفور به قطرات آب اجازه می دهد تا به شکل ابر شکل بگیرند و نور خورشید را به سمت فضا بازگردانند و در نتیجه مانع رسیدن آن به زمین شوند. با کاهش تابش خورشید به زمین، دمای هوا کمتر از میزان پیش بینی شده بالا می رود.

البته گزارش شده است که سولفور باعث بارش باران های اسیدی می شود و به دلیل اینکه عمر کوتاهی دارد وقتی از بین بروند باعث تشدید فرآیند گرمایش می شود.

متاسفانه امشب فرصت زیادی برای ترجمه ی جزییات مقاله ندارم اما توصیه می کنم حتما نگاهی به آن بیندازید.

مشخصات مقاله:

Robert K. Kaufmann, Heikki Kauppi,Michael L. Mann,and James H.Stock,Reconciling anthropogenic climate change with observed temperature 1998–2008, PNAS 2011; http://www.pnas.org/content/early/2011/06/27/1102467108

 

 

 

در گفتگویی که یکی از معروف ترین هواشناسان جهان با گاردین انجام داده است به برخی ویژگی های سال گذشته ی میلادی از منظر اقلیمی اشاره کرده است. به گفته ی وی در این سال خشکی زمین بالاترین دما و بیشترین مقدار رطوبت را تجربه کرد در حالی که بخش هایی از زمین سردترین و خشک ترین سال خود را سپری کردند. در این سال شرایط مانسون چین بی سابقه گزارش شد و نقاط مختلفی از دنیا را سیل و آتش سوزی فراگرفت. این در حالی است که 2011 برای شکستن رکورد سال پیش تلاش خود را آغاز کرده است.

در حالی که این روزها میزان خشکسالی در تگزاس آمریکا به حدود 65 درصد رسیده، اروپا یکی از گرم ترین بهارهای خود را تجربه کرده است. در عین حال پایین ترین اعداد برای یخ های قطبی و بالاترین عدد برای طوفان های آمریکای شمالی ثبت شده است هرچند متخصصان بر این باورند که شاید شرایط خاص سال گذشته و سال جاری به این زودی ها تبدیل به شرایط نرمال مورد انتظار نشود.

 

 

 

چند روز دیگر فصل تابستان شروع می شود. تابستان اصولا در تابستان آغاز می شود هرچند بررسی ها نشان می دهد که در آینده ای نه چندان دور تابستان ممکن است زودتر از تابستان آغاز شود. بر اساس مطالعه ای که به زودی منتشر خواهد شد و می توانید جزییات آن را اینجا مطالعه کنید پیش بینی می شود فصل تابستان در بخش های مختلف زمین برای همیشه به زمان جدیدی منتقل شود. 

 

 

جابجایی به تعادل جدید

 

 

این پژوهش با استفاده از حدود پنجاه مدل اقلیمی به این نتیجه رسیده اند که به احتمال پنجاه درصد مناطق حاره ای در بیست سال آینده تغییر غیرقابل بازگشت تابستان را تجربه خواهند نمود. این تغییر در بخش های شمالی تر مثل اروپا یا آمریکای شمالی حدود چهل تا پنجاه سال به طول خواهد انجامید.

شاید بد نباشد یادآوری کنم که جابجایی دائمی فصول با تغییرات جزیی در آغاز و پایان فصول متفاوت است. به عنوان مثال حسب شرایط مختلف آب و هوایی، ممکن است فصل گرما در یک منطقه چند روزی زودتر و یا دیرتر آغاز بشود و سیستم های اکولوژیک هم حسب ساختار سازگارشان قادر خواهند بود تا خود را با شرایط جدید منطبق کنند. اما وقتی جابجایی دائمی رخ می دهد شرایط بسیار متفاوت است. در چنین حالتی اجزا سیستم ممکن است دیگر قادر به سازگاری نبوده و یا حتی توان بقای خود را از دست بدهند. تفاوت این دو مثل این است که قرار باشد یکی از خیابان های اصلی شهر برای یک هفته تعطیل باشد یا برای همیشه. یک هفته تعطیل بودن یک خیابان باعث افزایش ترافیک در معابر اطراف خواهد شد و سرعت حرکت را کاهش خواهد داد. اما بسته شدن خیابان اصلی برای همیشه می تواند باعث افزایش تدریجی تصادفات، از بین رفتن مراکز تجاری خیابان مذکور، افزایش میزان جرم و ... گردد. 

