Climate Change

 

اگر می بینید دارم تند تند مطلب پست می کنم به خاطر این است که امروز تقریبا یک فصل کارم را سر و جمع کرده ام و در حال حاضر به دلیل درد گردن و بی حسی آرنج تا سر انگشت ها، نیاز به یک کار آرامش بخش و دلنشین داشتم و چه کار بهتر از اینجا برای شما نوشتن.

القصه، چند روز قبل وال استریت ژورنال مطلبی را در رد تغییر اقلیم منتشر کرده است و حالا گروهی از متخصصان این حوزه پاسخی را برای وال استریت نوشته اند. اصل آن مطلب و این پاسخ خیلی برایم جالب نبود که اینجا درجشان کنم اما در پاسخ  یکی نکته ی علمی جالب دیدم که گفتم اینجا برایتان در موردش بنویسم.

فراتر از اینکه دهه ی گذشته گرم ترین دهه ی ثبت شده از آغاز رکوردها است و چند سال گذشته هم در میان گرم ترین سال ها بوده، در بخشی از پاسخ به WSJ آمده است که در بر اساس نتایج اخیر مدل های کامپیوتری، وقتی افزایش دمای سطح کمتر از حد انتظار است، در واقع این افزایش جای دیگری مثل در عمق اقیانوس ها رخ می دهد. به عبارت دیگر و به واسطه ی همین پدیده، عدم مشاهده ی افزایش در روند دمای خشکی به معنای آن نیست که این روند متوقف شده است. اگر در این رابطه جایی مطلبی دیدم برای دوستان عزیزم درج می کنم.

این مطلب از اینجا قابل دسترسی است.

 

 

 

اولین گزارش ارزیابی مخاطرات تغییر اقلیم توسط دولت انگلستان منتشر شده است. این گزارش که تهیه ی آن بیش از چهار میلیون دلار هزینه داشته است به بررسی کلیدی ترین چالش های پیش روی این کشور در اثر تغییر اقلیم می پردازد. 

در بخشی از این گزارش پیش بینی شده است که در کنار کاهش مرگ و میر ناشی از سرمای شدید هوا در بخش هایی از این کشور، در سال های آینده میزان مرگ و میر ناشی از افزایش دما و موج های گرمایی افزایش خواهد یافت. همچنین بر اساس پیش بینی های این گزارش در صورت عدم اتخاذ سیاست های درست، خسارات ناشی از سیل در این کشور به بیش از ده برابر رقم کنونی در دهه های پیش رو خواهد رسید.

در کنار خسارت های احتمالی بر زیرساخت های این کشور از جمله جاده ها و پل ها، بخش قابل توجهی از مردم این کشور با بحران دسترسی به آب مواجه خواهند بود و هزینه های ناشی از گرمای هوا ضمن کاهش بازدهی کار کارکنان باعث افزایش هزینه های انرژی در بخش خصوصی این کشور می شود.

بر اساس این گزارش افزایش دما نتایج مثبتی را هم در پی خواهد داشت. افزایش دما می تواند باعث بیشتر شدن برداشت محصول، کاهش یخ های قطبی و در نتیجه افزایش میزان دسترسی به بخش هایی از این کشور و در نهایت افزایش میزان گردشگران ورودی به انگلستان شود.

جزییات بیشتر این گزارش را اینجا مطالعه کنید.

 

 

 

نتایج مقاله ای که در مجله ی علمی Climate Change منتشر شده است نشان می دهد که روند تغییرات بارش و روزهای بارانی در ایران در بسیاری از ایستگاه های بررسی شده معنادار نیست. بر اساس نتایج این مطالعه شاخص هایی مانند بارندگی سالانه و ماهانه ی بلندمدت، تعداد روزهای بارانی و بیشینه مقدار بارش در یک روز را بر اساس داده های 33 ایستگاه هواشناسی مورد بررسی قرار داده است، در بسیاری از ایستگاه ها نشانی از یک روند معنادار مشاهده نمی شود.

البته نتایج این مقاله گویای تغییراتی در زمان بارش است به صورتی که در حدود بیست وپنج ایستگاه بارندگی های بهاره و اواسط زمستان کاهش و بارندگی های پاییزه و تابستانه افزایش داشته است. به نظرم رسید که این امر می تواند نشانی از جابجایی فصول در ایران باشد. فعلا برای نویسندگان مقاله ایمیلی زده ام و اگر پاسخی از آن ها دریافت کنم برای دوستان منتشر می کنم.

بر اساس نتایج این پژوهش، روند معنادار کاهشی در استان های آذربایجان غربی و شرقی و سیستان و روند فزاینده تنها در خوزستان و مازندران مشاهده شده است.

مشخصات این مقاله به صورت زیر است:

 

Soltani, S., R. Saboohi, et al. (2012). "Rainfall and rainy days trend in Iran." Climatic Change 110(1): 187-213.


