Saturday, 07 January 2012
Behrooz Hassani M
یکی از پیامدهای تغییر اقلیم انقراض برخی گونه های گیاهی و جانوری است. مطالعه ی جدیدی که در همین زمینه منتشر شده است نشان می دهد که سرعت این نوع انقراض بیش از آن چیزی خواهد بود که پیش از این پیش بینی می شد چرا که دو عامل در مطالعات فعلی مورد توجه قرار نگرفته اند، نخست اینکه گونه ها با چه سرعتی قادر به جابجایی هستند تا بتوانند خود را با شرایط آب و هوایی جدید سازگار کنند و دوم اینکه رقابت میان گونه ها ممکن است زمینه ی نابودی برخی از آن ها را پدید بیاورد. به عنوان مثال برخی از حیوانات که در زنجیره ی غذایی یکدیگر هستند ممکن است در فرآیند جابجایی به نحوی در مسیر هم قرار بگیرند که با نرخی بیش از نرخ تولیدمثل خورده بشوند. از طرفی در فرآیند انتقال به عرض های بالاتر ممکن است میان برخی گونه ها رقابت شکل بگیرد و گونه ها سریع تر و یا سازگارتر جای سایرین را به خود اختصاص بدهند. برای دوستان علاقمند، جزییات این مقاله به صورت زیر است: Mark C. Urban, Josh J. Tewksbury, and Kimberly S. Sheldon On a collision course: competition and dispersal differences create no-analogue communities and cause extinctions during climate changeProc. R. Soc. B published online before print January 4, 2012, doi:10.1098/rspb.2011.2367 Link: http://rspb.royalsocietypublishing.org/content/early/2012/01/03/rspb.2011.2367.short?rss=1 Most climate change predictions omit species interactions and interspecific variation in dispersal. Here, we develop a model of multiple competing species along a warming climatic gradient that includes temperature-dependent competition, differences in niche breadth and interspecific differences in dispersal ability. Competition and dispersal differences decreased diversity and produced so-called ‘no-analogue’ communities, defined as a novel combination of species that does not currently co-occur. Climate change altered community richness the most when species had narrow niches, when mean community-wide dispersal rates were low and when species differed in dispersal abilities. With high interspecific dispersal variance, the best dispersers tracked climate change, out-competed slower dispersers and caused their extinction. Overall, competition slowed the advance of colonists into newly suitable habitats, creating lags in climate tracking. We predict that climate change will most threaten communities of species that have narrow niches (e.g. tropics), vary in dispersal (most communities) and compete strongly. Current forecasts probably underestimate climate change impacts on biodiversity by neglecting competition and dispersal differences. لینک ثابت این مقاله در همین رابطه کلیه، کوالا و کمی نگرانی پيامدهاي زيستي تغييرات اقليم
Tuesday, 04 October 2011
Behrooz Hassani M
خبر اول اینکه به نظر می رسد بحث مهندسی زمین و تغییرات در فیزیک سیاره روز به روز طرفداران بیشتری پیدا می کند. گروهی متشکل از دانشمندان و سیاستمداران اخیرا پیشنهاد داده اند که بایستی بحث هایی مثل انتشار ذرات خاص در فضا و یا کار گذاشتن آینه در جو زمین به منظور بازتابش نور خورشید مورد بررسی اجرایی قرار گیرد. این در حالی است که بسیاری از گروه های طرفدار محیط زیست چنین ایده هایی را رد کرده اند. این در حالی است که تحقیقات در این زمینه در کشورهایی مثل بریتانیا، آلمان و ... در حال انجام است و ممکن است برخی از کشورها به صورت یکجانبه دست به چنین اقدامی بزنند. جزییات بیشتری در این زمینه را اینجا روی نیویورک تایمز مطالعه کنید. دومین خبر هم اینکه بر اساس گزارشی که اخیرا منتشر شده است، تولید شکلات می تواند به دلیل آسیب پذیری آفریقا به تغییرات اقلیمی تحت تاثیر قرار بگیرد. بر اساس این گزارش در صورت افزایش قابل توجه دما در سال های پیش رو در غرب آفریقا، به ویژه ساحل عاج و غنا، تولید کاکائو به شکل قابل توجهی کاهش خواهد یافت که زمینه ی افزایش قیمت شکلات را فراهم خواهد کرد. کاکائو نقش کلیدی را در تامین معاش خانواده ها بازی می کند و بسیاری از آن ها هزینه های تحصیلی و درمانی خانوار را از طریق فروش آن تامین می کنند. اصل خبر را روی هافینگتون پست بخوانید.
