Iran

 

در ادامه ی همان فرآیند از این مقاله به آن مقاله، رسیدم به پژوهشی که توسط آقای مهدی ضرغامی و خانم سیمین اکبریه در گروه عمران دانشگاه تبریز به انجام رسیده است. اگر خاطرتان باشد از آقای ضرغامی تا به حال چند مقاله مثلا اینجا و اینجا معرفی کرده ام.

این مقاله که طبق معمول مشخصاتش در انتهای مطلب قابل دسترسی است به بررسی کمبود آب در تبریز پرداخته و با استفاده از مدلسازی پویا عوامل موثر بر کمبود آب در این شهر را مورد مطالعه قرار داده است. از جمله ی این عوامل سطح آب های زیرزمینی، شرایط انتقال آب، رشد جمعیت، جمع آوری و بازیابی فاضلاب، تغییر قیمت و سرمایه گذاری در تعمیر نشت لوله ها و زیرساخت و ... هستند.

حالا به تصویر زیر نگاه کنید. تصویری که گرچه کیفیت پایینی داره اما حرف های زیادی برای گفتن خواهد داشت.

 

 

مدیریت صحیح و مساله ی پانصد میلیون متر مکعب آب برای تبریزی ها

 

 

در این گراف دو خط وجود دارد. خط آبی رنگ نشان دهنده ی مجموع کمبود آب تبریز تا سال 2020 بر حسب میلیون متر مکعب هست در صورتی که عواملی که در بالا گفتم به خوبی مدیریت نشوند و خط قرمز شرایطی را نشان می دهد که عوامل مورد بررسی به درستی مدیریت بشوند. با کمی دقت می توانید محاسبه کنید که تفاوت مقدار انباشت کمبود آب در دو سناریو، بیش از پانصد میلیون متر مکعب تا سال 2020 است. یادآوری کنم که 2020 خیلی دور نیست.

مشخصات این مقاله از این قراره:

 

Zarghami, M. and S. Akbariyeh (2012). "System dynamics modeling for complex urban water systems: Application to the city of Tabriz, Iran." Resources, Conservation and Recycling 60(0): 99-106.

In this study, Tabriz's urban water system is modeled using a system dynamics approach. The model is used to simulate conditions in the near future until 2020. The Tabriz SD model considers potential water supply resources (groundwater, imported fresh water, and treated wastewater), potential sources of demand for water resources (domestic, irrigation and industry uses) and management tools (wastewater reuse and recycling, inter-basin water transfer, water price and conservation tools). Domestic price is varied so its effect on the water shortage could be determined. The model also analyses the effect of expanding the wastewater network on groundwater resources. According to the study results, both inter-basin water transfer and demand management tools reduce the water shortage up to 45% in 2020 but water transfer is more effective. The model has proven to be useful for Tabriz's water authorities, and its methodology is applicable to other cities, especially those in arid or semi-arid regions.
 

 

 

امروز در حین جستجو برای پیدا کردن یک سری داده برای کار پایان نامه ام به مقاله ای رسیدم که در آن جدول جالبی وجود داشت. این مقاله که مشخصات آن را در پایان این مطلب درج کرده ام در نخستین جدول خود اطلاعاتی را از میزان برداشت آب در سه بخش اصلی مصرف خانگی، کشاورزی و صنعتی در سطح کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا ارائه کرده است که در اینجا درج می کنم. برای دیدن جدول در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید.

همانطور که می بینید در ایران بخش عمده ای از برداشت آب در بخش کشاورزی صورت می گیرد که در مقایسه با سایر کشورهای مورد بررسی به طور نسبی در رده ی بالایی قرار دارد. حالا اینکه این شرایط به دلیل حجم بالای تولید کشاورزی کشور است، یا اقلیم خشک این سرزمین و یا پایین بودن بهره وری آب در بخش کشاورزی، موضوعی است که بایستی با افزودن سایر داده ها به طور دقیق بررسی شود.

نکته ی دیگری که با دیدن این داده ها به ذهنم رسید این است که اگر سه عدد مربوط به ایران را به زیرسیستم ها هم تعمیم بدهیم می توانیم بگوییم که مثلا در آن بخش از خشک شدن دریاچه ی ارومیه که به دلیل برداشت بی رویه از منابع آبی رخ داده است، بخش کشاورزی بیشترین تقصیر را دارد. البته اینکه گسترش بخش کشاورزی خودش ناشی از افزایش جمعیت است و ... نیاز به بررسی های عمیق تر و دقیق تر دارد. از تحلیل های احتمالی دوستان بر روی داده ها استقبال می کنم.

 

برداشت آب در کشورهای خاورمیانه بر اساس نوع فعالیت

Sowers, J., A. Vengosh, et al. (2011). "Climate change, water resources, and the politics of adaptation in the Middle East and North Africa." Climatic Change 104(3): 599-627.

Through an examination of global climate change models combined with hydrological data on deteriorating water quality in the Middle East and North Africa (MENA), we elucidate the ways in which the MENA countries are vulnerable to climate-induced impacts on water resources. Adaptive governance strategies, however, remain a low priority for political leaderships in the MENA region. To date, most MENA governments have concentrated the bulk of their resources on large-scale supply side projects such as desalination, dam construction, inter-basin water transfers, tapping fossil groundwater aquifers, and importing virtual water. Because managing water demand, improving the efficiency of water use, and promoting conservation will be key ingredients in responding to climate-induced impacts on the water sector, we analyze the political, economic, and institutional drivers that have shaped governance responses. While the scholarly literature emphasizes the importance of social capital to adaptive governance, we find that many political leaders and water experts in the MENA rarely engage societal actors in considering water risks. We conclude that the key capacities for adaptive governance to water scarcity in MENA are underdeveloped.

 

 

نتایج پژوهش انجام شده توسط محققان ایرانی نشان می دهد که نوسان سطح آب دریاچه ی ارومیه با لکه های خورشیدی مرتبط است. بر اساس مقاله ی سعید جهانبخش، معصومه عدالت دوست و معصومه تدینی که در شماره ی 99 مجله ی تحقیقات جغرافیایی منتشر شده است سطح آب دریاچه دارای نوسان های دوره ای معنادار و منفی 8-11 ساله است که این امر حاکی از ارتباط منفی معنی دار بین نوسان ها و لکه های خورشیدی است.(فایل PDF مقاله)

بر اساس یافته های این تحقیق، لکه های خورشیدی تنها "عامل طبیعی"موثر بر نوسان سطح آب دریاچه در بلندمدت است. این مقاله در نتیجه گیری خود چنین می نویسد:

نتايج حاصل از اين تحليل بخوبي نشان داد كه ارتباط و همبستگي منفي معني داري بين لكه ها و نوسان هاي سطح آب درياچه وجود دارد. اين نتايج همچنين نشان دادند كه كاهش قابل ملاحظه سطح آب درياچه، عمدتا در چرخه هاي زماني اصلي 8 تا 11 ساله و چرخه هاي فرعي 4 تا 6 ساله اتفاق مي افتند كه همزمان با افزايش فعاليت لكه هاي خورشيدي هستند. نتايج به دست آمده از بررسي ارتباط بين تك تك متغيرهاي مؤثر در نوسان سطح آب درياچه اروميه نسبت به فعاليت لكه ها، نيز وجود اين ارتباط را هر چه بيشتر تاييد مي كنند. در پي افزايش درجه حرارت هوا درياچه اروميه طي چرخه هاي زماني 8 تا 11 ساله بر ميزان تبخير از سطح آب آن نيز در همين دوره ها افزوده مي شود، در حالي كه ساير فاكتورهاي مؤثر بر نوسان هاي درياچه كه شامل بارش و حجم رواناب هاي ورودي و وسعت و مساحت سطح درياچه است، در همين دوره هاي زماني مشابه، كاهش قابل ملاحظه اي را نشان مي دهد. نتايج بررسي تغييرات درجه حرارت، بارش ها، حجم رواناب ها و مساحت درياچه در ارتباط با لكه ها نتيجه فوق را تاييد می كنند. نتايج به دست آمده مشخص مي كنند كه فعاليت لكه هاي خورشيدي با كنترل متغيرهاي متعدد اقليمي، هيدرولوژيك و نهايتا ژئومورفولوژيك، احتمالا مهمترين فاكتور طبيعي عمده در هدايت و كنترل بيلان آب درياچه اروميه محسوب مي شود . به اين ترتيب، مي توان با استفاده از فعاليت هاي چرخه اي معين و مشخص آن در جهت شناخت، پيش بيني و مديريت هر چه بهتر نوسان هاي سطح آب درياچه اروميه بهره برداري نمود.

به نظر این مقاله نشانه ی دیگری از ارتباط اندک کاهش بارندگی با کاهش ارتفاع سطح آب دریاچه می باشد. مدتی قبل نیز مقاله ای منتشر شده بود  که نشان می داد بارندگی تنها ده درصد بر شرایط دریاچه موثر است.

این دو مقاله را می توان به مجموعه ای از شواهد اضافه کرد که بر اساس آن ها می توان نتیجه گیری نمود که نوسانات ارتفاع سطح آب دریاچه ی ارومیه وابستگی چندانی به شرایط بارش ندارد.

مشخصات مقاله ی مرتبط با لکه های خورشیدی به این صورت است:

سعيد جهانبخش، معصومه عدالت دوست، معصومه تديني، درياچه اروميه، شاخصي كلاسيك از ارتباط بين لكه هاي خورشيدي و اقليم در شمال غرب ايران، فصلنامه تحقيقات جغرافيايي- ش 99.

چکیده: درياچه اروميه سومين درياچه فوق شور در جهان است و به دليل اهميت اقليمي، اقتصادي، اكولوژيك و زيست محيطي از نواحي جغرافيايي قابل توجه و مطرح در ايران به شمار مي رود. سطح آب اين درياچه نيز همانند ساير درياچه هاي بزرگ جهان طي سال هاي مختلف، داراي نوسان هاي دوره اي مشخص بوده است. چنين به نظر مي رسد كه مي توان از اين نوسان هاي دوره اي به عنوان مدركي معتبر و تاريخي از تغييرات طبيعي اقليم در ايران بهره گيري كرد. در سال هاي اخير، كاهش قابل ملاحظه سطح آب، مشكلاتي را براي محيط زيست درياچه و ساكنان آن به همراه داشته است . بروز اين مشكلات، توجه و ارزيابي نوسان هاي سطح آب اين درياچه را با استفاده از روش هاي علمي و مناسب، اجتناب ناپذير م يسازد. بر اين اساس، در پژوهش حاضر با ارزيابي تغييرات دراز مدت نوسان هاي سطح آب درياچه و پارامتر هاي مؤثر در اين نوسان ها در ارتباط با فعاليت لك ههاي خورشيدي (عامل عمده كنترل كننده تغييرات طبيعي اقليم ) بر اساس دو روش آناليز موجك پيوسته و متقاطع، مشخص گرديد كه سطح آب درياچه داراي نوسان هاي دوره اي معني دار و منفي 8-11 ساله است. اين واقعيت حاكي از وجود همبستگي منفي معني دار بين اين نوسان ها در ارتباط با لكه هاي خورشيدي است. بر اساس يافته هاي تحقيق، فعاليت هاي خورشيدي، احتمالا تنها فاكتور طبيعي مؤثر در نوسان هاي سطح آب درياچه اروميه و پارامترهاي مربوطه، در درازمدت محسوب مي گردند.

مشخصات انگلیسی

JAHANBAKHSH S.*,EDALATDOUST M.,TADAYONI M., URMIA LAKE AS A CLASSIC INDICATOR OF SUN/CLIMATE RELATIONSHIP IN THE NORTHWEST OF IRAN GEOGRAPHICAL RESEARCH WINTER 2011; 25(4 (99)):49-76.

Lake Urmia, the third hyper-saline lake in the world and because of its climatic, economic, social and ecological/environmental importance is a populated region in Iran. Recently, severe drought periods and low water levels are causing problems in this lake. Therefore, it is urgent and desirable to evaluate Urmia water level fluctuations in a scientific ways. Urmia lake water level the same as other great lakes have fluctuated over years which it can be taken as a classic tale in sun/climate relationship in Iran. For this reason we examined water level fluctuations and its candidate predictor variables from 1965 to 2006 years for investigation the changes in long-term and detect its relationship with sunspot activity. Also, the Continuous Wavelet Transform and Cross Wavelet were used to analysis and predict water level fluctuations. Hence, we have found that the Urmia lake level and sunspot activity shown most significant periodicities around 8-11 yr. Cross wavelet analysis showed that: Urmia lake level fluctuations have a higher power around the 8-11 solar cycle periods. So these two variables are correlated at 8-11 yr, but this correlation is reverse or negative. Results from analyzing the Urmia lake candidate predictor variable's also support such effects. Finally, we concluded that the most important natural phenomenon that effects Urmia lake level fluctuations is solar activity.
 
Keyword: SUNSPOTS, URMIA LAKE, CWT AND XWT ANALYSIS

مشخصات مقاله ی دوم معرفی شده:

Hassanzadeh, E., M. Zarghami, et al. (2011). "Determining the Main Factors in Declining the Urmia Lake Level by Using System Dynamics Modeling." Water Resources Management: 1-17.

 

بانک داده و پژوهش دریاچه ی ارومیه

مجموعه مطالب و نقشه های مرتبط با دریاچه ی ارومیه

 

 

 

نتایج مقاله ای که در مجله ی علمی Climate Change منتشر شده است نشان می دهد که روند تغییرات بارش و روزهای بارانی در ایران در بسیاری از ایستگاه های بررسی شده معنادار نیست. بر اساس نتایج این مطالعه شاخص هایی مانند بارندگی سالانه و ماهانه ی بلندمدت، تعداد روزهای بارانی و بیشینه مقدار بارش در یک روز را بر اساس داده های 33 ایستگاه هواشناسی مورد بررسی قرار داده است، در بسیاری از ایستگاه ها نشانی از یک روند معنادار مشاهده نمی شود.

البته نتایج این مقاله گویای تغییراتی در زمان بارش است به صورتی که در حدود بیست وپنج ایستگاه بارندگی های بهاره و اواسط زمستان کاهش و بارندگی های پاییزه و تابستانه افزایش داشته است. به نظرم رسید که این امر می تواند نشانی از جابجایی فصول در ایران باشد. فعلا برای نویسندگان مقاله ایمیلی زده ام و اگر پاسخی از آن ها دریافت کنم برای دوستان منتشر می کنم.

بر اساس نتایج این پژوهش، روند معنادار کاهشی در استان های آذربایجان غربی و شرقی و سیستان و روند فزاینده تنها در خوزستان و مازندران مشاهده شده است.