In this study, long-term annual and monthly trends in rainfall amount, number of rainy days and maximum precipitation in 24 h are investigated based on the data collected at 33 synoptic stations in Iran. The statistical significance of trend and climate variability is assessed by the Mann-Kendall test. The Linear trend analysis and the Mann-Kendall test indicate that there are no significant linear trends in monthly rainfall at most of the synoptic stations in Iran. However, the maximum number of stations with negative trends have been observed in April (29 station), and then in May (21 stations) and February (21 stations) and with positive trends in December (26 stations) and July (24 stations). The significant linear trends, with a significant level of 0.05, in annual rainfall have been noticed only at five stations. The monthly number of rainy days does not show any significant linear trend for most areas in Iran. The maximum number of stations with monthly negative trends in rainy days has also been observed in April with the minimum in December. In April, out of 24 stations with negative trends, 12 stations have a significant negative trend. Contrary to that, in October there is no significant linear trend. Most stations have positive trends in annual number of rainy days. Also, the monthly maximum precipitation in 24 h does not show any significant linear trend for most areas in Iran. The maximum number of stations with monthly negative trends in maximum precipitation has also been observed in February with the minimum in December. In spite of that, there are almost no significant precipitation variations in Iran during the last 50-odd years, the tendency of decreasing rainfall amount in April and increasing rainfall amount in December and July could indicate an eventual climate change in this area in the future.

در همین رابطه این مقاله

Rahimzadeh, F., A. Asgari, et al. (2009). "Variability of extreme temperature and precipitation in Iran during recent decades." International Journal of Climatology 29(3): 329-343

این مطلب

تغییر اقلیم و منابع آب در شرق مدیترانه و خاورمیانه: قرن بیست و یکم

و این مطلب

پژوهش های داخلی پیرامون تغییرات اقلیمی در خوزستان و مازندران 

را توصیه می کنم.

 

 

 

 

اول اینکه آغاز سال نو میلادی را به مخاطبانی که با این تقویم روزگار می گذرانند تبریک می گویم. در روز اول سال 2012 مطلبی دارم در مورد مقاله ای که به شرایط دسترسی به آب تا پایان قرن جاری در شرق مدیترانه و خاورمیانه می پردازد.  البته در مقاله ایران به عنوان یک کشور مورد مطالعه لحاظ نشده اما در نقشه ها شرایط پیش روی ایران نیز ارائه شده است. خروجی مقاله به صورت مقایسه پیش بینی بارندگی در دو دوره ی 2040 تا 2069 و 2070 تا 2099 در مقایسه با 1961 تا 1990 است. نتایج بررسی حاکی از کاهش ده درصدی بارندگی در منطقه است هر چند این عدد در محدوده ی مورد بررسی همگن نیست. به عنوان مثال در بخش های جنوبی اروپا که بارندگی زیاد و رشد جمعیت اندک است تغییرات قابل توجهی در سرانه ی بارش وجود نخواهد داشت حال آنکه در خاورمیانه داستان به صورت دیگری است. 

آنچه مرا در نقشه ها بسیار نگران کرد و پیشتر هم در موردش گفته بودم پیش بینی کاهش قابل توجه بارش در محدوده زاگرس است. به نقشه ی زیر که از خروجی های این مقاله است توجه کنید. برای دیدن نسخه ی بزرگتر روی نقشه کلیک کنید.

همانطور که می بینید بر اساس خروجی مدلسازی این پژوهشگران شرایط بارندگی در ایران بسیار ناهمگن است به طوری که در برخی مناطق بارندگی به میزان قابل توجهی افزایش و در برخی دیگر به شکل نگران کننده ای کاهش می یابد. توجه کنید که این نقشه ها فقط میزان بارندگی را نشان می دهد و خروجی به صورت سرانه نیست و در واقع رشد جمعیت در آن لحاظ نشده است. 

 

تغییرات بارندگی در خاورمیانه

 

Copyright 2011 by the American Geophysical Union. 

Citation: Chenoweth, J., P. Hadjinicolaou, A. Bruggeman, J. Lelieveld, Z. Levin, M. A. Lange, E. Xoplaki, and M. Hadjikakou (2011), Impact of climate change on the water resources of the eastern Mediterranean and Middle East region: Modeled 21st century changes and implications, Water Resour. Res., 47, W06506, doi:10.1029/2010WR010269.

The likely effects of climate change on the water resources of the eastern Mediterranean and Middle East region are investigated using a high-resolution regional climate model (PRECIS) by comparing precipitation simulations of 2040–2069 and 2070–2099 with 1961–1990. The simulations show about a 10% decline in precipitation across the region by both the middle and the end of the century, with considerable variation between countries and international river basins. Results suggest that per capita water resources will not change particularly significantly in southeastern Europe, where they are relatively plentiful and population growth is minimal. However, in much of the Middle East, climate change coupled with population growth is likely to reduce per capita water resources considerably. This will inevitably result in major social, economic, and environmental change in the region. Countries where the required adaptation is likely to be particularly challenging include Turkey and Syria because of the large agricultural workforces, Iraq because of the magnitude of the change and its downstream location, and Jordan because of its meager per capita water resources coupled with limited options for desalination. If the internal water footprint of the region declines in line with precipitation but the total water footprint of the region increases in line with population, then by midcentury, as much as half the total water needs of the region may need to be provided through desalination and imported in the form of virtual water.