جابجایی دائمی فصل تابستان می تواند پیامدهایی از این دست را به همراه داشته باشد.

فکر می کنم این خبر برای بچه های مدرسه ای خیلی خوشحال کنند باشد. شاید به همین حساب تعطیلات تابستانی شش ماه بشود.

 

 

 

راستش این خبر را روی بی بی سی دیدم و هر چه فکر کردم که چطور کمی شاخ و برگ به آن بدهم راهی پیدا نکردم. متاسفانه داده های مرتبط هم هنوز منتشر نشده است که بشود روی میزان انتشار ایران مانور داد. به هر حال خبر را به صورت کپی کاری مستقیم بخوانید:

آژانس بین المللی انرژی با اشاره به میزان سرمایه گذاریهای موجود در زمینه تولید انرژی هشدار داده است که احتمال رسیدن به اهداف تعیین شده در کاهش گازهای گلخانه ای بسیار ضعیف است.

در بخشی از بیانیه این نهاد آمده است: "بر اساس تازه ترین محاسبات، انتشار دی اکسید کربن بر اثر مصرف انرژی در سال ۲۰۱۰ به بالاترین حد خود در طول تاریخ رسید". میزان انتشار دی اکسید کربن طی سال ۲۰۰۹ و در پی بحران در اقتصاد جهانی، به نسبت سال پیش از آن کاهش یافت و به بیش از سی میلیارد تن رسید. از چین و هند به عنوان دو کشور اصلی در بحث افزایش بی سابقه دی اکسید کربن نام برده می شود. البته کشورهای توسعه یافته جهان هم در این افزایش نقش داشته اند.

در اجلاس سازمان ملل متحد در زمینه تغییرات اقلیمی که سال گذشته در مکزیک برگزار شد، رهبران جهان توافق کردند با اتخاذ سیاست هایی در زمینه تولید و مصرف انرژی، مانع از افزایش دمای زمین به بیش از ۲ درجه سانتیگراد تا سال ۲۰۲۰ میلادی شوند. سازمان بین المللی انرژی تخمین زده است که برای رسیدن به چنین هدفی، میزان انتشار گازهایی که از مصرف انرژی حاصل می شود در سال ۲۰۲۰ نباید از مرز ۳۲ میلیارد تن فراتر برود.

این سازمان چنین نتیجه گیری کرده است که برای رسیدن به این هدف، افزایش انتشار چنین گازهایی ظرف ۱۰ سال آینده، باید کمتر از میزان افزایش آنها بین سال های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ باشد.

 

 

 

سال گذشته مقاله ای منتشر شده است در مجله ی (GEOPHYSICAL RESEARCH LETTERS) که در آن با استفاده از سنجش ماهواره ای، روند دمای دریاچه ها در نقاط مختلف دنیا مورد بررسی قرار گرفته است. نویسندگان این مقاله چنین نتیجه گیری می کنند که در دوره ی 1985 تا 2009 به طور متوسط دریاچه های مورد بررسی با نرخی حدود 0.045 ± 0.011 (C° yr−1)(درجه سانتی گراد در سال) افزایش دما داشته اند که این مقدار در برخی دریاچه ها تا حدود 0.10 ± 0.01 بوده است. به نظر می رسد دریای خزر و دریاچه ی ارومیه هم جزو دریاچه هایی بوده اند که با نرخی بالاتر از میانگین افزایش دما داشته اند.