مشخصات این مقاله به صورت زیر است:

 

Soltani, S., R. Saboohi, et al. (2012). "Rainfall and rainy days trend in Iran." Climatic Change 110(1): 187-213.


In this study, long-term annual and monthly trends in rainfall amount, number of rainy days and maximum precipitation in 24 h are investigated based on the data collected at 33 synoptic stations in Iran. The statistical significance of trend and climate variability is assessed by the Mann-Kendall test. The Linear trend analysis and the Mann-Kendall test indicate that there are no significant linear trends in monthly rainfall at most of the synoptic stations in Iran. However, the maximum number of stations with negative trends have been observed in April (29 station), and then in May (21 stations) and February (21 stations) and with positive trends in December (26 stations) and July (24 stations). The significant linear trends, with a significant level of 0.05, in annual rainfall have been noticed only at five stations. The monthly number of rainy days does not show any significant linear trend for most areas in Iran. The maximum number of stations with monthly negative trends in rainy days has also been observed in April with the minimum in December. In April, out of 24 stations with negative trends, 12 stations have a significant negative trend. Contrary to that, in October there is no significant linear trend. Most stations have positive trends in annual number of rainy days. Also, the monthly maximum precipitation in 24 h does not show any significant linear trend for most areas in Iran. The maximum number of stations with monthly negative trends in maximum precipitation has also been observed in February with the minimum in December. In spite of that, there are almost no significant precipitation variations in Iran during the last 50-odd years, the tendency of decreasing rainfall amount in April and increasing rainfall amount in December and July could indicate an eventual climate change in this area in the future.

در همین رابطه این مقاله

Rahimzadeh, F., A. Asgari, et al. (2009). "Variability of extreme temperature and precipitation in Iran during recent decades." International Journal of Climatology 29(3): 329-343

این مطلب

تغییر اقلیم و منابع آب در شرق مدیترانه و خاورمیانه: قرن بیست و یکم

و این مطلب

پژوهش های داخلی پیرامون تغییرات اقلیمی در خوزستان و مازندران 

را توصیه می کنم.

 

 

 

 

اولین خبر مربوط است با سومین همایش بین المللی تغییر اقلیم و گاهشناسی درختی که توسط پژوهشکده اکوسیستم های خزری و با همکاری دانشکده منابع طبیعی ساری در روزهای 27 و 29 اردیبهشت ماه 1391 برگزار می گردد. جزییات بیشتر.

دومین خبر مربوط به برگزاری همایش تخصصی تغییر اقلیم که اینجا روی ایرنا است. بخشی از خبر چنین است:

' راضیه لك ' دبیر علمي نخستین سمینار تخصصي تغییر اقلیم در ایران روز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار علمی ایرنا گفت: با توجه به برنامه دو سالانه كمیسیون ملي یونسكو در زمینه اقیانوس‌شناسي و تصویب كمیته ملي اقیانوس ‌شناسي، سازمان‌هاي هواشناسي و زمین‌شناسي كشور موظف به برگزاري سمینار تغییر اقلیم را در سال جاري هستند. وي اظهار داشت: امروزه موضوع تغییر اقلیم بر همگان روشن است و نه تنها در سطوح جامعه بلكه در زندگی روزمره انسان‌ها ملموس است، اما تاثیرات تغییر اقلیم در كشورمان باید به بحث و چالش كشیده شود. وی گفت: اقیانوس‌ ها و دریاها، دریاچه ‌ها، شیلات، منابع آب، اكوسیستم ‌هاي طبیعي شامل جنگل و مرتع ، اقلیم دیرینه و مدلسازي به عنوان محورهاي این همایش است. لك افزود: پژوهش‌های تغییر اقلیم به عنوان موضوعات بسیار اساسي است كه متخصصان علوم مختلف از دیدگاه متفاوتی با آن برخورد می‌كنند. 

اینجا مطلبی در مورد تغییر اقلیم و درختان.

این هم یک خبر ویژه برای پژوهشگران داخلی: نقشه راه تغییرات اقلیمی ایران در حال نهایی شدن است!

مشاور رییس جمهوری در زمینه هواشناسی و تغییرات اقلیمی ، از نهایی شدن طرح مطالعات تغییرات اقلیمی ایران در سال های اخیر و راهكارهای مقابله با آن خبر داد. علی محمد نوریان ' روز یكشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا در آمل گفت : در چارچوب این طرح ، مطالعات دقیقی در خصوص تاثیر صنعتی شدن ، گسترش شهرهای بزرگ ، افزایش خودروها ، كارخانه های تولیدی و كاهش فضای سبز بر تغییرات اقلیمی در كشور صورت گرفته است. وی گفت : هم اكنون 50 دستگاه اجرایی و دانشگاهی كشور مورد هدف این طرح هستند و در نشست های جداگانه و چندجانبه با آنان ، تغییرات اقلیمی مورد بررسی و تبادل نظر قرار می گیرد.

رییس سابق سازمان هواشناسی كشور اظهار داشت : در این طرح عواملی كه باعث تغییر اقلیم در كشورمان شده اند ، شناسایی و سپس بر روی آنها كارهای كارشناسی انجام می شود و پس از مشخص شدن آثار سوء آنها ، راهكارهای مقابله با وضعیت هم مشخص خواهد شد. نوریان ، از طرح مطالعات تغییرات اقلیمی به عنوان نقشه راه در بحث تغییرات اقلیمی در ایران یاد كرد و افزود : با شناسایی آثار سوء اقلیمی در ایران ، می توان برای پیدا كردن راهكارهای ایجاد سازگاری با آن برنامه ریزی كرد. وی ، تغییرات اقلیمی را جهانی دانست و ادامه داد : به خاطر حساسیت موضوع تغییرات اقلیمی ، هر كشوری باید در جهت كاهش آثار سوء آن تلاش كند و اقدام های موثری برای این منظور در پیش گیرد. 

 این مطلب هم چند گزارش خوب داشت!

 

 

 

امروز فرصتی شد و مروری روی وب کردم و به یک سری خبر اقلیمی رسیدم که دیدم خالی از لطف نیست اینجا بازگو کنم.

اولین خبر یا در واقع مطلب که توسط منابع مختلفی منتشر شده بود یادداشت اخیر دکتر کرمی است با عنوان تغییر اقلیمی یا تغییر اخلاقی. در این یادداشت دکتر کرمی به این نکته اشاره کرده است که آنچه این روزها در عرصه ی محیط زیست ایران رخ می دهد بیش از آنکه ناشی از تغییر اقلیم باشد حاصل نزول ارزش های اخلاقی در جامعه ی ما است و بعد هم ایشان به طور کلی وجود تغییر در اقلیم را خصوصا در مساحت ایران رد کرده و تاکید کرده بودند که این تغییر در حد جزایر گرمایی در تهران قابل مشاهده است.

هم موافقم و هم مخالف و تیتر این مطالب را هم بر اساس مطلبی انتخاب کردم که دکتر کرمی در اوایل راه اندازی این وبلاگ در مورد یکی از مطالب این سایت نوشته بود.