UR  - http://dx.doi.org/10.1029/2010WR010269

 

 

 

دو سه روزی است حسب شرایط یک سری مقالات را در چند مجله ی معتبر اقتصادی مرور می کنم. برایم جالب است که بیشتر این مقالات بیش از آنکه از یک مدل پیچیده و یا روش های محاسباتی و معادلاتی بسیار دشوار برخوردار باشند از وجود یک ایده ی ناب بهره می برند. ایده ای که به پشتوانه ی یک تلاش منطقی در مدلسازی و تشریح به نتیجه رسیده است و واقعا دریچه ی جدیدی را به سوی پژوهشگران گشوده است.

به نظرم این از وظایف محقق است که خودش را به آنچه انجام شده محدود نکند و بزرگ تر فکر کند. بزرگ تر، وسیع تر، عمیق تر، تا بتواند به مساله ها، فرضیه ها، سوال ها و روش هایی برسد که در عین دارا بودن اعتبار علمی، از اهمیت و اثربخشی برخوردار باشند.

در همین راستا و به عنوان نشانه ای از توان یک پژوهشگر خوشفکر در حرکت چنین مسیری امروز مقاله ای دیدم که اخیر با مشخصات زیر منتشر شده است. اگر خاطرتان باشد پیش از این نوشتم که تغییر اقلیم و افزایش متوسط دما باعث بروز تغییراتی در رفتار حیوانات و گیاهان می شود. اما آیا رفتارهای انسانی هم ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرند.

پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا اخیرا با مطالعه ی تعداد زیادی از پارک های ملی ایالات متحده به این نتیجه رسیده اند که زمان حضور مردم در این پارک ها تغییر کرده است. این کار که جزییاتش اینجا قابل دسترسی است به بررسی در 27 پارک در بازه ی سال های 1979 تا 2008 پرداخته و نشان داده که زمان اوج شلوغی پارک ها به طور متوسط حدود چهار روز پیش آمده است. 

کمی فکر کنید، شاید پراکسی های خوبی هم برای این موضوع به ذهن شما برسد.

جزییات مقاله این است:

 

Reference Type: Journal Article
Author: Buckley, Lauren
Author: Foushee, Madison
Primary Title: Footprints of climate change in US national park visitation
Journal Name: International Journal of Biometeorology
Publisher: Springer Berlin / Heidelberg
Issn: 0020-7128
Subject: Earth and Environmental Science
Start Page: 1
End Page: 5
Url: http://dx.doi.org/10.1007/s00484-011-0508-4
Doi: 10.1007/s00484-011-0508-4
Abstract: Climate change has driven many organisms to shift their seasonal timing. Are humans also shifting their weather-related behaviors such as outdoor recreation? Here we show that peak attendance in US national parks experiencing climate change has shifted 4 days earlier since 1979. Of the nine parks experiencing significant increases in mean spring temperatures, seven also exhibit shifts in the timing of peak attendance. Of the 18 parks without significant temperature changes, only 3 exhibit attendance shifts. Our analysis suggests that humans are among the organisms shifting behavior in response to climate change.
 

 

 

نتایج مطالعه ی معروف به برکلی عاقبت به صورت گسترده در اختیار رسانه ها قرار گرفت و باعث شد که مقالات مختلفی در طی روزهای گذشته در بار افزایش قطعیت در مورد گرم شدن زمین منتشر بشود.

برای دوستانی که این بحث را دنبال نمی کنند باید بگویم که ثبت رکوردهای دمایی توسط کشورهای مختلف و با تفاوت هایی در تکنولوژی و روش به انجام می رسد و از همین رو سه موسسه ای که داده ها را در سطح دنیا مدون و منتشر می کنند تفاوت هایی در خروجی هایشان دارند. این تفاوت ها باعث شده است که برخی نسبت به صحت روندهای شناسایی شده در گرم شدن زمین تردید کنند و حتی آن را نقد و رد نمایند.

مطالعه ی معروف به برکلی توسط گروهی از دانشمندان انجام شده است که بر اساس آن رکوردهای دمایی متعددی با در نظر گرفتن شرایط گوناگون مورد بررسی قرار گرفته اند و در نهایت به این نتیجه رسیده اند که دمای خشکی ها به طور متوسط حدود 0.9 درجه در طی نیم قرن افزایش داشته است.

نتایج این مطالعه به صورت چهار مقاله برای انتشار آماده شده است.

جزییات بیشتر را روی اکونومیست و اینجا مطالعه کنید.

تصویر از اکونومیست است: http://www.economist.com/node/21533360

 

افزایش دمای زمین

 

 

 

در مطلب قبلی در مورد شرایط حاد یخ های قطبی نوشتم و برایتان گفتم که امسال نیز یکی از بدترین سال ها در ناحیه شمالگان از منظر وسعت یخ ها تجربه شد.  اگر خاطرتان باشد در مطلب دیگری هم نوشتم که می توانید داده های مرتبط با شرایط یخ ها را به طور مستمر از اینجا تهیه کنید.