Monday, 20 June 2011
Behrooz Hassani M
This week in Peru, scientists and experts would gather together to talk about possible geoengineering solutions for climate change. The meeting would be managed by IPCC as a part of the process of preparing the fifth assessment report. They define GeoEngineering as the deliberate large-scale manipulation of the planetary environment and a potential strategy to counteract anthropogenic climate change. If you take a look at their proposal here, you would see that they are thinking and talking about increasing the earth surface reflectivity by brightening human structures or covering deserts with reflective material. Honestly, I am not sure whether I should congratulate their innovative and brave thoughts or I should regret for the point that they are missing which has the same letters but a totally different idea: EgoEngineering! As humans, we are causing trouble and problem for the world we are living in. We are polluting our environment, we are emitting GHGs in the air, we are consuming the resources very fast and we are ignoring the rules, the capacities, and the limits that the earth has in providing a safe and proper environment for us, all of us. And now, as things are not going as well as we were expecting, instead of changing ourselves, our desires, and demands and behaviors and habits, we want to changes the planet. And believe me, we are not doing this to keep our welfare as what it is today. We want to GeoEngineer the planet because we want to explore more, consume more, waste more and pollute more. But this is not the solution. Maybe we should re-order the first three letters of geoengineering and type it as EgoEngineering. Maybe we should change and engineer ourselves. Maybe the easier and even cheaper solution is to reach to an agreement about CO2 mitigation. Maybe. Maybe a faster and more effective option is to be more productive and less dependent on fossil fuels. Maybe. And maybe we should reconsider our values and re-arrange our priorities. Maybe we should Ego-Engineer to understand the world better and find a more sustainable way of living. We don't want to change, and we are happy to change everything to stay unchanged. That doesn't sound fair, does it?
Saturday, 18 June 2011
Behrooz Hassani M
پیش از این اشاره کرده ام که یکی از نشانه های تغییر اقلیم، تغییر در محل رشد گیاهان و یا سکونت حیوانات است که گاه به دلیل از بین رفتن شرایط زندگی و یا جابجایی فصول و خصوصا شروع زودهنگام و یا تاخیر فصول سرد و گرم به وجود می آید. در همین رابطه این خبر ایرنا باید برایتان جالب باشد. معاون محيط زيست طبيعي و زيستگاه هاي اداره كل محيط زيست كردستان گفت: بر اثر تغييرات اقليمي و آب و هوايي جمعيت پرندگان مهاجر به كردستان كاهش يافته است. طيب محمودي روز دوشنبه به خبرنگار ايرنا گفت: تغييرات فصلي، جابحايي خط برف و افزايش گرد و غبار از جمله عواملي بوده اند كه جمعيت پرندگان مهاجر را به كردستان كاهش داده است. در این نمونه و حسب همین میزان اطلاع موجود، اگر گرد و غبار را یک پدیده ی مستقیما ناشی از تغییرات اقلیم ندانیم، می توان گفت بحث جابجایی فصول و خط برف می تواند در بلندمدت ناشی از افزایش دما باشد. نکته ای که در این نوع اظهارنظرها همیشه مفقود است ارائه ی جزییات علمی است که نشان بدهد میزان حساسیت پرندگان مهاجر در این منطقه به دما و تغییر فصول چگونه است؟ آیا در منطقه ی مورد نظر اصلا روند اقلیمی مشاهده می شود؟ آیا آمار پرندگان مهاجر جایی ثبت می شود؟ آیا در سایر نقاط جهان نمونه های مشابهی وجود دارد؟ پاسخ به چنین سوال هایی است که ارزش علمی اظهارنظر فوق را خصوصا برای سیاستگذاری افزایش می دهد.
Thursday, 02 June 2011
Behrooz Hassani M
بانک جهانی روز چهارشنبه توافقنامه ای را با چهل شهر دنیا امضا کرد که بر اساس آن زمینه ی همکاری مالی و فنی برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای و اثرات تغییرات اقلیمی فراهم شود. این پروژه همچنین زمینه ی سنجش و گزارش مستمر میزان دی اکسید کربن را در این شهرها فراهم می کند. در حال حاضر استاندارد فراگیری در این حوزه وجود ندارد. سرمایه گذاری سال گذشته ی بانک جهانی در حوزه ی مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی حدود 6.4 میلیارد دلار بوده است و شهرداران شهرهای مورد نظر از دسترسی به این منابع ابراز خوشحالی کرده اند. مرجع خبر نیویورک تایمز است. نقشه ی این شهرها به صورت زیر است.
The World Bank signed an agreement on Wednesday with mayors from 40 of the world’s biggest cities to work on technical and financial assistance for projects to minimize the effects of climate change.