با دکتر کرمی موافقم چون تردید ندارم سهم تغییر اخلاقی مورد اشاره ی ایشان در شرایط ناگوار محیط زیست ایران بی تردید از سهم تغییر اقلیمی بسیار بیشتر است اما همانطور که روی فیس بوک برای خود ایشان هم کامنت گذاشتم، مطالعات فعلی در مورد ایران که چه در داخل و چه در خارج کشور انجام شده اند به صورت مشخصی گویای روند معنادار افزایش دما در بسیاری از ایستگاه های کشور است. متن کامنت ها را که البته متاسفانه پاسخی برایش از دکتر نگرفتم اینجا درج می کنم، مابقی خبرهای امروز را در پست بعدی بخوانید:

دکترجان، راستش در تغییر و در واقع افول اخلاقی جامعه ایرانی تردیدی نیست. افولی که من معتقدم با گونه ای از قطبی شدن هم همراه بوده است به صورتی که نه تنها دیگر کمتر کسی پایبند اخلاق است که هر کسی دیگران را هم بی اخلاق می داند. از طرفی تردیدی هم ندارم که از خشک شدن دریاچه ارومیه تا کاهش مستمر مساحت جنگل های کشور حاصل همین بی اخلاقی های ما است و همین بی توجهی ها و همین خودخواهی ها. اما به نظرم شواهد مرتبط با تغییر اقلیم در ایران به قدری هست که نتوان به این سادگی ردشان کرد. البته این را هم به خاطر داشته باشیم که خود این تغییرات اقلیمی ناشی از همان نزول اخلاقی ما است. من چند مقاله ای را اینجا درج می کنم که نویسندگان آن ها به توصیه شما قلمی به دست گرفته اند و با استفاده از همان داده های مورد اشاره ی شما و کمی روش های فنی به نتایجی مخالف نظر شما رسیده اند، اینکه تغییرات اقلیمی در ایران از نظر آماری معنادار است.

اولین مقاله که در انتهای این کامنت اطلاعاتش را درج کرده ام با بررسی داده هایی که شما گفتید در 25 ایستگاه سینوپتیک به این نتیجه رسیده است که متغیرهای مورد بررسی در بسیاری از ایستگاه ها به صورت معناداری تغییر کرده است.

Rahimzadeh, F., A. Asgari, et al. (2009). "Variability of extreme temperature and precipitation in Iran during recent decades." International Journal of Climatology 29(3): 329-343

مقاله ی بعدی که به طور ویژه روی آذربایجان تاکید کرده است نشان می دهد که دمای منطقه تا 2050 تا 2.3 درجه افزایش خواهد داشت و کاهش بارندگی در منطقه تجربه خواهد شد.

Mahdi Zarghami, Amin Abdi, Iman Babaeian, Yousef Hassanzadeh, Reza Kanani, Impacts of climate change on runoffs in East Azerbaijan, Iran, Global and Planetary Change, Volume 78, Issues 3-4, August-September 2011, Pages 137-146, ISSN 0921-8181, DOI: 10.1016/j.gloplacha.2011.06.003

 

این هم نمودار افزایش دمای شبانه ی ایران است که مدتی قبل انجمن ایرانی اقلیم شناسی منتشر کرده بود و به وضوح تغییرات دمایی و بهتر بگویم افزایش دما در آن مشخص است.

 

 

http://up.iranblog.com/images/faygdeqkc2gcmh7z0t.jpg

 

 

و آخر هم این را ببینید و خودتان بگویید که آیا دما در ایران در حال تغییر است و یا این قضیه محدود به جزایر گرمایی شهری در کشور می شود.

 

 

نموداری تغییرات دما

 

 

 

 

بر اساس مطالعه ای که توسط دو نفر از پژوهشگران کشورمان در دانشگاه فردوسی مشهد به انجام رسیده است، تغییر اقلیم می تواند برداشت گندم دیم در شمال شرق کشور را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. در این مطالعه اثرات سناریوهای مختلف اقلیمی در منطقه ی مورد بررسی قرار گرفته است و محققان اینطور نتیجه گرفته اند که با وجود آنکه در برخی سناریوها افزایش برداشت گندم هم  پیش بینی شده است اما خروجی عمده ی مدل ها نشان از روند کاهشی برداشت دارد. مشخصات مقاله به صورت زیر است. البته هنوز شماره ی مجله و شماره صفحات در آدرس مقاله نیست چون فعلا فقط نسخه ی آنلاین در دسترس است.

 

Eyshi Rezaie, E. and M. Bannayan (2011). "Rainfed wheat yields under climate change in northeastern Iran." Meteorological Applications: n/a-n/a.

Projecting agricultural crop, such as bread wheat, yield under future climate plays a vital role in planning for supply and demand, especially in developing countries. The objective of this study was to investigate impacts of climate change on grain yield of rainfed wheat in the Kashafrood basin situated in northeastern Iran. Climate projections of two General Circulation Models (HadCM3 and CGCM2) under two climate change scenarios (A2 and B2) were employed in this study. A statistical downscaling method was employed for developing the quantitative relationship between large-scale atmospheric variables (predictors) and local variables (observations), also daily climatological parameters performed by the LARS-WG5 stochastic weather generator, the Decision Support System for Agrotechnology Transfer (DSSAT) Version 4.5 adjusted to evaluate rainfed wheat performance. Results of this study represented substantial difference between GCM models and scenarios for wheat yield in the study area. The A2 scenario indicated more negative impact on wheat yield than the B2 using both GCM models. Highest increase and decrease of grain yield in comparison with the baseline belongs to the 2010–2039 period (+15%) using the HadCM3 model under the B2 scenario and the HadCM3 model under A2 in the 2040–2069 period (−50%), respectively. In general, growth period length indicated a markedly decreasing trend in both periods. There were strong relations between wheat yield and precipitation rate and growth period length in this study. 

 

لینک ثابت این مقاله

مطالب مرتبط

مدلسازی تاثیر تغییر اقلیم بر رفتار گلدهی زعفران

پیش بینی کاهش تولید گندم در ایران و خاورمیانه در سال 2011 

 

 

 

امروز شد روز گزارش ها. حتما خبر دارید که ایران اخیرا دومین گزارش ملی خودش را پیرامون تغییرات اقلیمی برای UNFCCC ارسال کرده بود. امروز دیدم که این گزارش روی وب قرار داده شد. اگر می خواهید به صفحه ی گزارش های کشورهای مختلف برید و اونجا ایران رو پیدا کنید، لینکش اینجا است و اگر دوست دارید مستقیم گزارش را دانلود کنید می توانید اینجا کلیک کنید. فایل PDF ده مگابایت هست.

بخش اول این گزارش به شرایط جغرافیایی و اقلیمی ایران اشاره دارد. در این بخش مروری بر ویژگی های کشور از نظر منابع آب، کاربری اراضی، شرایط جنگل ها و مناطق ساحلی شده است. مباحث مربوط به انرژی، وضعیت اقتصاد کلان و نیروی کار هم در همین بخش مورد توجه قرار گرفته اند.

بخش دوم گزارش به شرایط انتشار گازهای گلخانه ای در ایران و سهم بخش های مختلف اقتصادی در انتشار  می پردازد. در فصل سوم سیاست های کلی کشور برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای به تفکیک در بخش انرژی و غیرانرژی معرفی شده اند.

فصل چهارم گزارش که برای دوستان پژوهشگر می تواند جالب تر باشد به آسیب پذیری ایران از تغییرات اقلیمی پرداخته است. از منابع جنگلی تا سلامت و تنوع زیستی در این فصل مورد توجه بوده اند.

در انتهای گزارش هم استراتژی های ایران برای مقابله با تغییرات اقلیمی ارائه شده است.

به تمامی دوستان، خصوصا عزیزان پژوهشگر توصیه می کنم گزارش را دانلود و مطالعه کنند چون از معدود منابع منسجم در این حوزه است.