بر اساس این مقاله بیشترین مقدار افزایش دما در شمال اروپا و غرب آسیا رخ داده است. در نقشه ی زیر می توانید جزییات بیشتری را مشاهده کنید. برای دیدن نقشه با کیفیت بالاتر، روی نقشه کلیک کنید. جزییات مقاله از این قرار است:

Schneider, P. and S. J. Hook (2010). "Space observations of inland water bodies show rapid surface warming since 1985." Geophys. Res. Lett. 37(22): L22405

 

 

 

افزایش دمای دریاچه های جهان


 

 

 

اگر اشتباه نکنم برای اولین بار این اصطلاح عجیب غریب شدن جهانی (Global Weirding) را اینجا دیدم. بحث هم از این قرار است که خب دیگر صحبت فقط از گرم شدن جهانی نیست بلکه انگار ابعاد متعامل و متفاوت تغییرات اقلیمی دارند یک سری اثرات عجیب و غریب از خودشان بروز می دهند که از طرفی پاکستان را زیر آب می برد، آن طرف استرالیا را به خاکستر می نشاند و آن بالا مردم را در مسکو از فرط گرما روانه ی دیار باقی می نماید. این فقط گرم شدن جهانی نیست. گرم ها دارند گرم تر، خشک ها خشک تر و مرطوب ها مرطوب تر می شوند. 

حالا امروز دیدم که اقلیم شناس دانشگاه تگزاس هم همین واژه را به کار برده است و ادامه داده است که شرایط در بسیاری از نقاطی که ما دوست داریم و می شناسیم در حال تغییر است و جالب است که نمی شود این موارد را به طور مستقیم به تغییرات اقلیمی هم نسبت داد.

 

G20

 

 

خب در این حال و هوای عجیب غریب، این عزیزان G20 در کره جنوبی دور هم نشسته اند و حرف هایی زده اند که خب شامل تغییر اقلیم هم میشده و به نظرم  شما هم می دانید که قرار نیست اتفاقی هم در نهایتش رخ بدهد. اگر این عزیزان می خواهند کاری برای تغییرات اقلیم بکنند شاید اولین قدم این است که اجلاس را به صورت مجازی و ویدئویی برگزار کنند که سهم انتشارشان کمتر بشود. ما را به خیر بیشتری از ایشان امید نیست. 

اگر جزییات بیشتری می خواهید، اینکه در روز دوم که ظاهرا نمایندگان پارلمان های G20 در آن حضور دارند در مورد مسائل مختلفی صحبت شده است که یکی از آن ها محیط زیست بوده است و اعضا نظراتی را پیرامون حمایت از کشورهای فقیر مبادله کرده اند. راستش خبر طولانی تر از ترجمه ی من است اما من که چیز به دردبخوری داخلش ندیدم. شما اگر دوست دارید اینجا را نگاه کنید و اگر چیزی بود خبرم کنید.

 

 

 

شبکه ی ABC گزارش داده است که بر اساس مطالعه ی جدیدی که توسط برنامه ی جهانی نظارت و ارزیابی یخ های قطبی صورت گرفته است یخ ها در این منطقه با سرعتی بیش از آنچه که پیش بینی می شد در حال افزایش هستند. این گزارش که به طور ویژه بر سال های اخیر تاکید دارد نشان می دهد که دمای این منطقه در سال های اخیر بالاترین مقدار خود را از آغاز ثبت رکوردهای دمایی در سال 1880 تجربه کرده است.

بر اساس این گزارش سرعت ذوب شدن این یخ ها به صورتی است که بر خلاف پیش بینی های قبلی سازمان ملل که ارتفاع سطح آب را برای 2100 بین 20 تا 60 سانتی متر پیش بینی می کرد این عدد ممکن است تا یک و نیم متر افزایش داشته باشد.

این خبر کوتاه را اینجا مطالعه کنید. جزییات بیشتری که منتشر شد اینجا درج می کنم.

 

 

 

سریع بگویم و اگر دوست داشتید مطلب را اینجا مطالعه کنید. قضیه از این قرار است که یک محقق ژاپنی با بررسی روزی که جشن شکوفه های گیلاس در توکیو برگزار شده است و سوابقی که از آن به جا مانده است موفق شده تا تخمینی از رکورد دمایی منطقه را برای حدود هزار سال شناسایی کند. در شکل زیر تصویر رکورد دمایی مورد نظر دیده می شود.

نتایج این بررسی نشان می دهد که تاریخ گل دهی گیلاس در این منطقه زودتر از هر سالی در در 1200 سال گذشته رخ می دهد که نشان دهنده ی تغییرات دمایی و فصلی می باشد. این افزایش در نمودار سوم مشهود است.