Tuesday, 19 April 2011
Behrooz Hassani M
بالاخره اعضای کمیته ی اقلیمی سبز مشخص شدند. لیست این اسامی که متاسفانه نماینده ای از ایران در آن نیست در سایت UNFCCC درج شده است. اگر می خواهید بیشتر در رابطه با این صندوق بدانید به این لینک مراجعه کنید. کشورهای آسیایی که در این کمیته نماینده دارند عبارتند از چین، هند، عربستان سعودی، پاکستان، کره جنوبی، سنگاپور و فیلیپین. The Green Fund is being launched in the broad context of long-term financial support agreed at The Cancún Agreements last December, under which industrialised countries committed to a goal of mobilising jointly €100bn per year by 2020 to help countries protect themselves from the impacts of climate change. Part of the Green Climate Fund will be a Technology Mechanism to help develop new, cleaner technologies in developing countries. The Technology Mechanism will also encompass a Climate Technology Centre and Network (CTCN) to facilitate national, regional, sectoral and international technology networks, organisations and initiatives. The Green Climate Fund committee will have its first meeting in Mexico City on 28 and 29 April. It will prepare operational specifications for the fund in time for approval by the next UN Climate Conference in Durban in December. Source
Saturday, 16 April 2011
Behrooz Hassani M
چهار ماه قبل و در جریان مذاکرات مکزیک برایتان از راه اندازی صندوق اقلیمی گفتم. امروز در خبرها خواندم که مراحل راه اندازی این صندوق کمی به پیش رفته است. هدف این صندوق که جزو معدود خروجی های مثبت مذاکرات تا این لحظه بوده این است که استخری از منابع مالی را ایجاد و سپس پول را به کشورهای آسیب پذیر منتقل کند. صحبت از چند صد میلیارد دلار است. کشورهایی از این منابع استفاده خواهند کرد که در خطر وقوع خشکسالی، سیل و یا افزایش سطح آب باشند. در طی ماه های آینده جزییات بیشتری از اعضای کمیته های مرکزی و نحوه ی عضویت کشورها در آن مشخص خواهد شد. ظاهرا از چهل کرسی موجود هفت تا به آفریقا، هفت تا برای آسیا، هفت تا برای آمریکای جنوبی، پانزده تا برای کشورهای توسعه یافته دو تا برای کشورهای بسیار فقیر و دو تا هم کشورهای جزیره ای تخصیص یافته است. جمعش چهل تا شد؟ در این رابطه می توانید اینجا بیشتر مطالعه کنید.
Wednesday, 08 December 2010
Behrooz Hassani M
امروز فرصتی شد که با دوستی در مورد مدلی صحبت کنیم. در حین صحبت خبر از مجموعه مطالعات جدیدی داد که موضوع استرس های گرمایی را مورد توجه قرار می دهند. این استرس ها که در صورت افزایش متوسط دمای کره ی زمین تهدید جدی برای کیفیت حیات انسان محسوب می شوند می توانند در نقاطی که میزان رطوبت بالا است خطرات جدی را برای انسان ها ایجاد کنند. در واقع شرایط به گونه ای می شود که علاوه بر گرمای وارده بر بدن، به دلیل بالا بودن رطوبت، عرق تبخیر نشده و از این طریق بدن خنک نمی شود. درست مثل اینکه شما قرار باشد برای مدت زیادی در تب چهل درجه بمانید. به عبارت دیگر صحبت از این است که افزایش گرما به این راحتی ها که فکر می کنیم قابل تحمل نیست و ممکن است شرایط به مرز غیرقابل تحمل و سازگاری برسد. در مورد این استرس های گرمایی دو سه مرجعی درج می کنم که مربوط به سال جاری هستند. اگر دوستان علاقمند به یک حوزه ی پژوهشی جدید هستند به نظرم زمینه ی جالبی باشد. Sherwood, S.C. and Huber, M., (2010) "An Adaptability Limit to Climate Change Due to Heat Stress", Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America, Vol. 107, No. 21, May 25, 2010, pp. 9552-9555. [http://www.pnas.org/content/107/21/9552.abstract].
Abstract Despite the uncertainty in future climate-change impacts, it is often assumed that humans would be able to adapt to any possible warming. Here we argue that heat stress imposes a robust upper limit to such adaptation. Peak heat stress, quantified by the wet-bulb temperature TW, is surprisingly similar across diverse climates today. TW never exceeds 31 °C. Any exceedence of 35 °C for extended periods should induce hyperthermia in humans and other mammals, as dissipation of metabolic heat becomes impossible. While this never happens now, it would begin to occur with global-mean warming of about 7 °C, calling the habitability of some regions into question. With 11–12 °C warming, such regions would spread to encompass the majority of the human population as currently distributed. Eventual warmings of 12 °C are possible from fossil fuel burning. One implication is that recent estimates of the costs of unmitigated climate change are too low unless the range of possible warming can somehow be narrowed. Heat stress also may help explain trends in the mammalian fossil record. McMichael, A.J. and Dear, K.B.G., (2010) "Climate Change: Heat, Health, and Longer Horizons", Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America, Vol. 107, No. 21, 25 May, pp. 9483-9484. [http://www.pnas.org/content/107/21/9483.short]. Public concern over climate-change impacts has mostly focused on the economic, physical, and political domains. The consequences for various industries, agriculture, livelihoods, national gross domestic product, property, infrastructure, and electoral prospects have captured most attention. In this issue of PNAS, Sherwood and Huber (1) apply a longer than usual perspective on climate change and conclude that, because of limits to human tolerance of heat, much of Earth’s surface may not be habitable by 2300. Their important, related, and overarching statement is that “current assessments are underestimating the seriousness of climate change” (1). They argue that, whereas high-profile threats such as sea-level rise and economic slowdown have caused widespread anxieties, their impacts on human communities would pale into insignificance in a world that might, thermally, become partly or wholly uninhabitable by humans...