امروز اینجا مطلبی دیدم مبنی بر اینکه به نظر میرسد پیش بینی های انجام شده در گزارش سال 2007 سازمان ملل خوش بینانه بود و کاهش میزان یخ های قطبی بیشتر از چیزی است که پیش از این گمان میشد که این به دلیل در نظر نگرفتن برخی متغیرها در مدل ها بوده. پیش بینی های IPCC گویای این بود که این ناحیه تا پایان قرن جاری تمام یخ خودش رو در فصل تابستان از دست بده.

شرایط در حال حاضر به گونه ای است که آخرین پیش بینی ها حاکی است بر اثر روندهای تکاثری ممکنه این منطقی در طی دو دهه ی آینده به طور کلی عاری از یخ بشه. بخشی از جزییات فنی رو اینجا درج می کنم. برای مطالعه مابقی به این لینک مراجعه کنید.

 

In recent decades, Arctic sea ice has suffered a dramatic decline that exceeds climate model predictions. The unexpected rate of ice shrinkage has now been explained by researchers at CNRS, Université Joseph Fourier and Massachusetts Institute of Technology. They argue that climate models underestimate the rate of ice thinning, which is actually about four times faster than calculations. This model bias is due to the poor representation of the sea ice southward drift out of the Arctic basin through the Fram Strait. When this mechanism was taken into account to correct the discrepancy between simulations and observations, results from the new model suggested that there will be no Arctic sea ice in summer by the end of the century. This work was published in the Journal of Geophysical Research on 29 September 2011.

 

یخ های قطبی
 
Lucas Girard -According to a recent study, the disappearance of Arctic sea ice could occur more quickly than predicted by climate models. 
Source: http://www2.cnrs.fr/en/1917.htm

 

 

 

قدیمی ترین و قطورترین یخ های قطبی که پیش از این در گرم ترین ماه های سال نیز بر جای می ماندند، در پایان تابستان جاری ناپدید شده اند. در گزارشی که این هفته توسط ناسا ارائه شد، نشان داده شده است که نه تنها مساحت پوشش یخ برای پنجمین سال متوالی کاهش یافته است، بلکه یخ های قدیمی تر با صفحات یخی نازکتر و جوان تر جایگزین شده اند.

به گفته ی کارشناسان شمالگان در آینده با فصول بدون یخ مواجه خواهد بود، حقیقتی که می تواند زمینه ساز افزایش گردشگری و حتی استخراج منابع انرژی در این منطقه باشد.

نکته قابل توجهی که توسط کارشناسان به آن اشاره شده این است که نازک شدن یخ در تابستان به معنای آن است که تشکیل یخ در زمستان به زمان بیشتری نیاز دارد که منجر می شود یخ های ضعیف تری در بهار سال بعد به چرخه وارد شوند. این امر به مرور زمان می تواند روند کاهش یخ را تشدید کند.

جزییات این مطلب را اینجا مطالعه کنید.

 

 

 

در جریان گفتگوهای اقلیمی که این هفته در پاناما برگزار می شود کشورهای آفریقایی و کمتر توسعه یافته ایالات متحده و ژاپن را متهم به مسدود کردن روند تامین مالی کشورهای آسیب پذیر در مقابل تغییرات اقلیمی کردند. 

قضیه از اینجا شروع شد ایالات متحده اعلام کرد که بحث حمایت مالی در اجلاس سال گذشته در مکزیک مطرح شده است و نیازی به طرح دوباره ی آن در اجلاس سال جاری در آفریقای جنوبی نیست. ژاپن هم بلافاصله این موضوع را تکرار کرد و بر اساس شنیده ها سایر کشورهای توسعه یافته هم چنین دیدگاهی دارند.

این در حالی است که کشورهای در حال توسعه و کمتر توسعه یافته بر این باورند که بحث حمایت های مالی از کشورهای آسیب پذیر باید هسته ی اصلی مذاکرات ماه آینده در دوربان باشد. خصوصا آنکه هنوز جزییات طرح های مصوب سال گذشته مشخص نشده است.

جزییات بیشتری در مورد مذاکرات را اینجا مطالعه کنید.

 

 

 

بحث مالیات کربن در استرالیا به مرحله حساسی رسیده است و طرح دولت هفته ی آینده به پارلمان این کشور می رود. این هفته دو گزارش توسط دو کمیته ی مجلس این کشور در مورد پیامدهای وضع مالیات کربن بر اقتصاد استرالیا منتشر شد، یک گزارش با مدیریت حزب حاکم و یک گزارش با مدیریت اپوزیسیون و جالب اینجا است که دو گزارش به نتایج کاملا مخالفی رسیده اند.

گزارش حزب حاکم بر این باور است که وضع مالیات انتشار به نفع اقتصاد استرالیا است و مدل سازی های انجام شده توسط خزانه داری این کشور منطقی است. از طرفی این مالیات زمینه ی کاهش انتشار را در سطح صنایع این کشور فراهم می کند.