 

 

شناسایی رکورد دمایی بر مبنای شکوفه های گیلاس

 

 

 

بین سازمان هواشناسی انگلیس و سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری ما یک تفاوتی هست. تفاوت اینجا است که سازمان جنگل های ما اعلام می کند که:

"مهم ترین مشکلی که در جنگل های ایران در سال گذشته وجود داشت تغییرات اقلیمی و کمبود بارش و خشکی بود که آتش سوزی در این جنگل ها را تشدید کرد. ... در سال ۸۹ میزان بارندگی تا حد زیادی کاهش پیدا کرد که این اثراتی هم در کوتاه مدت و هم در دراز مدت دارد".

اما سازمان هواشناسی انگلستان در مورد خشکسالی در جنگل های آمازون در سال 2010 که به طور علمی اثبات و مقاله اش در Science منتشر شد می گوید:

However, instead of rushing to say "Look - it's happening!" we need to look very carefully at whether these could be just natural events instead. We are now confident that global temperatures are increasing, and that this is most likely due to human greenhouse gas emissions, but as for saying whether this is the cause of events such as the Amazon droughts and Australian floods there's much more work to do there.

پاراگراف بالا به طور خلاصه یعنی اینکه بله، ما قبول داریم که اقلیم در حال تغییر و دمای هوای جهانی در حال افزایش است اما نمی شود بی مقدمه و بدون بررسی دقیق بگوییم که این تغییرات باعث خشکسالی جنگل های آمازون یا جاری شدن سیل در استرالیا شده است؟

به عبارت دیگر وقتی ما به راحتی و بر اساس مشاهدات یک یا چند ساله تغییرات اقلیمی را به عنوان یک پدیده ی اصالتا بلندمدت مسئول وقوع یک رخداد می دانیم پژوهشگران، به قول خودشان، به دنبال true, scientifically well-founded picture هستند، تصویری صحیح، علمی و دارای مبانی و شواهد کافی.

به نظرم کمی دشوار است که وقتی خشکسالی ثبت و اثبات شده ی جنگل های آمازون را که تغییرات در شرایط اقلیمی اش هم به طور دقیق دنبال می شود به تغییرات اقلیمی ربط نمی دهند، به سادگی گفت که تغییرات اقلیمی باعث آتش سوزی در جنگل های ایران بوده است، هرچند نمی شود این گزینه را از میان فاکتورهای احتمالی موثر حذف هم کرد اما همچنان نیاز جدی به بررسی و پژوهش دقیق علمی احساس می شود، آن هم در شرایطی که دکتر سلاجقه، رییس سازمان گفته است:

"تاکنون در مساله تغییر اقلیم از تحقیقات و علوم استفاده نشده است که از این پس تحقیقات، شروع اول کلیه فعالیتها خواهد بود."

 

 

 

به نظرم مطلب ششم ایرن در مورد شرایط دمایی قرون وسطا تا حد زیادی دیدگاه‌های طرفین بحث را هر چند خلاصه پوشش می‌دهد. دوستان علاقمند برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به این مقاله مراجعه کنند (1) که در آن از طریق بررسی حلقه‌های صدها درخت، یخ‌ها و رسوبات رکوردهای دمایی مربوط به 1500 سال گذشته بازسازی شده است. بر اساس نتایج مطالعات در دوره‌ی مذکور دما در مناطق خاصی به ویژه در نزدیکی قطب از دمای کنونی بالاتر بوده است لیکن در بخش‌های قابل‌ توجهی این شرایط صدق نمی‌کند. جان کوک (John Cook) در وبلاگش دو نقشه ارائه کرده‌است (2) که به مقایسه‌ی میانگین دمایی قرون وسطا و میانگین 1999 تا 2008 با میانگین 1961 تا 1990 می پردازد. با دقت در این نقشه ها مشخص است که افزایش متوسط دمایی در دوران حاضر بسیار فراگیرتر و معنادارتر از قرون وسطا در مقایسه با دوره ی مرجع (61 تا 99) است. توضیحات بیشتر در مورد روند تاریخی دما را اینجا ذکر کرده ام (2.5).