Friday, 06 August 2010
Behrooz Hassani M
بازخوردهای مثبت یکی از مباحث نگران کننده و جدی در بحث تغییرات اقلیمی است. یکی از معانی بازخوردهای مثبت این است که ممکن است پاسخ ما در جهت سازگاری با تغییرات اقلیمی باعث افزایش اثرات سوء ناشی از تغییرات اقلیمی شود. در واقع کلمه ی "مثبت" معنای خوبی ندارد و به معنای این است که اثرات سوء تغییرات بیشتر می شود. مقاله ی تایم چند نمونه بیان می کند. به عنوان مثال کاشت ذرت در ایالات متحده با هدف تولید سوخت های زیستی باعث از تغییر کاربری اراضی شده است و یا احداث سدها با وجود آنکه باعث جایگزینی نیروگاه های ذغالی خواهد شد، زمینه ی زیر آب رفتن مناطق گسترده و از بین رفتن گونه های گیاهی و حیوانی را پدید می آورد. پیش بینی می شود احداث سدهای (Three Gorges Dam) در چین باعث جابجایی حدود یک میلیون نفر بشود و خود پیامدهای نامطلوب محیط زیستی برجای بگذارد. جزییات بیشتری در این رابطه را اینجا مطالعه کنید.
Saturday, 24 July 2010
Behrooz Hassani M
تا اینجا از پیچیدگی در سیستم ها گفتیم و از سازگاری در این پیچیدگی. در یکی دو مطلب پیش رو قصد دارم از محدودیت های سازگاری بگویم. تصویر زیر را خیلی دوست دارم چون یکی از گویاترین تصاویر در مورد محدودیت های سازگاری است. فرض کنید سیستمی را داشته باشیم که در شرایط بالاترین بخش تصویر باشد، همان که فقط یک توپ نارنجی در کف مقطع آبی قرار دارد. یک سیستم در حال تعادل است که اگر شما به این توپ ضربه ای وارد کنید به حالت اولش بر می گردد. حالا فرض کنید یک عامل خارجی بیاید و به تدریج مقطع آبی مورد نظر ما را دستکاری کند. این می تواند مثلا نقش عوامل انسانی در بروز یک تغییر محیط زیستی باشد.  مثلا اگر مقطع دوم را در نظر بگیریم همانطور که می بینید سیستم در محل صورتی رنگ تعادل نسبی دارد و انرژی زیادی لازم است که بخواهد به حالت نارنجی منتقل شود و اگر هم چنین بشود احتمال بازگشتش زیاد است. این همان سازگاری است که برایتان گفتم. اما شرایط نگران کننده زمانی اتفاق می افتد که این تغییرات تدریجی آنقدر زیاد بشود که شرایط تصویر آخر به وقوع بپیوندد. یعنی کار به جایی برسد که ما از یک حالت تعادل به یک حالت تعادل جدید منتقل بشویم و هیچ راه برگشتی هم نداشته باشیم. حالا اگر به مقطع آخری دقت کنید، توپ مورد نظر با یک ضربه ی معمولی از حالت صورتی به حالت نارنجی می رود اما دیگر به این راحتی ها نمی شود به شرایط اولیه بازش گرداند. به عبارت دیگر ممکن است عوامل موثر بر محیط به قدری قوی بشوند که دیگر اصلا جایی برای سازگاری باقی نماند. اگر خاطرتان باشد در مطلب قبل از خرگوش ها و روباه ها گفتم. شاید دلیل اینکه بعد از بازگشت شکارچی، تعداد خرگوشها به سطح اولیه نرسید همین تغییر از یک تعادل پایدار به تعادل دیگری باشد. از این نوشته و این تصویر میخواهم این نتیجه را بگیرم که این را قبول کنیم که سیستم هایی که به نظر خیلی پایدار و باثبات میآیند در اثر تغییرات در محیط شان ممکن است به طور ناگهانی تغییر وضعیت دهند و یک نقطه ی جدید را به عنوان محل پایداری انتخاب کنند. به بیان دیگر سازگاری در یک سیستم به این معنا نیست که این سیستم قرار است برای همیشه سازگار باقی بماند و قدرت تحمل هر عامل خارجی را دارد. آنچه امروز ما در بسیاری از حوزه های مرتبط با مباحث اکولوژیک و محیط زیست در حال انجام آن هستیم ایجاد چاله هایی است مثل آنچه در تصویر بالا دیدید. در واقع ما داریم برای خودم شرایط را تغییر می دهیم بدون آنکه دقت کنیم این تغییر شرایط ممکن است باعث بروز تغییراتی در محیط شود که نظم و تعادل دنیای اطراف ما را بر هم بزند. از یادداشت بعدی وارد بحث اصلی در این حوزه خواهم شد.
Friday, 23 July 2010
Behrooz Hassani M
القصه. در مطلب قبل گفتم که یک سیستم پیچیده چیست و فکر می کنم شما به راحتی حس کردید که دنیای اطراف ما لبریز است از چنین سیستم هایی. سیستم هایی که رفتارشان به سادگی قابل پیش بینی نیست، اجزایشان بهم پیوسته اند و از روی بررسی رفتار یک جزء نمی شود عملکرد کل آن ها پیش بینی کرد. خب. اگر سیستم های اطراف ما پیچیده و تا این حد در هم و برهم هستند "در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟". دلیلش این است که بسیاری از سیستم های اطراف ما پیچیده اما سازگارند.