در سوی دیگر گزارش اپوزیسیون بر این عقیده است که وضع مالیات باعث انتقال انتشار به خارج از مرزهای این کشور شده و خسارت سنگینی را در دهه های پیش رو بر اقتصاد استرالیا وارد می کند. 

اینکه چطور دو گزارش برای یک کشور با مفروضات تقریبا مشابه به چنین نتایج متفاوتی رسیده اند، چیزی است که به نظر تنها ریشه در تفاوت های دو سوی سیاست در استرالیا دارد. تفاوت هایی که بیش از آنکه ریشه در دغدغه های محیط زیستی و اقلیمی داشته باشد، تلاشی برای کسب رضایت رای دهندگان در انتخابات و کسب یا حفظ قدرت است.

از محیط زیست، قدرت و سیاست گفتم، دکتر ناصر کرمی روی صفحه ی فیس بوک و به طور همزمان وبلاگش تزی را با عنوان آنارشیسم آبی در قالب یادداشت های کوتاه منتشر کرده است که در واقع قرار است به صورت یک کتاب منتشر شود (یا شاید تا الان شده باشد). اگر اشتباه نکنم قرار است 300 یادداشت ارائه شود که در حال حاضر بیست تایی طرح شده است. حسن وبلاگ این است که فیلتر نیست و مزیت فیس بوک در کامنت هایی است که در ذیل مطالب رد و بدل می شود. 

در مورد محتوای آنارشیسم آبی توضیح نمی دهم و توصیه می کنم خودتان نگاهی بیندازید اما فکر می کنم در بخش هایی از یادداشت های دکتر کرمی خبری را که اینجا از استرالیا نقل کردم  به خاطر بیاورید.

اصل خبر استرالیا اینجا است.

 

 

 

محققان ابعاد جدیدی را از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی تغییر اقلیم در طی عصر یخبندان کوچک شناسایی کرده اند. بر اساس پژوهشی که توسط دانشمندان دانشگاهی در هنگ کنگ به انجام رسیده و نتایج آن در PNAS منتشر گردیده است، دمای هوا در نیمکره ی شمالی در طی قرن های شانزدهم تا نوزدهم، به ویژه در 1560 تا 1660 کاهش یافته است. 

بر اساس این مطالعه این تغییرات دمایی زمینه ساز نابسامانی اقتصادی، ناآرامی اجتماعی و کاهش جمعیت در اروپا در طی این دوره گردیده است. در مرحله ی نخست تغییر دما زمینه ی کاهش فصل رشد محصول و در نتیجه کاهش برداشت محصول را سبب شده است. در مرحله ی بعد این امر زمینه ساز افزایش قیمت مواد خوراکی، قحطی، تنش اجتماعی و مهاجرت گردیده است. این محققان بروز جنگ های سی ساله را نیز از پیامدهای همین شرایط می دانند.

نتایج این پژوهش نشان می دهد که قد ساکنان این مناطق در نیمه ی نخست قرن هفدهم حدود دو سانتی متر کوتاه تر از سایر زمان ها بوده است. 

این مطالعه بر اساس داده های مرتبط با چهارده شاخص مانند قد انسان ها، قیمت طلا، حلقه های درختان صورت پذیرفته است. دو لینک زیر را برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه توصیه می کنم.

لینک اول

لینک دوم

 

 

 

خبر اول اینکه به نظر می رسد بحث مهندسی زمین و تغییرات در فیزیک سیاره روز به روز طرفداران بیشتری پیدا می کند. گروهی متشکل از دانشمندان و سیاستمداران اخیرا پیشنهاد داده اند که بایستی بحث هایی مثل انتشار ذرات خاص در فضا و یا کار گذاشتن آینه در جو زمین به منظور بازتابش نور خورشید مورد بررسی اجرایی قرار گیرد.

این در حالی است که بسیاری از گروه های طرفدار محیط زیست چنین ایده هایی را رد کرده اند. این در حالی است که تحقیقات در این زمینه در کشورهایی مثل بریتانیا، آلمان و ... در حال انجام است و ممکن است برخی از کشورها به صورت یکجانبه دست به چنین اقدامی بزنند.

جزییات بیشتری در این زمینه را اینجا روی نیویورک تایمز مطالعه کنید.

دومین خبر هم اینکه بر اساس گزارشی که اخیرا منتشر شده است، تولید شکلات می تواند به دلیل آسیب پذیری آفریقا به تغییرات اقلیمی تحت تاثیر قرار بگیرد. بر اساس این گزارش در صورت افزایش قابل توجه دما در سال های پیش رو در غرب آفریقا، به ویژه ساحل عاج و غنا، تولید کاکائو به شکل قابل توجهی کاهش خواهد یافت که زمینه ی افزایش قیمت شکلات را فراهم خواهد کرد.