مطلب هفتم ایرن موارد متعددی را در قالب یک یادداشت مطرح می‌کند که هر کدام نیازمند بررسی دقیق است. شاید در این مقطع ذکر این نکته خالی از لطف نباشد که منتقدان نظریه تغییرات اقلیم خود به چند گروه تقسیم می‌شوند. از میان این گروه‌ها به عنوان مثال برخی به طور کلی هر گونه گرم‌شدنی را رد می‌کنند، برخی روند گرم‌شدن را می‌پذیرند اما آن را طبیعی می‌دانند، برخی گرم شدن را می‌پذیرند، غیرطبیعی می‌دانند اما بر این باورند که انسان مقصر شرایط موجود نیست و در نهایت برخی انسان را عامل شرایط می‌دانند اما می‌گویند ساکنان زمین قادر به سازگاری خواهند بود و نیازی به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای نیست.

هم‌ارز با این گروه‌ها تردیدهای وارده به نظریه تغییر اقلیم نیز متفاوت است و همانطور که مطلب ایرن به درستی اشاره کرده است سوالات و شبهات متفاوتی از سوی آن‌ها مطرح می‌شود. اینکه آیا واقعا CO2 عامل شرایط موجود است؟ آیا انسان مقصر است؟ آیا سازمان ملل منصفانه گزارش می‌دهد؟ آیا ...؟ در پاسخ به برخی شبهات، دیدگاه‌های موافقان را به صورت خلاصه درج می‌کنم.

پیش از این در مطلب دیگری گفتم که از نظر موافقان تنها عامل بروز تغییرات اقلیمی افزایش گازهای گلخانه‌ای نیست (2) و عوامل دیگری نیز هستند که تغییر در آن‌ها می‌تواند میانگین و توزیع دمای مناطق مختلف زمین را تحت تاثیر قرار دهد. در عین حال موافقان تاکید دارند که نه تنها CO2 عامل بی‌تاثیری نیست که حتی حساسیت اقلیم زمین  نسبت گازهای گلخانه‌ای بیش از حساسیت آن برخی عوامل دیگر مثلا به فعالیت خورشیدی است (3). بر اساس گزارش سازمان ملل و سایر مطالعات انجام شده در صورت دو برابر شدن تمرکز CO2 دمای زمین به احتمال زیاد 2 تا 4.5 درجه (بهترین تخمین در حدود 3 درجه) سانتی‌گراد افزایش خواهد یافت ( 4 و 5).

از سوی دیگر شواهد متعددی نشان می‌دهد که انتشار دی‌اکسیدکربن به صورت مستمر در حالت افزایش است (6)؛ نمودار ذیل ترکیبی از چند رکورد متفاوت را برای بازسازی روند تمرکز CO2 در ده هزار سال گذشته نشان می‌دهد. مطالعات همچنان بیانگر آن است که انسان در چند دهه‌ی گذشته سهم قابل توجه و فزاینده‌ای را از روند افزایش CO2 بر عهده داشته است (7). به عنوان مثال نمودار مشهوری هست که انتشار گازهای گلخانه‌ای را بر اساس بخش‌های مختلف اقتصادی نشان می‌دهد (8) که در آن نقش فعالیت‌های انسانی کاملا به چشم می‌آید. دوستان علاقمند می‌توانند اطلاعات دقیق‌تری را از این لینک (9) دریافت کنند که اثر فعالیت‌های انسانی را بررسی نموده و آن را با فعالیت‌های طبیعی مقایسه کرده است.

 

 

روند افزایش دی اکسید کربن در ده هزار سال گذشته

 