در اینجا، سازگاری به این معنی است که سیستم توان یادگیری دارد و می تواند بر اساس تجربیاتش خودش را توسعه دهد، بهبود ببخشید و با شرایط جدید منطبق کند. البته اینجا یک "البته" وجود دارد که بعدتر خواهم گفت. سازگاری به چه صورت رخ می دهد؟ شما کمی به اطرافتان دقت کنید. مثلا ترافیک. فرض کنیم بگوییم ترافیک در تهران بیست سال پیش به طور متوسط باعث می شده است که هر کارمند یک دقیقه با تاخیر به محل کارش برسد. در طی بیست سال گذشته ترافیک تهران بیست برابر شده است. اما ممکن است بررسی کنید و ببینید که میزان متوسط تاخیر مثلا دوازده برابر شده است. چرا؟ شاید یک دلیلش این باشد که کارمندها یاد گرفته اند از راه های دیگری برای رفتن به محل کار استفاده کنند. یاد گرفته اند صبح ها از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند. یاد گرفته اند ... نتیجه ای که می خواهم در این بخش بگیرم این است که سیستم های اطراف ما بسیار به هم مرتبط و متصل هستند اما در عین حال سازگارند و اجزای سازگاری دارند. مثلا اگر تعداد خرگوش ها در یک منطقه کاهش پیدا کند به همان نسبت گرگ از گرسنگی نمی میرد بلکه تعدادی از این گرگ ها به روستاها حمله می کنند، گروهی به مناطق مجاور می روند، ممکن است نرخ تولید مثل گرگ ها کاهش پیدا کند و ... اگر دوست دارید یک سری مثال بین المللی ناب در این حوزه مطالعه کنید خیلی خیلی خیلی توصیه می کنم به این بانک اطلاعاتی سری بزنید و به جانم دعا کنید. اگر دقت کنید در میان صفحه یک نمونه هست با عنوان (Fisheries: anchoveta fishery, Peru) که نشان می دهد چطور صید بی رویه یک نوع ماهی در پرو (به عنوان بعد اجتماعی) و همراه شدن آن با برخی تحولاتی مثل ال نینو و گرم شدن اقیانوس (به عنوان بعد محیط زیستی) سبب شده است که ضربات وارد شده حتی در یک دوره ی بیست ساله جبران نشود. شاید هم این نمونه برایتان جالب باشد که چطور فعالیت های توریستی برای مشاهده ی دلفین ها در نیوزلند باعث شده است که دلفین ها از میزان استراحت خود کاسته و به میزان مسافت سفر خود اضافه کنند.
این یکی نشان می دهد که وقتی مردم در آفریقا در مناطق مختلف ساکن شدند و شروع به کشاورزی کردند چطور در میان محدوده ی زندگی فیل ها شکاف ایجاد کردند و باعث شدند که محل زندگی فیل ها تغییر کند. اما این بین جالب تر این نمونه است. در یک منطقه ی آزمایشی در استرالیا گربه ها و روباه ها را از محدوده ی زندگی خرگوش ها جمع آوری کردند. این امر باعث شد که تعداد خرگوش ها افزایش پیدا کند. جالب اینجا است که وقتی شکارچی ها به منطقه بازگشتند تعداد خرگوش ها کاهش پیدا نکرد! اگر فرصت دارید گشتی در این بانک اطلاعاتی بزنید و نمونه ها را نگاهی بیندازید. این موضوع سازگاری مثلا در بحث تغییرات اقلیمی هم به عنوان یکی از راه حل ها به شمار می رود. مثلا برخی معتقدند که روش های مختلفی هست که می شود توسط آن ها صدمات ناشی از تغییرات را جبران کرد. باید کمی صبر کنید تا روی میزم مقاله اش را پیدا کنم. ... آها! اگر این فایل (PDF) را دانلود کنید که حجمش کمتر از 500K است، جدولی دارد به نام (Table 17.1) که در آن برخی روش های سازگاری با تغییرات اقلیمی درج شده است. فایل مورد نظر فصل هفدم گزارش کارگروه دوم IPCC است. خب. حالا چند مفهوم داریم. یک، مفهوم اثر پروانه ای که آقای درویش به آن اشاره کرده اند و در واقع حساسیت سیستم را به شرایط آغازین نشان می دهد. دوم مفهوم پیچیدگی و سوم پیچیدگی سازگار. بسیار عالی. در پست های بعدی یک قدم دیگر بر می دارم. اگر به موضوع پیچیدگی سازگار علاقمند هستید این هم دو منبع برای مطالعه ی بیشتر: Miller, J.H. and Page, S.E., (2007) Complex Adaptive Systems: An Introduction to Computational Models of Social Life, Princeton University Press, Princeton, NJ, 284 pp. Dörner, D., (1996) The Logic of Failure: Recognizing and Avoiding Error in Complex Situations, trans. Kimber, R. and Kimber, R.; Originally published in German as Die Logik des Misslingens, 1989; Basic Books, New York, 222 pp.