 

 

 

حضور محترم سراسر گلتان عرض کنم که گزارش جدید عملکرد اقلیمی توسط German Watch منتشر شد و ایران از آخر دوم شد. الان که دارم این را می نویسم نقشه های گزارش را مرور می کنم که رنگ ایران در همه قرمز است. چه در نقشه ای که مربوط به روند انتشار است، چه در نقشه ای که مربوط به سطح انتشار است و چه نقشه ای که مربوط به سیاستگذاری اقلیمی است.

این فایل PDF نقشه ها است.

برای خواندن اصل گزارش اینجا مراجعه کنید.

چند نکته را هم دقت کنید:

- پارسال 52 ام بودیم و امسال بین شصت و یک کشور شصتم شدیم.

- پرسشنامه ای که بین کارشناسان توزیع شده اینجا است.

- من حرف خاصی ندارم. فقط این روزها هر چه می شود گردن تغییرات اقلیمی می اندازیم و بعد برای مبارزه با این پدیده هیچ تلاشی نمی کنیم.

 

 

 

روی نیچر مقاله ای دیدم در مورد تغییرات اقلیم و شیلات. در یکی از خروجی ها که نقشه ی مربوط به پیامدهای جهانی است نشان داده شده است که زیستگاه های ماهی ها در سطح دنیا به چه صورت از تغییر اقلیم اثر خواهند دید. بر اساس پیش بینی این مطالعه، خلیج فارس در میان مناطقی است که به طور جدی از این پیامدهای اقلیمی متاثر می گردد به صورتی که حداکثر ظرفیت صید با کاهش پنجاه درصد مواجه خواهد شد.

همانطور که در نقشه دیده می شود مقدار کاهش پیش بینی شده برای دریای خزر به مراتب کمتر از خلیج فارس است.

 

برای دیدن نقشه در ابعاد بزرگتر روی آن کلیک کنید.

تغییر اقلیم و شیلات

 

لینک مقاله اینجا است.

مشخصاتش از این قرار است که البته این مشخصات نسخه ی آنلاین است.

Sumaila, U. R., W. W. L. Cheung, et al. (2011). "Climate change impacts on the biophysics and economics of world fisheries." Nature Clim. Change advance online publication.

چکیده اش هم این است:

 

Global marine fisheries are underperforming economically because of overfishing, pollution and habitat degradation. Added to these threats is the looming challenge of climate change. Observations, experiments and simulation models show that climate change would result in changes in primary productivity, shifts in distribution and changes in the potential yield of exploited marine species, resulting in impacts on the economics of fisheries worldwide. Despite the gaps in understanding climate change effects on fisheries, there is sufficient scientific information that highlights the need to implement climate change mitigation and adaptation policies to minimize impacts on fisheries.

 

 

 

مقايسه اثرات تغيير اقليم بر بارندگي سواحل شمالي و جنوبي كشور 

نويسند‌گان:

[ سمانه پورمحمدي ] - كارشناس ارشد پژوهشي مركز ملي تحقيقات و مطالعات ابرها
[ محمدحسن رحيميان ] - كارشناس ابياري و زهكشي

خلاصه مقاله:

بارندگي يكي از مهمترين پارامترهاي اقليمي موثر بر منابع آب در مناطق مختلف كشور از جمله نواحي ساحلي است بطوريكه افزايش يا كاهش آن در دوره هاي اتي تاثير زيادي بر موجوديت آب قابل استفاده براي كشاورزي و شرب اين مناطق خواهد داشت نظر به وجود دو ناحيه گسترده ساحلي در شمال و جنوب كشور بررسي اثرات تغيير اقليم بربارندگي و منابع اب اين دو منطقه و مقايسه آنها بايكديگر خواهد توانست استراتژيهاي مناسب مديريت منابع آب در هريك از ايندو منطقه را تعيين و از همديگر تفكيك نمايد. همچنين راهكارهاي مشترك براي مقابله با بحران تغيير اقليم و حفظ منابع آب در اين سواحل نيز مشخص خواهد شد هدف از انجام اين تحقيق حاضر مطالعه اثرات عرض جغرافيايي برپراكنش بارندگيها در ايران و همچنين بر بارشهاي پيش بيني شده توسط مدل گردش عمومي HadCM3 مي باشد.

كلمات كليدي:

بارندگي، عرض جغرافيايي، تغيير اقليم، HasCM3

 

 

بررسي اثرات تغيير اقليم بر جريان ورودي به مخازن سدها 

نويسند‌گان:

[ كاظم حمادي ] - دكتراي هيدرولوژي و منابع آب سازمان آب و برق خوزستان
[ ليلا نوذريان ] - كارشناس ارشد منابع آب سازمان آب و برق خوزستان

خلاصه مقاله:

چرخه هيدرولوژيكي يك حوضه و به تبع آن جريان ورودي به مخازن سدها تحت تاثير عوامل مهمي چون اقليم، خصوصيات فيزيكي حوضه و فعاليتهاي بشري ميباشد كه تغييرات در آنها به صورت مستقيم روي جريان اثر ميگذارد . در تحقيق حاضر به ميزان اثر پذيري جريان ورودي به مخازن سدها از تغييراقليم پرداخته است، اين امر توسط آزمونهاي مختلف آماري همجون من- كندال و Cusumمحقق شدهاست. سري زماني سالانه جريان ورودي به مخازن سدهاي كارون 3 ، دز، كرخه و مارون واقع در استان خوزستان به منظور وجود تغيير اقليم مورد آزمون گرفت. نتايج حاكي از اين است كه هيچگونه روند افزايشي يا كاهشي در سري زماني جريان ورودي به مخازن سدهاي كارون 3، دز و كرخه وجود ندارد اين فرضيه توسط سه آزمون مجزا در زمينه روند تاييد گرديد. همچنين نتايج آزمونهايRank Sum,Student's tبراي جريان ورودي هر سه مخزن ذكر شده فوق معني دار نبود، به عبارتي ديگر اختلاف معني داري بين ميانهها و ميانگينها دو دوره مجزا از سري زماني مادر وجود ندارد. اين موضوع نشانگر تطابق اقليمي حوضههاي مولد جريان سدهاي ياد شده ميباشد. اما سري زماني جريان ورودي به سد مخزني مارون، بر خلاف جريان ساير مخازن داراي مولفه روند ميباشد كه مقدار روند افزايشي سالانه معادل 5 ميليمتر رواناب خالص است. اين رقم قريب يك درصد رواناب خالص سالانه حوضه سد مارون است و در مقايسه با تغييرات اقليمي عدد بزرگي ميباشد كه احتمالاً به تغييرات پوشش گياهي حوضه و افزايش ضريب رواناب آن بر ميگردد

كلمات كليدي:

تغيير اقليم، جريان، مخازن سدها، سري زماني، روند

 

این هم یک وبلاگ جدید که امروز روی وب در مورد تغییر اقلیم دیدم.

و این هم خبر برگزاری یک کنفرانس:

رييس بخش اكولوژي منابع آبي موسسه تحقيقات شيلات ايران گفت: تاثير تغيير اقليم بر روي آبزيان به ويژه ماهيان درياها و اقيانوس ها در قالب برگزاري همايش ملي ' تغيير اقليم و آينده شيلات ' مورد بررسي قرار مي گيرد. 

جزییات خبر!

 

 

 

تیتر را که دیدم، چند بار خواندم تا مطمئن بشوم: افزايش توليد پسته دهان‌ بسته به دليل مشكل تغيير اقليم!