در پایان این مطلب لازم می‌دانم به نکته‌ی دیگری نیز به صورت خلاصه اشاره کنم و آن هم پیرامون IPCC یا همان نهاد علمی تغییرات اقلیمی سازمان ملل است که گزارش‌های معروف تغییرات اقلیمی را ارائه می‌کند. اولین نکته این است که IPCC خود کار تحقیقاتی انجام نمی‌دهد، در عوض با مدیریت بررسی و ارزیابی هزاران گزارش، مقاله و مطالعه‌ی انجام شده توسط دانشمندان در سراسر جهان توسط گروه دیگری از پژوهشگران، نتایج کارهای انجام شده را منتشر می‌کند. به عنوان مثال برای گزارش سال 2007 بیش از سی هزار اظهارنظر برای تدوین گزارش نهایی مورد توجه قرار گرفته‌است. نکتهی قابل توجه اینجا است که برخلاف برخی ادعاها، گزارش‌های این نهاد چندان ترسناک و هشداردهنده هم نیستند و حتی گاه شرایط را بهتر از آنچه توقع می‌رود تخمین می‌زنند که برخی موارد را می‌توانید در گزارشی که اینجا درج شده است مشاهده کنید (10). البته قابل انکار نیست که ممکن است در گزارش‌های این نهاد نیز مانند هر محتوای علمی خطاهایی وجود داشته باشد. به عنوان مثال در گزارش هزار صفحه‌ای سال 2007 یک پاراگراف اشتباه در مورد سرعت ذوب شدن یخ‌های هیمالیا وجود داشت که منجر به یک بحث رسانه‌ای داغ گردید (11) هرچند صدها نکته و موضوع علمی صحیح درج شده در این گزارش به همان میزان در خبرها بازگو نشد.

نقد دیگری که بر این نهاد وارد شده است این است که مخالفان نظریه تغییر اقلیم از ساختار آن کنار گذاشته شده اند هرچند بررسی‌های انجام شده توسط نهادهای مستقل هنوز چنین ادعایی را ثابت نکرده است.



1) http://www.meteo.psu.edu/~mann/shared/articles/MannetalScience09.pdf

2) http://www.skepticalscience.com/medieval-warm-period.htm

2.5) http://iren.ir/Nsite/FullStory/?Id=5001

3)  http://www.amath.washington.edu/research/articles/Tung/journals/solar-jgr.pdf

4) http://www.ipcc.ch/publications_and_data/publications_ipcc_fourth_assessment_report_synthesis_report.htm

5) http://en.wikipedia.org/wiki/Climate_sensitivity#Other_estimates

6) http://www.esrl.noaa.gov/gmd/ccgg/trends/

7) http://www.bgc.mpg.de/service/iso_gas_lab/publications/PG_WB_IJMS.pdf

8) http://maps.grida.no/go/graphic/world-greenhouse-gas-emissions-by-sector

9) http://www.ipcc.ch/publications_and_data/ar4/wg1/en/faq-2-1.html

10) http://www.copenhagendiagnosis.com/

11) http://www.timesonline.co.uk/tol/news/environment/article6991177.ece
 

 

 

خشکسالی چیست، بر چند گونه است و چطور اندازه گیری می شود؟ خشکسالی ها در سطح دنیا چه روندی را دنبال می کنند؟ داده های تاریخی بلندمدت پیرامون خشکسالی چه چیزی را نشان می دهد؟ آیا خشکسالی های اخیر را می توان ناشی از عملکرد انسانی دانست؟ خشکسالی های آینده چگونه خواهند بود؟ 

این ها بخشی از مطالبی است که در مقاله ای با عنوان (Drought under global warming: a review) منتشر شده است که فایل PDF آن از اینجا (حدود 3MB) قابل دسترس است. در این مقاله ادبیات موضوع خشکسالی در هزاره ی اخیر بررسی قرار گرفته و شرایط جدید جهانی از 1950 تا 2008 مطالعه شده است.

این مقاله همچنین سه نقشه در خود دارد که پیش بینی شرایط پیش روی زمین را بر اساس شاخص خشکسالی پالمر برای سال های 2030 تا 2039، 2060 تا 2069 و 2090 تا 2099 نشان می دهد. تصویر زیر مربوط به پایان سده ی جاری است که همانطور که مشاهده می کنید در آن برای ایران به ویژه در نواحی شمال غربی و شمال شرقی و تا حدی مرکزی شرایط بسیار نامساعدی پیش بینی شده است.

 

 

شرایط خشکسالی زمین بر اساس شاخص پالمر

 


چکیده و مشخصات این مقاله به صورت زیر است.