Friday, 02 July 2010
Behrooz Hassani M
Source: AlterNet GOLD COAST, 2 July 2010 (IRIN) - Environmental scientists are calling on policy-makers to help vulnerable communities adapt to climate change, rather than focus resources on reducing carbon emissions alone.
"The effort and money spent on mitigation is enormous compared to adaptation," said Andrew Ash, director of the climate adaptation flagship at the Australian Commonwealth Scientific and Industrial Research Organisation [http://www.csiro.au/].
"There is a huge lack of awareness about the need for adaptation. Scientists need to get in there and start to influence policy," he said during a three-day climate change adaptation conference [http://www.nccarf.edu.au/conference2010/] on Australia's Gold Coast this week.
Scientists reiterated that marginalized groups contribute the least to climate change but stand to suffer the most.
"In India, women are very vulnerable to climate change because they don't have social equality," said Shailendra Kumar Mandal, a professor at the National Institute of Technology Patna [http://www.nitp.ac.in/] in India. "Women often have no land ownership and poor access to health services."
He said India would have one of the largest populations in the world that would have to adapt to climate change, as numbers are predicted to grow by 300 million to 700 million over the next 40 to 50 years.
"We expect severe drought in the west of India, and our coastal megacities, Mumbai, Chennai and Kolkata will have to deal with severe flooding as sea levels rise."
These cities are part of the Asian mega-deltas, the most vulnerable to rising sea levels, along with small islands and Africa. The Asian mega-deltas also include Guangzhou, Shanghai and Ho Chi Minh City, which are also already experiencing more intense tropical cyclones.
"We are having trouble communicating these changes to the most vulnerable. We need to give them time to adapt," Mandal said.
Mitigation and adaptation
Climate change adaptation covers a broad range of efforts, from implementing early-warning systems for natural disasters to transforming land use and moving homes away from coastlines.
While both mitigation and adaptation efforts are needed to tackle climate change, scientists warn of the dangers of prioritizing one over the other.
Speaking on the linkages of climate change mitigation and adaptation, Bruno Locatelli from the Center for International Forestry Research (CIFOR) [http://www.cifor.cgiar.org/] said trade-offs between the two needed to be considered.
"Building dams and dykes to improve water management, for example, could have adverse effects on mitigation efforts," he said. While they help control flooding, they also erode soil, potentially releasing more carbon into the atmosphere.
Billions needed
Martin Parry, a professor of climate change policy from Imperial College, London [http://www3.imperial.ac.uk/], estimates the cost of adaptation at US$50 billion annually, which would cover transformations in agriculture, water, health, infrastructure and coast lines.
During climate change talks in Copenhagen [http://www.denmark.dk/en/menu/Climate-Energy/COP15-Copenhagen-2009/cop15.htm] last year, US Secretary of State Hillary Rodham Clinton said her country was committed to joining others in mobilising $100 billion annually to climate change aid for developing countries.
"If half of that goes to adaptation, then this estimate is a reasonable cost," Parry said. "But it would mean doubling our current spending on overseas aid."
Joseph Alcamo, chief scientist of the UN Environment Programme [www.unep.org], told IRIN that no one really knew whether mitigation or adaptation warranted more money.
"Even as a scientist I can't yet make a judgment about which to give more attention to, so it would be wise to give them both equal attention," he said.
Wednesday, 26 May 2010
Behrooz Hassani M
امروز بالاخره مقدمه ی مقاله ام تمام شد. با این جمله شروع کردم که بله ... اقلیم دیگر یک پدیده ی طبیعی نیست و بر اساس بررسی های علمی ما انسان ها در تغییرات آن دخیل هستیم. بعد زدم به عرصه ی سازگاری و گفتم که آقا این قضیه جدی است. بعد هم رفتم سراغ ظرفیت سازگاری و گفتم که هر سیستمی برای خودش ظرفیتی دارد که این ظرفیت محترم تحت تاثیر آستانه ها و حدود است. آستانه ی سازگاری جایی است که وقتی از آن عبور می کنی دیگر سیستمت آن سیستم قبلی نیست. مثلا فرض کنید که یک شهری باشد که قوت اصلی مردم ماهی باشد و گندم. بعد شرایط بارش آنقدر در هم و برهم بشود که ملت ترجیح بدهند که کلا بروند ماهی بگیرند و بخورند. این سیستم هنوز جای سازگاری دارد اما دیگر آن سیستم قبلی نیست و حالا مثلا اقتصادش تک محصولی شده است. امنیتش هم پایین آمده چون اگر مثلا در چنین سیستمی مثلا همین نفت کش اخیر BP ساقط بشود کلا ملت از گرسنگی می میرند یا باید بروند و همه دامداری راه اندازی کنند. پس آستانه ها نقاطی هستند که وقتی از آن ها عبور می کنیم سیستم وارد یک وضعیت جدید می شود که دیگر قابل بازگشت به شرایط قبلی نیست اما هنوز جای سازگاری هست. اما اوضاع زمانی قاراشمیش می شود که به حدود یا مرزهای سازگاری برسیم. آن وقت است که سیستم ممکن است Collapse کند. یعنی در یک مقیاس کوچک یک روستا به طور کامل تخلیه بشود. یک کارخانه صنایع غذایی کاملا تعطیل بشود. یک منطقه کاملا غیرقابل سکنی بشود. مثلا شما یکهو می بینید که مردم کلا از یک منطقه به یک جای جدید مهاجرت انبوه نمودند. آخرش هم مطلب را در مقدمه اینطوری جمع کردم که خب برای شناسایی چنین سیستمی و خصوصا کشف پویایی های این قضیه باید یک شبیه سازی خوب داشت که خب ما قصد داریم در این مقاله یکی اش را به شما عرضه کنیم. فردا صبح باید بروم و بنشینم و مدل سازی را شروع کنم. فعلا همین! OK! Today I finished my introduction for the new paper on climate change adaptation limits. I started with writing about the fact that climate is not a natural process any more. Then I talked about adaptation, its capacity and limitations. Then I discussed the differences between thresholds and limitations and made them clear. I continued with describing the complex and adaptive behaviors of adaptation and said that we need a proper computer simulation to be able to present its dynamics. This is it for now. I have a lot to do tomorrow, especially as I should stat implementing my model. Wish me luck!