کاکائو نقش کلیدی را در تامین معاش خانواده ها بازی می کند و بسیاری از آن ها هزینه های تحصیلی و درمانی خانوار را از طریق فروش آن تامین می کنند. 

اصل خبر را روی هافینگتون پست بخوانید.

 

 

 

مقايسه اثرات تغيير اقليم بر بارندگي سواحل شمالي و جنوبي كشور 

نويسند‌گان:

[ سمانه پورمحمدي ] - كارشناس ارشد پژوهشي مركز ملي تحقيقات و مطالعات ابرها
[ محمدحسن رحيميان ] - كارشناس ابياري و زهكشي

خلاصه مقاله:

بارندگي يكي از مهمترين پارامترهاي اقليمي موثر بر منابع آب در مناطق مختلف كشور از جمله نواحي ساحلي است بطوريكه افزايش يا كاهش آن در دوره هاي اتي تاثير زيادي بر موجوديت آب قابل استفاده براي كشاورزي و شرب اين مناطق خواهد داشت نظر به وجود دو ناحيه گسترده ساحلي در شمال و جنوب كشور بررسي اثرات تغيير اقليم بربارندگي و منابع اب اين دو منطقه و مقايسه آنها بايكديگر خواهد توانست استراتژيهاي مناسب مديريت منابع آب در هريك از ايندو منطقه را تعيين و از همديگر تفكيك نمايد. همچنين راهكارهاي مشترك براي مقابله با بحران تغيير اقليم و حفظ منابع آب در اين سواحل نيز مشخص خواهد شد هدف از انجام اين تحقيق حاضر مطالعه اثرات عرض جغرافيايي برپراكنش بارندگيها در ايران و همچنين بر بارشهاي پيش بيني شده توسط مدل گردش عمومي HadCM3 مي باشد.

كلمات كليدي:

بارندگي، عرض جغرافيايي، تغيير اقليم، HasCM3

 

 

بررسي اثرات تغيير اقليم بر جريان ورودي به مخازن سدها 

نويسند‌گان:

[ كاظم حمادي ] - دكتراي هيدرولوژي و منابع آب سازمان آب و برق خوزستان
[ ليلا نوذريان ] - كارشناس ارشد منابع آب سازمان آب و برق خوزستان

خلاصه مقاله:

چرخه هيدرولوژيكي يك حوضه و به تبع آن جريان ورودي به مخازن سدها تحت تاثير عوامل مهمي چون اقليم، خصوصيات فيزيكي حوضه و فعاليتهاي بشري ميباشد كه تغييرات در آنها به صورت مستقيم روي جريان اثر ميگذارد . در تحقيق حاضر به ميزان اثر پذيري جريان ورودي به مخازن سدها از تغييراقليم پرداخته است، اين امر توسط آزمونهاي مختلف آماري همجون من- كندال و Cusumمحقق شدهاست. سري زماني سالانه جريان ورودي به مخازن سدهاي كارون 3 ، دز، كرخه و مارون واقع در استان خوزستان به منظور وجود تغيير اقليم مورد آزمون گرفت. نتايج حاكي از اين است كه هيچگونه روند افزايشي يا كاهشي در سري زماني جريان ورودي به مخازن سدهاي كارون 3، دز و كرخه وجود ندارد اين فرضيه توسط سه آزمون مجزا در زمينه روند تاييد گرديد. همچنين نتايج آزمونهايRank Sum,Student's tبراي جريان ورودي هر سه مخزن ذكر شده فوق معني دار نبود، به عبارتي ديگر اختلاف معني داري بين ميانهها و ميانگينها دو دوره مجزا از سري زماني مادر وجود ندارد. اين موضوع نشانگر تطابق اقليمي حوضههاي مولد جريان سدهاي ياد شده ميباشد. اما سري زماني جريان ورودي به سد مخزني مارون، بر خلاف جريان ساير مخازن داراي مولفه روند ميباشد كه مقدار روند افزايشي سالانه معادل 5 ميليمتر رواناب خالص است. اين رقم قريب يك درصد رواناب خالص سالانه حوضه سد مارون است و در مقايسه با تغييرات اقليمي عدد بزرگي ميباشد كه احتمالاً به تغييرات پوشش گياهي حوضه و افزايش ضريب رواناب آن بر ميگردد

كلمات كليدي:

تغيير اقليم، جريان، مخازن سدها، سري زماني، روند

 

این هم یک وبلاگ جدید که امروز روی وب در مورد تغییر اقلیم دیدم.

و این هم خبر برگزاری یک کنفرانس:

رييس بخش اكولوژي منابع آبي موسسه تحقيقات شيلات ايران گفت: تاثير تغيير اقليم بر روي آبزيان به ويژه ماهيان درياها و اقيانوس ها در قالب برگزاري همايش ملي ' تغيير اقليم و آينده شيلات ' مورد بررسي قرار مي گيرد. 

جزییات خبر!