This article reviews recent literature on drought of the last millennium, followed by an update on global aridity changes from 1950 to 2008. Projected future aridity is presented based on recent studies and our analysis of model simulations. Dry periods lasting for years to decades have occurred many times during the last millennium over, for example, North America, West Africa, and East Asia. These droughts were likely triggered by anomalous tropical sea surface temperatures (SSTs), with La Niña-like SST anomalies leading to drought in North America, and El-Niño-like SSTs causing drought in East China. Over Africa, the southward shift of the warmest SSTs in the Atlantic and warming in the Indian Ocean are responsible for the recent Sahel droughts. Local feedbacks may enhance and prolong drought. Global aridity has increased substantially since the 1970s due to recent drying over Africa, southern Europe, East and South Asia, and eastern Australia. Although El Niño-Southern Oscillation (ENSO), tropical Atlantic SSTs, and Asian monsoons have played a large role in the recent drying, recent warming has increased atmospheric moisture demand and likely altered atmospheric circulation patterns, both contributing to the drying. Climate models project increased aridity in the 21st century over most of Africa, southern Europe and the Middle East, most of the Americas, Australia, and Southeast Asia. Regions like the United States have avoided prolonged droughts during the last 50 years due to natural climate variations, but might see persistent droughts in the next 20–50 years. Future efforts to predict drought will depend on models' ability to predict tropical SSTs.

Dai, A. (2011), Drought under global warming: a review. Wiley Interdisciplinary Reviews: Climate Change, 2: 45–65. doi: 10.1002/wcc.81

 

 

 

ایرنایرن مطلبی را منتشر کرده است به قلم لیدا هادی با عنوان "هفت دليل درتائيد و انکارنظريه اقليم" که به نظر می رسد اولین یادداشت از مجموعه ای است که قرار است به بحث گرم شدن زمین و تغییرات اقلیمی بپردازد. در مورد این یادداشت شش نکته هست که شاید بد نباشد در اشاره به همین یادداشت اول بگویم. پیش از هر چیز لازم است از ایرن بابت پرداختن به موضوع و از نگارنده ی مطلب بابت تلاش در جهت اطلاع رسانی در این حوزه سپاسگزاری کنم.

1- اول این که یادداشت حداقل پنج غلط املایی و به تعداد قابل توجهی غلط نشانه گذاری دارد. از همان سطر اول نوشته که "سال نوی میلادی"، "سال نوری میلادی" و بعدتر که "کار"، "مار" تایپ شده است بگیرید، نقطه گذاری ها، فاصله ی بین کلمات و علامت گذاری ها ایراد دارد تا انتهای مطلب. 

2- در کمال تعجب مطلب از عبارت تغییرات آب و هوایی استفاده کرده است در حالی که تردید ندارم دوستان فعال در ایرن تفاوت "آب و هوا" و "اقلیم" را به خوبی می دانند.

3- مطلب گرچه تلاش دارد با زبانی صمیمانه به بررسی یک موضوع پیچیده ی علمی بپردازد اما به نظرم رعایت انصاف علمی در محتوای کلام نشده است. اینکه یک پدیده ی چندبعدی مانند تغییرات اقلیمی را صرفا از منظر گرم و سرد شدن دمای هوا مورد خطاب قرار دهیم، گرچه شاید درک آن را برای مخاطبان غیرتخصصی افزایش دهد اما به نحوی مصداق "اطلاعات غلط دادن" و یا حداقل "اطلاعات درست و کامل ندادن" است.

4-  گرچه این مطلب سعی کرده است تا استدلال های طرفین این بحث را مورد توجه قرار دهد اما به نظر می رسد نه دلایل موافقان و نه ادعاهای مخالفان را به درستی پوشش نمی دهد. بخش قابل توجهی از دعوی طرفین این بحث، از جنس گفتگوی علمی و مشاهدات و مستندات است نه آنگونه که این مطلب جلوه می دهد. لااقل وقتی به مراجع آکادمیک رجوع می شود این بحث دعوای دو کودک لجباز برای به نتیجه رساندن حرفشان نیست. متاسفانه مطلب ایرن در انعکاس این واقعیت ناتوان است.

5-  در این مطلب حجم کمی و کیفی موافقان و مخالفان این نظریه مساوی نشان داده شده است. این درست نیست. بر اساس بررسی های معتبر و منتشر شده ی انجام شده بخش عمده ای (حدود نود و هفت درصد) محققان و پژوهشگران فعال در حوزه اقلیم شناسی با این نظریه موافقند. این مطلب این گونه نشان می دهد که گویی تعداد موافقین و مخالفین برابر است که به نظرم منصفانه نیست و پنهان کردن بخشی از یک حقیقت.