Wednesday, 12 May 2010
Behrooz Hassani M
این بخش قصه تا اینجاش که خیلی جذاب نبوده. سعی می کنم به مرور زمان مطالبش رو شیرین تر کنم. اما القصه! امشب فرصتی شد تا نگاهی به چند فصل از کتاب Climate Change, Adaptive Capacity and Development بندازم. کتاب در مجموع مطالب جالبی داره که فکر می کنم خیلی از فصل هاش ارزش یک بار مطالعه رو داشته باشند. در مجموع خیلی مباحث رو به صورت تکنیکال بیان نکرده و بخش عمده ای از محتوا به صورت توصیفی ارائه شده. چند نکته ی خوب در کتاب دیدم که به نظرم ارزش نوشتن رو داشته باشند: اول اینکه در دو فصل از کتاب دو تابع برای سنجش میزان آسیب پذیری جوامع در مقابل تغییرات اقلیم ارائه شده بود. تابع اول دو متغیره و تابع دوم سه متغیره بود برای همین روی تابع دوم متمرکز میشم. قالب تابع به این صورت بود: آسیب پذیری تابعی است از (در معرض بودن ، حساسیت و ظرفیت سازگاری). تشریح دقیق تر این تابع به این صورت خواهد بود که هر چه جوامع بیشتر در معرض خطرات ناشی از تغییر اقلیم باشن، بیشتر آسیب خواهند دید. از طرف دیگه هر چه قابلیت جذب این خطرات بدون بروز اثرات منفی بیشتر باشه و یا جوامع مورد نظر ظرفیت بالاتری برای سازگاری داشته باشند میزان آسیب پذیری کاهش پیدا خواهد کرد. نکته قابل توجه دیگه در کتاب این بود که سازگاری در یکی از فصول بر مبنای حرکت و فعالیت جمعی تعریف شده بود. در واقع نویسنده معتقد بود که برای اتخاذ تصمیم ها و سیاستگذاری در حوزه ی سازگاری با تغییرات اقلیم بایستی حرکت ها به طور جمعی باشند و همچنین در فصل دیگه ای تاکید روی اهمیت فعالیت های محلی شده بود. ترکیب این دو می تونه راهنما باشه. به عبارت دیگه برای داشتن یک برنامه ی مناسب برای مواجهه و سازگاری با تغییرات پیش رو، عملکرد جمعی محلی بسیار کلیدی خواهد بود. امروز فرصتی شد تا چند مقاله ای رو هم در زمینه ی مبحث مناقشه در اثر بروز تغییرات اقلیم مطالعه کنم. جالبه که حدود دو سال پیش مجموعه مقالاتی رو می خوندم در مورد "نفرین منابع" که معتقدند کشورهایی که منابع طبیعی بیشتری دارند در حوزه ی توسعه و رشد اقتصادی با مشکلات بیشتری مواجه هستند. در واقع منابع طبیعی بیش از اون که یک رحمت باشند، زحمت هستند. البته در این زمینه بحث های زیادی در جریانه و خصوصا نفت یکی از کلیدواژه ها در این حوزه به حساب میاد. نکته ی جالب اینجا بود که در مقاله ی امروز نوشته بود که تغییرات اقلیم باعث کاهش سطح دسترسی به برخی منابع طبیعی خواهد شد و این برای خیلی از مناطق خصوصا کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه مشکل آفرین خواهد بود. به نظرم این داره به طور غیر مستقیم میگه که مشکل از منابع نیست و الا نباید کم یا زیاد بودن یه چیزی هر دو منجر به بروز نتایج سوء بشه. شاید مشکل اصلی ما هستیم که نمی تونیم این منابع رو درست هدایت و استفاده کنیم.