دقت کنید: رييس هيات مديره اتحاديه تعاوني‌هاي پسته كرمان گفت: امسال به دليل مشكل تغيير اقليم، درصد برداشت پسته دهان بسته زياد شده است. 

و توضیحات: وي تصريح كرد: ‌پسته امسال عاري از هرگونه آفت‌زدگي بوده و محصولي سالم است اما به دليل مشكل تغيير اقليم و گرم و سرد شدن هوا امسال توليد پسته دهان‌بسته افزايش يافته است.

این خبر دو وجه دارد. از یک سو جای خوشحالی است که آگاهی پیرامون تغییرات اقلیمی در حال افزایش است. در مجموع استفاده از این ترکیب و ارتباط دادن آن با تغییرات دمایی خودش یک قدم رو به جلو برای آمادگی برای مقابله با پیامدهای تغییر اقلیم و تلاش برای کنترل آن است. این وجه اول!

در سوی دوم، اگر قرار باشد این ترکیب، یعنی تغییر اقلیم، بدون هیچ دقتی و هر جایی و به هر صورتی استفاده شود و جای هر موضوع یا عنوان دیگری را بگیرد، این آنقدر خطرناک هست که منافع حالت اول را به طور کلی از بین ببرد. این موضوع زمانی حاد می شود که یک فرد اجرایی، بدون پشتوانه ی هیچ مطالعه ی علمی یا سند معتبر پژوهشی، ادعا کند که یک تغییر کوتاه مدت آب و هوایی (که ممکن است هیچ ارتباطی با تغییر اقلیم نداشته باشد) همان تغییرات اقلیمی است و باعث بسته شدن دهان پسته ها هم شده است.

من باز هم تاکید می کنم که این فضای آشفته ی اظهارنظر به دلیل کم کاری کسانی است که بایستی در این حوزه مشغول پژوهش باشند. کسانی که باید با مطالعه ی تعاملات دما و رطوبت و رفتار محصول پسته به یک نتیجه گیری دقیق علمی برسند.

حالا شما به عنوان مخاطب این سایت اگر دوست دارید یک مقاله ی در زمینه ی اثرات تغییرات اقلیمی بر میوه ها مطالعه کنید به این مقاله سری بزنید.

Luedeling E, Girvetz EH, Semenov MA, Brown PH, 2011 Climate Change Affects Winter Chill for Temperate Fruit and Nut Trees. PLoS ONE 6(5): e20155. doi:10.1371/journal.pone.0020155

http://www.plosone.org/article/info%3Adoi%2F10.1371%2Fjournal.pone.0020155

Conclusions/Significance

The extent of projected changes in winter chill in many major growing regions of fruits and nuts indicates that growers of these commodities will likely experience problems in the future. Mitigation of climate change through reductions in greenhouse gas emissions can help reduce the impacts, however, adaption to changes will have to occur. To better prepare for likely impacts of climate change, efforts should be undertaken to breed tree cultivars for lower chilling requirements, to develop tools to cope with insufficient winter chill, and to better understand the temperature responses of tree crops.

 

 

 

در جستجوی مقالات جدید در مورد دریاچه ی ارومیه به مقاله ای رسیدم که گرچه به طور مستقیم در مورد خود دریاچه نیست اما به بحث آب در آذربایجان شرقی می پردازد. مقاله یک نتیجه ی روشن داد: کاهش چشمگیر در جریان آب  در این استان در دهه های پیش رو! و چند نکته:

- افزایش دما تا 2.3 درجه تا سال 2050

- کاهش سه درصدی در بارش تا سال 2050

- کاهش آب حوضه های آبخیز برای بخش قابل توجهی از سال!

- تبدیل شدن رودخانه های دائمی به رودخانه های فصلی!

بر اساس خروجی هایی که در مقاله دیدم بارندگی در نواحی شمالی استان کاهش و در نواحی جنوبی افزایش پیدا خواهد کرد که به گمانم پیامدهای بسیار ناگواری برای حوضه ی آبخیز دریاچه (البته اگر دریاچه ای تا سال 2050 باقی مانده باشد) بر جای خواهد گذاشت.

مشخصات مقاله اینچنین است:

Mahdi Zarghami, Amin Abdi, Iman Babaeian, Yousef Hassanzadeh, Reza Kanani, Impacts of climate change on runoffs in East Azerbaijan, Iran, Global and Planetary Change, Volume 78, Issues 3-4, August-September 2011, Pages 137-146, ISSN 0921-8181, DOI: 10.1016/j.gloplacha.2011.06.003.

http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0921818111000956)

Keywords: Climate change; Downscaling; ANN; De Martonne index; Water resources; Iran

 

 

 

نتایج شبیه سازی نشان داد که شدت کاهش عملکرد در مناطق شرقی کشور نسبت به مناطق غرب کشور بیشتر است. میزان پیش بینی شده کاهش عملکرد گندم دیم در مناطق دیم خیز کشور برای سال 2025 در محدوده ی 16 تا 24 درصد و برای سال 2050 در دامنه ی 22 تا 32 درصد پیش بینی شده است.

این جملات در چکیده ی مقاله آقایان کوچکی و کمالی با عنوان تغییر اقلیم و تولید گندم دیم در ایران آمده است که سال گذشته در نشریه پژوهش های زراعی ایران (جلد 8، شماره 3) منتشر گردیده است. بر اساس این پژوهش کاهش عملکرد برای سال 2025 یعنی کمتر از پانزده سال دیگر در شمال غربی حدود 20 درصد، در غرب حدود 15 درصد و در جنوب غربی کشور حدود 25 درصد خواهد بود. 

نمی دانم آیا رسانه ای تا به حال با این دوستان مصاحبه کرده است و آیا چنین مقاله ی مهم و حیاتی به اندازه ی صحبت های تکراری و غیرعلمی مورد توجه خبرنگاران قرار گرفته است؟ این یکی از ضعف های ما است، اینکه به جای حساس بودن به گفته ها و اظهارنظرهای علمی، همیشه به دنبال حرف های بی پایه و اساس اجرایی هستیم.

برای دریافت مقاله می توانید به این آدرس مراجعه کنید. مقاله به زبان فارسی است و به طور رایگان قابل دانلود.

 

Journal of Iranian Field Crop Research, Vol 1389, No 3 (8)
Home > Vol 1389, No 3 (8)

Climate Change and Rainfed Wheat Production in Iran
A Koocheki, GH kamali

Abstract
This research was conducted to evaluate the impacts of climate change on rainfed wheat growth and yield at country level. Weather data generated by a General Circulation model based on the ICCP scenarios for the target years of 2025 and 2050. Daily weather data including minimum and maximum temperatures, precipitation and radiation were used as the inputs of a growth simulation model for rainfed after calibration and validation for predicting wheat yield under current climatic conditions. Using the model, the impacts of climate change on wheat growth and yield was predicted and compared with the current data. The simulation results indicated that leaf area index and absorbed radiation by wheat canopy was reduced under climatic conditions of the target years. Reduction of absorbed radiation resulted to a lower crop growth rate and consequently drastic reduction in dry matter production. Estimated drought stress index for the future climate conditions showed that reduction of crop growth rate was mainly resulted from water shortage due to increased evapotranspiration. Reduction of the length of growth period together with a considerable decline of harvest index resulted in a significant reduction of rainfed wheat yield despite the positive effects of increased CO2 concentration and this negative impacts on wheat yield was intensified from 2025 towards 2050. Simulation results showed that the potential impact of climate change on rainfed wheat yield was more pronounced in Eastern regions of the country compared to the Western production areas. The overall country level reduction of rainfed wheat yield was estimated in the range of 16 to 25 % and 22 to 32% for the years 2025 and 2050, respectively.