6- و اما ششم. گرچه روی دلایل ذکر شده از سوی مخالفان حرف دارم، اما قضاوت پیرامون آن را بر عهده ی خوانندگان می گذارم. این مطلب در پاراگراف انتهایی می نویسد:

موافقان حرفشان يکي است :زمين دارد گرم مي شودآن هم با سرعت هر چه تمامتر . دليلشان هم ساده است ، زياد شدن ضخامت لايه دي اکسيد کربن به دليل فعاليت هي آدميزدهاي روي زمين و گرنه حيوانات و گياهان که آزارشان به کسي و چيزي نمي رسد.همين آلودگي دي اکسيد کربن است که گرما را در جو زمين نگه مي دارد و اثر گازهاي گلخانه اي را دست و پا مي کند .سه تا نه درجه زياد شدن گرماي طبيعي زمين به زودي يک کوره حسابي از دنياي ما مي سازد.

دوستان ایرن دقت کنند که زیاد شدن ضخامت نیست و تمرکز است، گیاهان و حیوانات هم در تغییرات اقلیمی نقش دارند، "اثر گازهای گلخانه ای" غلط است و باید بگویید "اثر گلخانه ای" و در نهایت این سه تا نه درجه ای که گفته اید یک پیش بینی بسیار بلندمدت (تا صد ساله) است و در عین حال دوست دارم مرجع علمی اتان را در مورد "نه درجه" افزایش بدانم.

خودمانیم، این ششمی خودش حداقل چهار نکته بود.

در نهایت اینکه با علاقه و دقت سایر مطالب این سری را دنبال می کنم و باز هم از ایرن و نگارنده ی مطلب سپاسگزارم. این یادداشت را هم زیر مطلب ایرن کامنت می گذارم و امیدوارم این بار 24 ساعت طول نکشد که کامنتم منتشر بشود و امیدوارم این بار کامنتم بی پاسخ نماند.

 

 

 

اول اینکه وب سایت (Climate Progress) مطلبی را منتشر کرده است که درآن به بررسی ارتباط میان شرایط فعلی تونس و مصر با قیمت موادغذایی پرداخته و سپس قیمت مواد غذایی را با موج گرمای تابستان سال جاری و قیمت نفت ربط داده و در نهایت موج گرما را هم به صورت غیر مستقیم با تغییر اقلیم. خوشتان آمد؟ البته برای این ارتباط چند لایه کلی هم مقاله و تحلیل از روزنامه ها و وب سایت های مختلف معرفی کرده است. مقاله با عکس العمل های متفاوتی مواجه شده است که به نظرم تا حدی در بخش کامنت ها مشهود است.

سعی می کنم در این بار بیشتر بنویسم. 

اما دوم اینکه گزارشی که بخش هایی از نتایجش روی چند سایت مختلف منتشر شده است به بررسی اثرات تغییرات اقلیمی بر کشورهای اروپایی پرداخته و در این میان به انگلیسی ها هشدار داده که به ویژه به دلیل پیامدهای بالا آمدن سطح آب روزهای پرهزینه ای در انتظارشان است.

این گزارش همچنین به این نکته اشاره کرده است که برخی کشورهای اروپایی از افزایش دما به دلیل بهبود شرایط کشاورزی سود خواهند برد. لینن گزارش در پایان بخش انگلیسی در انتهای مطلب قابل دسترسی است.

The study funded by the European Commission says a warming climate will mean a cost for most EU nations, although it could benefit a few, the BBC reported Monday.

Scandinavian countries and the Baltic states could be better off as climate warms, the report says, mainly through increased opportunities for agriculture.

The United Kingdom and Ireland, meanwhile, would see a negative overall economic impact produced mainly through an increase in flooding.

The report focused on five issues affected by climate change: agriculture, river floods, coastal areas, tourism and human health.

"Climate change is happening, we need to adapt to it, so we need to know which sectors will be affected and why so we can establish adaptation policies -- which means minimizing impacts, but also taking advantage of opportunities," said Juan-Carlos Ciscar from the Institute for Prospective Technological Studies in Seville, Spain.

 

 
<< Start < Prev 1 2 Next > End >>
Powered by Tags for Joomla