Friday, 07 May 2010
Behrooz Hassani M
 امشب در بین مقاله هایی که می خوندم به یک واژه جدید برخوردم: ظرفیت سازگاری یا همان Adaptive Capacity. ظرفیت سازگاری برای سنجش میزان و قابلیت سازگاری سیستم با تغییرات اقلیم به کار می رود. روش های مختلفی برای تعیین و اندازه گیری این ظرفیت وجود داره و این ظرفیت برای ابعاد مختلف سیستم های تحت تاثیر تغییر اقلیم به کار میره. این مقاله به بیان و مقایسه تعاریف در این حوزه پرداخته: Linkages between vulnerability, resilience, and adaptive capacity برای این عنوان مفهوم که گاهی از اون با واژه ی (Adaptability) هم یاد میشه تعاریف متعددی وجود داره که ریشه ی اصلی اون ها در زیست شناسی است. سازگاری یک ویژگی عمومی نیست که در تمامی محیط ها و در بین تمامی ارکان یک ساختار یافت بشه. نکته ی بسیار جالب این قضیه اینجا است که بین سازگاری و قابلیت سازگاری تفاوت وجود دارد. به عنوان مثال ممکنه یک ماهی خاص با دمای بسیار سرد سازگار باشه و برای همین مثلا در زیر لایه ی یخ زنده بمونه. در واقع این ماهی با چنین شرایطی سازگاره اما همین ماهی ممکنه قابلیت سازگاری با دمای بالاتری رو نداشته باشه. در حوزه ی تغییر اقلیم، قابلیت سازگاری به این صورت تعریف میشه: توانایی یک سیستم برای تطابق با تغییر در اقلیم برای کاهش اثرات مخرب احتمالی و در عین حال استفاده از فرصت ها و یا مواجه با عواقب آن ها. این یکی از مجموعه متنوع تعاریفه که به طور عمده روی موارد مشابهی تمرکز دارند و قابلیت و امکان تطابق در همه ی اون ها مشترکه. در آینده ی نزدیک باز هم در این زمینه خواهم نوشت.
Sunday, 20 September 2009
Behrooz Hassani M
سرمایه گذاری در سازگاری با تغییرات آب و هوا خیریه نیست. این جمله ای است که مقاله ذیل با آن شروع می شود و از نکاتی است که مدتی است ذهن مرا به خود معطوف ساخته است. اینکه آیا پرداخت مالی از سوی کشورهای توسعه یافته به کشورهای کم درآمدتر باید به عنوان کمک خیریه صورت بگیرد یا به نحوی وظیفه این کشورها است تا بخشی از اشتباهات خود را جبران کنند. این مقاله ضمن اشاره به این نکته اضافه می کند که نمی شود ساعت را به عقب بازگرداند و شرایطی را فراهم کرد تا همه کشورها بتوانند خود را با این تغییرات سازگار کنند. این مقاله همچنین به بحث کیفیت خاک و زمین و ارتباط آن با تغییرات آب و هوا اشاره کرده است. Investment in climate change is not charity, UN says Buenos Aires - The failure of the international community to invest in adapting to climate change will jeopardize the world's common future, the head of the United Nations Convention to Combat Desertification (UNCCD) has said. The ninth UNCCD conference opens Monday in Buenos Aires with a view to keeping the key issue of desertification on the global agenda amid the widespread economic crisis. The experts are clear that there is much room for progress, as degraded land can be rehabilitated. And that is what the 12-day conference, which will bring together more than 2,000 people, including delegates from 191 countries, UN agencies, NGOs and others, will seek to promote. "Investing in adaptation to climate change is not charity," UNCCD Executive Secretary Luc Gnacadja told the German Press Agency dpa. "If we fail to do it we jeopardize our common future."The world cannot turn back the clock and return the environment to the conditions of many decades ago, so "everybody must adapt," he said, emphasizing that the task at hand is urgent. Continue
Monday, 14 September 2009
Behrooz Hassani M
بررسی های اخیر توسط دانشمندان انگلیسی نشان داده است که هزینه سازگاری با تغییرات آب و هوا دو تا سه برابر بیشتر از پیش بینی های رسمی خواهد بود و این دانشمندان با توجه به این تخمین ها به مذاکره کنندگان هشدار داده اند. Climate Change Adaptation Expected To Cost 2–3 Times More Than Previously Estimated ScienceDaily (Sep. 11, 2009) — UK scientists have warned that UN negotiations aimed at tackling climate change are based on substantial underestimates of what it will cost to adapt to its impacts. The real costs of adaptation to climate change are likely to be two-to-three times greater than estimates made by the UN Framework Convention on Climate Change (UNFCCC), the researchers say. In a study published by the International Institute for Environment and Development and the Grantham Institute for Climate Change, they add that costs will be even more when the full range of climate impacts on human activities is considered. The UNFCCC has estimated annual global costs of adapting to climate change to be $40–170 billion, or the cost of about three Olympic Games per year. Continue
|