Keywords: Climate change, Rainfed wheat, General Circulation models, Simulation, Yield, Iran

 

 

 

اگر مایل به دانلود تصاویر ماهواره ای دریاچه ی ارومیه در بازه ی حدودا بیست و پنج سال گذشته هستید می توانید با مراجعه به این لینک در سازمان نقشه برداری زمین شناسی ایالات متحده تصاویر مرتبط را در بازه های ماهانه دانلود کنید.  پس از ورود به سایت ابتدا روی نقشه ی سمت چپ، محدوده ی دریاچه ی ارومیه را شناسایی کرده و روی آن کلیک کنید. سپس محل دقیق دریاچه را شناسایی کنید. می توانید از منوهای صفحه ی کیفیت تصاویر را تغییر دهید.

دقت کنید که برای داشتن تصویر کامل دریاچه باید سه تصویر جداگانه را دانلود کرده و کنار هم بگذارید. البته در سال های اخیر و به دلیل کاهش مساحت دریاچه، بخش عمده ای از آن در تصویر مرکزی قرار می گیرد و نیاز چندانی به دانلود دو تصویر دیگر نیست.

آخرین تصویر مندرج روی این سایت مربوط به آگوست سال جاری است. در زیر سه تصویر نمونه مربوط به شهریور 1363، شهریور 1377 و شهریور سال جاری را درج می کنم. در تصاویر زیر عمدا حجم را کاهش داده ام. کیفیت تصاویر اصلی بسیار بالاتر است.

دقت کنید که بالاتر بودن میزان آب دریاچه در سال 77 از سال 63 بیشتر بوده که به گمانم به دلیل یک دوره ی  ترسالی است که منجر شد در سال های  70 ارتفاع سطح آب دریاچه به میزان قابل توجهی بالا بیاید. نمودار تغییرات اینجا قابل دسترسی است.

برای مطالعه ی داده ها، نمودارها و نقشه های مرتبط دریاچه اینجا کلیک کنید.

 

 

دریاچه ی ارومیه 1363

دریاچه ی ارومیه 1984

 

دریاچه ی ارومیه 1377

 

 

دریاچه ی ارومیه 1998

 

 

دریاچه ی ارومیه 1390

 

دریاچه ی ارومیه 2011

 

 

 

 

 

بحث جمعیت به نظرم یکی از حوزه هایی است که به طور جدی با محیط زیست و نحوه ی تخصیص منابع مرتبط است. اکونومیست مطلبی را منتشر کرده است و در آن به روشی ابتدایی تخمین زده است که جمعیت کشورهای جهان، با توجه به نرخ رشد فعلی اشان چه زمانی به صفر خواهد رسید. دلیل اصلی کاهش جمعیت در این پیش بینی عدم تولد تعداد کافی فرزندان دختر برای جایگزینی مادران است.

بر اساس این پیش بینی، در حالی که در برخی کشورها، در صورت طی روند فعلی، پیش از پایان هزاره ی جاری به صفر خواهد رسید، در ایران حدود هزار و هفتصد سال فرصت باقی است تا جمعیت ناپدید شود.

در نمودار زیر این پیش بینی برای سایر کشورها مانند اتریش، سنگاپور، رومانی، کره جنوبی، چین، ژاپن و ... نیز موجود است.

 

 

زمان ناپدید شدن جمعیت

 

 

 

در سایتی که در پست قبل معرفی کردم اطلاعاتی دیدم مربوط به Aerosol ها که ظاهرا به فارسی هواپخش ترجمه شده است. حسب مطالبی که پیش از این خوانده بودم به نظرم رسید که شاید ریزگردها بیشتر در این گروه طبقه بندی بشوند تا زیرمجموعه ای از گرد و غبار. نقشه ی زیر تغییرات این متغیر را برای شش مقطع زمانی نشان می دهد. 

همانطور که مشاهده می کنید دو چشمه ی مشخص برای این قضیه به صورت چشمی قابل شناسایی است. اول چشمه ای در جنوب شرق ایران و در محل تلاقی خلیج فارس، کویت و عراق که ممکن است ناشی از وجود پالایشگاه های متعدد در منطقه هم باشد. دوم جایی در مرکز ایران که بررسی اولیه ام منطبق بر پارک کویر است اما به گمانم بایستی تا حدی تحت تاثیر شهر تهران و آلاینده های شهری و صنعتی اش هم قرار داشته باشد.

ناسا در تعریف هواپخش ها به گرد و غبار ناشی از وزش باد، نمک دریا، خاکستر آتشفشان ها، دود آتش سوزی های جنگلی و آلودگی کارخانه ها اشاره می کند. اگر این موارد را بپذیریم بعید می دانم در مرکز ایران بشود این پدیده را به چیزی جز گرد و غبار نسبت داد. 

دقت کنید که نقش زاگرس باز هم در تفکیک مشخص است. 

Map Source: http://forecast.uoa.gr/dustindx.php

 

هواپخش ها بر فراز خاورمیانه

 

پی نوشت: برای اینکه صفحه ی اول سایت بعد از درج انیمیشن ها سنگین نباشد تعداد مطالب صفحه ی اول را کاهش داده ام.  

 

 

 

یکی از مخاطبان عزیز این وب سایت، جناب آقای فولادی، محبت کرده اند و لینک بسیار جالبی را برایم ارسال نموده اند. این لینک که مربوط به دانشگاه آتن در یونان است نقشه های پیش بینی گرد و غبار در فواصل زمانی شش ساعته برای دوره های سه روزه درج می شود. یک نمونه از خروجی های این وب سایت به شکل زیر است که در آن تمرکز گرد و غبار در ارتفاع نزدیک به زمین بر حسب میکروگرم بر متر مکعب نشان داده شده است. اگر به تصویر زیر دقت کنید می بینید که در ایران، تمرکز نسبتا بالایی در جنوب غربی وجود دارد که به نظر می رسد متاثر از کشورهای عربی و به ویژه عربستان باشد. 

نکته ی قابل توجه در این نقشه این است که رشته کوه زاگرس به مانند یک مرز بین گرد و غبار شرقی و غربی کشور عمل می کند و در بخش مرکزی و شرقی کشور، تمرکز گرد و غبار بیشتر در کویرهای مرکزی ایران محسوس است.

 

 Maps are available here: http://forecast.uoa.gr/dustindx.php

 

تمرکز گرد و غبار بر فراز خاورمیانه

 

 

برای اینکه ایده ی بهتری داشته باشیم با استفاده از یک پیش بینی دو روزه، یک انیمیشن ساده درست کرده ام. 

 

 

تمرکز گرد و غبار در ایران

 

 

این انیمیشن تقریبا یک دوره ی دو روزه (هشت نقشه) را تحت پوشش قرار می دهد. اگر به تصاویر دقت کنید می بینید که تاثیرپذیری گرد و غبار داخلی به ویژه در بخش مرکزی کشور به طور ویژه ای ناشی از نواحی داخلی دیده می شود. نکته ی بسیار جالب این است که رشته کوه البرز هم مانع از انتشار گرد و غبار در نوار شمالی کشور شده است.