 

 

 

در جستجوی مقالات جدید در مورد دریاچه ی ارومیه به مقاله ای رسیدم که گرچه به طور مستقیم در مورد خود دریاچه نیست اما به بحث آب در آذربایجان شرقی می پردازد. مقاله یک نتیجه ی روشن داد: کاهش چشمگیر در جریان آب  در این استان در دهه های پیش رو! و چند نکته:

- افزایش دما تا 2.3 درجه تا سال 2050

- کاهش سه درصدی در بارش تا سال 2050

- کاهش آب حوضه های آبخیز برای بخش قابل توجهی از سال!

- تبدیل شدن رودخانه های دائمی به رودخانه های فصلی!

بر اساس خروجی هایی که در مقاله دیدم بارندگی در نواحی شمالی استان کاهش و در نواحی جنوبی افزایش پیدا خواهد کرد که به گمانم پیامدهای بسیار ناگواری برای حوضه ی آبخیز دریاچه (البته اگر دریاچه ای تا سال 2050 باقی مانده باشد) بر جای خواهد گذاشت.

مشخصات مقاله اینچنین است:

Mahdi Zarghami, Amin Abdi, Iman Babaeian, Yousef Hassanzadeh, Reza Kanani, Impacts of climate change on runoffs in East Azerbaijan, Iran, Global and Planetary Change, Volume 78, Issues 3-4, August-September 2011, Pages 137-146, ISSN 0921-8181, DOI: 10.1016/j.gloplacha.2011.06.003.

http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0921818111000956)

Keywords: Climate change; Downscaling; ANN; De Martonne index; Water resources; Iran

 

 

 

نتایج شبیه سازی نشان داد که شدت کاهش عملکرد در مناطق شرقی کشور نسبت به مناطق غرب کشور بیشتر است. میزان پیش بینی شده کاهش عملکرد گندم دیم در مناطق دیم خیز کشور برای سال 2025 در محدوده ی 16 تا 24 درصد و برای سال 2050 در دامنه ی 22 تا 32 درصد پیش بینی شده است.

این جملات در چکیده ی مقاله آقایان کوچکی و کمالی با عنوان تغییر اقلیم و تولید گندم دیم در ایران آمده است که سال گذشته در نشریه پژوهش های زراعی ایران (جلد 8، شماره 3) منتشر گردیده است. بر اساس این پژوهش کاهش عملکرد برای سال 2025 یعنی کمتر از پانزده سال دیگر در شمال غربی حدود 20 درصد، در غرب حدود 15 درصد و در جنوب غربی کشور حدود 25 درصد خواهد بود. 

نمی دانم آیا رسانه ای تا به حال با این دوستان مصاحبه کرده است و آیا چنین مقاله ی مهم و حیاتی به اندازه ی صحبت های تکراری و غیرعلمی مورد توجه خبرنگاران قرار گرفته است؟ این یکی از ضعف های ما است، اینکه به جای حساس بودن به گفته ها و اظهارنظرهای علمی، همیشه به دنبال حرف های بی پایه و اساس اجرایی هستیم.

برای دریافت مقاله می توانید به این آدرس مراجعه کنید. مقاله به زبان فارسی است و به طور رایگان قابل دانلود.

 

Journal of Iranian Field Crop Research, Vol 1389, No 3 (8)
Home > Vol 1389, No 3 (8)

Climate Change and Rainfed Wheat Production in Iran
A Koocheki, GH kamali

Abstract
This research was conducted to evaluate the impacts of climate change on rainfed wheat growth and yield at country level. Weather data generated by a General Circulation model based on the ICCP scenarios for the target years of 2025 and 2050. Daily weather data including minimum and maximum temperatures, precipitation and radiation were used as the inputs of a growth simulation model for rainfed after calibration and validation for predicting wheat yield under current climatic conditions. Using the model, the impacts of climate change on wheat growth and yield was predicted and compared with the current data. The simulation results indicated that leaf area index and absorbed radiation by wheat canopy was reduced under climatic conditions of the target years. Reduction of absorbed radiation resulted to a lower crop growth rate and consequently drastic reduction in dry matter production. Estimated drought stress index for the future climate conditions showed that reduction of crop growth rate was mainly resulted from water shortage due to increased evapotranspiration. Reduction of the length of growth period together with a considerable decline of harvest index resulted in a significant reduction of rainfed wheat yield despite the positive effects of increased CO2 concentration and this negative impacts on wheat yield was intensified from 2025 towards 2050. Simulation results showed that the potential impact of climate change on rainfed wheat yield was more pronounced in Eastern regions of the country compared to the Western production areas. The overall country level reduction of rainfed wheat yield was estimated in the range of 16 to 25 % and 22 to 32% for the years 2025 and 2050, respectively.

Keywords: Climate change, Rainfed wheat, General Circulation models, Simulation, Yield, Iran

 

 

 

بر خلاف روند سال های گذشته که ارتفاع سطح آب های آزاد به طور مستمر در حال افزایش بود، این میزان در تابستان سال جاری نسبت به تابستان سال گذشته حدود نیم سانتی متر کاهش داشته است. به عقیده ی پژوهشگران ناسا این رخداد تحت تاثیر دو جریان آب و هوایی، ال نینو و لانینا و اثرات آن ها بر الگوهای بارندگی رخ داده است.