آقای فولادی بر اساس این نقشه ها چنین نتیجه گرفته اند که علاوه بر عراق چشمه ی آلاینده فعال در داخل ایران نیز وجود دارد که غیرمنطقی به نظر نمی رسد. هرچند باید همان حساسیت همیشگی را داشت که این نقشه ها مربوط به گرد و غبار (Dust) است و آن چه در ایران چالش ایجاد کرده است، ریزگرد (Haze) است. سوال اینجا است: آیا بر اساس نقشه های گرد و غبار می شود شرایط ریزگردها را تحلیل کرد.

باز هم از آقای فولادی عزیز بابت ارسال این لینک سپاسگزارم.

 

 

 

تصاویر زیر از همان مرجع مطلب قبل است که گرد و غبار را بر فراز خاورمیانه در سال های 1985 و 1984 نشان می دهد. من بارها شنیده ام که پدیده ای که این روزها ما با آن مواجهیم، ریزگرد (Haze) است، نه گرد و غبار (Dust). روی همین اصل نسبت به درستی سوالی که می خواهم بپرسم تردید دارم، اما آن را می پرسم.

آنقدر که تصاویر زیر نشان می دهد گرد و غبار سال ها پیش هم وجود داشته اما وجه مشترک تمامی این تصاویر آن است که ذرات در مرزهای ایران متوقف شده است و حداکثر بخشی از خوزستان را تحت تاثیر قرار داده است. حالا سوال من از دوستان اقلیم شناس این است که کدام عامل یا ترکیب کدام عامل و هر کدام با چه سهمی باعث نفوذ این ذرات به ایران شده است؟ افزایش شدت یا تغییر جهت وزش باد؟ افزایش میزان ذرات قابل انتشار به دلیل خشکسالی و یا فرسایش؟ یا شاید از بین رفتن یک بافر طبیعی که مانع از ورود ذرات به کشور می شده است؟ آیا مثلا ممکن است تغییرات یک عامل، مثلا کاهش عرض کارون یا تغییر کاربری زمین ها در خوزستان زمینه ساز از بین رفتن یک مانع ورود شده باشد؟ 

باز هم بگویم که این سوال را بر این پیش فرض می پرسم که آنچه امروز ایران را تحت تاثیر قرار می دهد همانی باشد که در این تصاویر تا مرزهای ایران گسترده شده است.

برای آنکه دوستان امکان مقایسه داشته باشند تصویر مرتبط با شرایط جدید را هم در انتها درج کرده ام.برای دیدن نسخه بزرگتر روی تصاویر کلیک کنید.

Source and Details: http://homes.comet.ucar.edu/~alanbol/AWS_TN91_1.htm

گرد و غبار بر فراز خاورمیانه

Figure 6-1. Blowing dust associated with a moderate cold front across the northern Persian Gulf and northeastern Saudi Arabia.   In this midday imagery, observing the dust is difficult except over the water.  The density of the dust along the front, however, makes it visible over the desert in eastern Saudi Arabia.  DMSP F7 ALF R+9 19/0607Z OCT 1984 REV 4771 NODAL 60.98E.

 گرد و غبار خاورمیانه

Figure 7-3. An afternoon light shot across the Arabian Peninsula showing the typical summer shamal plumes extending from southeastern Iraq to the south into Kuwait and the northern Persian Gulf.   Dust can also be seen blowing off the horn of the peninsula towards the west into the Persian Gulf.  More dust is seen extending into the northern Arabian Sea.  Note the sunglint to the northeast of Cyprus.  A single CB can be seen over the Hajar Mountains.   NOAA9 R+12 ALS 25/1200Z AUG 1987 REV 13910 NODAL 47.65E.

 
گرد و غبار خاورمیانه

Figure 7-2. The IR version of this image in Figure 7-1 detects the light colored plumes of dust in Iraq moving over the moister and darker shaded surface areas.   Note the sunglint on Lakes Tharthar and Milh in Iraq, and along the eastern shores of the Tigris River near Baghdad.   NOAA7 R+11 ALS 08/1144Z AUG 1984 REV 16125 NODAL 60.03E.

 


گرد و غبار خاورمیانه

 

Link: http://earthobservatory.nasa.gov/NaturalHazards/view.php?id=50115
Reference: United Press International. (2011, April 13). Dust storm halts Kuwait oil traffic. UPI.com. Accessed April 13, 2011.NASA images courtesy Jeff Schmaltz, MODIS Rapid Response Team at NASA GSFC. Caption by Michon Scott.

 

 

 

گزارشی که اینجا می توانید متن آن را مطالعه کنید بیست سال پیش پیرامون پیش بینی گرد و غبار در خاورمیانه (عراق و کشورهای همسایه اش) تهیه شده و بخش عمده ای از ایران را نیز مورد توجه قرار می دهد. ظاهرا این گزارش برای مقاصد دفاعی و به طور ویژه برای آمادگی نیروهای نظامی در مقابل گرد و غبار و طوفان ماسه تهیه شده است. 

در ابتدای این گزارش برخی ویژگی های اقلیمی منطقه به ویژه در زمینه ی شدت و مسیر وزش بادهایی که گرد و غبار را تولید می کنند ارائه  و مسیرهای کلی وزش باد برای ده نقطه در عراق، کویت، ایران و عربستان به تفکیک نشان داده شده است. در این گزارش همچنین چند نقشه از منابع تولید گرد و غبار ارائه شده است که به عنوان مثال در نقشه اول منابع از یک تا چهارده شماره گذاری شده اند. برای جزییات هر یک از این نقاط به اصل مطلب مراجعه کنید.

 

 

منابع تولید گرد و غبار

 

 در ایران نقاط زیر به عنوان منابع معرفی شده اند:

Southwest Asia Source Area 3 is on the southern Iranian coast of the western Gulf of Oman from 27° N, 57° E to 25.5° N, 60° E. Although it is relatively small, its trajectory takes dust into the Gulf of Oman where it presents a hazard to shipping. 

Southwest Asia Source Area 8 is the Dasht-i-Lut (or Kavir-e-Lut, the Lut Desert), located at 30.5° N, 59.2° E. There is a dry lake bed along the southern extreme at 29.5° N, 59.1° E. The nearest villages (.5-1.0 degrees south-southwest) are Bam, Allahabad, Fahraj, and Qaleh-ye Chasmeh, all in Iran. Northwest to northeast winds lift the dust and move it southeast to south where it joins with Area 2.

Southwest Asia Source Area 9 comprises a row of dry lake beds that extend from 32.7° N, 53.9° E to 33.8° N, 52.4° E along the eastern slopes of the Zagros Mountains. The nearby villages of Kashan and Ardestan are south of the northern portion, and Na’in is west of the southern portion. This area is sheltered and requires an extremely strong frontal system to generate the strong WSW to WNW winds needed to move the dust.

Southwest Asia Source Area 10 is an extension of Area 9, located at 33.1° N, 55.3° E near Baiazeh. It is also a dry lake bed and it requires the same wind forces as Area 9.

Southwest Asia Source Area 11 is composed of several dry lake beds that lie to the east and southeast of Esfahan at 32.2° N, 53.00 E to 32.4° N, 52.4° E. This is another extension of Area 9, and requires the same strong winds.

 

چشمه های گرد و غبار در ایران

 

در پست بعد یک سری تصاویر از گرد و غبار منطقه را درج خواهم کرد.

 

 
<< Start < Prev 1 2 3 4 5 6 Next > End >>
Powered by Tags for Joomla