این دو جریان در سال جاری بارندگی قابل توجهی را روانه ی برزیل نموده و از سوی دیگر جنوب ایالات متحده را با خشکسالی بی سابقه ای مواجه کرده اند. به عقیده ی این کارشناسان در سال جاری بارندگی به قدری افزایش داشته که باعث کاهش ارتفاع سطح آب شده است. به عقیده ی آن ها این آب در نهایت به اقیانوس ها باز خواهد گشت و به همین دلیل روند تغییرات ارتفاع بار دیگر مثبت خواهد شد.

جزییات این خبر را اینجا مطالعه کنید.

 

 

 

این خانم کریستینا فیگورز مدیر گفتگوهای اقلیمی سازمان ملل انگار در یک سیاره ی دیگر زندگی می کند. رویترز مصاحبه ای از ایشان را منتشر کرده است و ایشان حرف هایی زده است که باعث شد بعد از خواندن هر جمله اش سر انگشتی به دندان بگیرم و بگزم. حرف هایش رسما تکرار دانسته ها و تلاش برای خوب جلوه دادن اوضاع است. 

اول ایشان گفته است که موضوع تغییر اقلیم بحث پیچیده ای است وگرنه همان سال 1992 حلش کرده بودیم.

دوم گفته است که توجه به مسائل اقلیمی در شرایط بحران اقتصادی "برد-برد" است و دولت ها باید به این موضوع توجه کنند.

سوم گفته است ما باید در ساختار اقتصادی امان تغییرات اساسی ایجاد کنیم و راهی که می رویم به جایی نمی رسد.

چهارم گفته است کشورها در مسیر درست برای نیل به اهداف تعیین شده در مکزیک هستند. خب. شما می پرسید هدف تعیین شده در مکزیک چه بود؟ من جواب میدهم شکل گیری صندوق سبز اقلیمی که پول را از توسعه یافته ها بگیرد و به در حال توسعه ها بدهد. از فیگورز پرسیده اند: خب این قضیه چطور پیش رفته است؟ جواب داده است: می دانید که این کار ساده ای نیست.

اگر واقعا هیچ چیز جذاب تری ندارید که مطالعه کنید، این گفتگو را اینجا بخوانید. قبلش دستکش دستتان کنید.

 

 

 

امروز خبری می خواندم در مورد اینکه شدت ذوب شدن یخ های قطبی امسال به قدری زیاد بوده که برخی گذرگاه های دریایی در قطب باز و قابل رفت و آمد شده اند.  نگاهی به داده های روزانه ی مساحت یخ انداختم و به نظر می رسه شرایط امسال از سال 2007 که کمترین مساحت ثبت شده رو به خودش اختصاص داده بود بدتر است.

همانطور که در نمودار زیر مشاهده می کنید خط آبی مربوط به سال جاری فاصله ی قابل توجهی با نوار خاکستری که میانگین بیست ساله تا 2000 است نشان می دهد. برای کسب داده ها و نمودارهای به روز در این زمینه به این آدرس مراجعه کنید.

نمودار تغییرات حجمی هم در پایین همان صفحه و یا از طریق این لینک قابل مشاهده است.

 

 

کاهش مساحت یخ های قطبی

 

 

 

بر اساس خروجی مدل های جدید اقلیمی، تغییرات اقلیمی در کوتاه مدت می تواند باعث توقف ذوب شدن یخ های قطبی شده و حتی به مقدار آن ها بیافزاید. این مدل که پژوهشگران آن بر این باورند که نیاز به بررسی دقیق تر بر اساس داده های دنیای واقعی دارد تلاش کرده است تا برخی متغیرهای جدید مانند تغییرات بادها را هم در نظر گرفته و به خروجی های بهتری دست پیدا کند.

بر اساس خروجی های این مدل کامپیوتری در طی یک دوره ده ساله ممکن است حجم یخ های قطبی افزایش نیز پیدا کند. این در حالی است که در طی یک دهه گذشته کاهش یخ ها با سیر فزاینده ای پیش رفته است.

اصل مطلب اینجا است.

 

 

 

محققان انگلیسی با بررسی پژوهش های متعددی که الگوهای مهاجرتی حدود 1400 گونه را زیر نظر گرفته اند و به این نتیجه رسیده اند که تغییرات دمایی باعث مهاجرت گونه ها به عرض های جغرافیایی بالاتر شده است. نکته قابل توجه اینجا است که این روند مهاجرتی در سال های گذشته با شتاب بیشتری رخ داده است.

این مهاجرت با هدف دسترسی به منابع غذایی و یا به دلیل تغییرات الگوهای دمایی و بارش صورت می پذیرد. نکته قابل توجه اینجا است نقاطی که تغییرات دمایی بیشتری را تجربه کرده اند بیشتر با این پدیده مواجه بوده اند.

این مطلب را به طور کامل اینجا مطالعه کنید.

 

 
<< Start < Prev 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 Next > End >>
Powered by Tags for Joomla