Saturday, 04 September 2010
Behrooz Hassani M
یکی از تردیدهای وارده به مباحث مرتبط با گرم شدن کره ی زمین این است که برخی می گویند روند این گرمایش ده سالی است که متوقف شده است. در این کلیپ ویدئویی، Alden Griffith از Wellesley College نشان می دهد که این تردید اشتباه است و کره ی زمین همچنان در حال گرم شدن است. در این کلیپ روندهای کوتاه مدت و بلندمدت مورد توجه قرار گرفته اند و توضیح آماری مرتبط با هر کدام ارائه شده است و استدلال های مرتبط تبیین گردیده اند. دقت کنید که اجرای کلیپ مدت زمان نسبتا زیادی طول می کشد. در صورت عدم امکان مشاهده ی ویدئو می توانید متن کار را اینجا مطالعه کنید. در بخش اول این ارائه تهیه کننده در مورد روند پانزده ساله ی گذشته صحبت می کند و نشان می دهد که در سطح اطمینان 92 درصد، کره ی زمین در حال گرم شدن است. تصویر روند افزایش دمای زمین بر اساس تصویر زیر است وی سپس با استفاده از نمودار زیر به تحلیل دوره های کوتاه مدت تغییرات دمایی می پردازد و اشاره می کند که ممکن است در دوره های خاصی افزایش دما محسوس نباشد اما آنچه مهم است تصویر کلی این تغییرات است. برای مطالعه ی جزییات بیشتر این پاسخ می توانید متن کار را اینجا مطالعه کنید.
Friday, 27 August 2010
Behrooz Hassani M
جدول کامل گزارش های تدوین شده توسط برنامه تغییر اقلیم ایالات متحده را اینجا درج کرده ام. به گمانم این گزارش ها برای دوستانی که مایل انجام تحقیقات علمی در این حوزه باشند مفید باشد. امروز فرصتی را صرف مطالعه ی مورد 2-4 کردم که به بحث آستانه ها پرداخته است. در مجموع مقدمه ی خوبی داشت و یکی از محاسن برجسته اش بررسی موارد متعدد و داشتن ریفرنس های خوب بود.جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید. Source: ClimateScience.Gov Agency Acronyms: - DOE. Department of Energy
- DOT. Department of Transportation.
- EPA. Environmental Protection Agency
- NASA. National Aeronautics and Space Administration
- NSF. National Science Foundation
- NOAA. National Oceanic and Atmospheric Administration
- USAID. U.S. Agency for International Development
- USDA. U.S. Department of Agriculture
- USGS. U.S. Geological Survey
Thursday, 26 August 2010
Behrooz Hassani M
در مجموعه بحث های پروانه نویسی در مورد اهمیت در نظر گرفتن پیچیدگی در سیستم های انسانی، اکولوژیکی و اقلیمی گفتم و نوشتم که اگر به موضوعات دنیای اطرافمان بیش از حد ساده نگاه کنیم و سعی کنیم به سرعت برای پرسش هایی که خودمان طرح می کنیم جوابی پیدا کنیم در نهایت ممکن است به دلیل در نظرنگرفتن بخشی از موضوع، پاسخ ما اشتباه باشد.
وقتی فکر می کنم احداث یک جاده باعث افزایش سرعت حمل و نقل می شود، ممکن است در نظر نگیریم که همین جاده ممکن است باعث افزایش تعداد تلفات پلنگ ها شود که ممکن است باعث افزایش جمعیت خرگوش ها شود که ممکن است شش سال بعد باعث از بین رفتن مزارع کشاورزان به دلیل حمله ی آن ها شود. یکی از مواردی که در حوزه ی مباحث اکولوژیکی به شدت مورد توجه است، بحث آستانه ها است. امروز در همین رابطه گزارشی را روی وب دیدم که ضمن بررسی مطالب موجود در این حوزه به بررسی برخی شرایط پیش رو پرداخته است. در این مطلب صرفا گزارش را جهت مطالعه ی دوستان علاقمند معرفی می کنم و در بخش های پیش رو بیشتر از این گزارش را ترجمه و پست خواهم کرد. پاراگراف زیر خلاصه ای در مورد این گزارش است. اصل گزارش از اینجا (PDF) قابل دسترسی است. The report provides an overview of what is known about ecological thresholds and where they are likely to occur. It also identifies those areas where research is most needed to improve knowledge and understand the uncertainties regarding them. The report suggests a suite of potential actions that land and resource managers could use to improve the likelihood of success for the resources they manage, even under conditions of incomplete understanding of what drives thresholds of change and when changes will occur.
Tuesday, 10 August 2010
Behrooz Hassani M
خلاصه اش این است که نتایج یک پژوهش جدید علمی نشان می دهد که محصول برنج در آسیا به شکل محسوسی به حداقل و حداکثر دما وابسته است. این بررسی که در 227 شالیزار در 6 کشور به انجام رسیده است نشان می دهد که برداشت برنج در برخی مناطق در طی 25 سال گذشته تا بین تا بیست درصد کاهش داشته است و روند افزایش دما و تغییرات اقلیمی می تواند باعث کاهش قابل توجه میزان تولید برنج به عنوان یکی از منابع اساسی غذایی جمعیت در حال رشد جهان باشد. ریفرنس این مقاله پژوهشی که در یکی از معتبرترین ژورنال های جهان چاپ شده و امروز هم نتایج کارش تیتر خبری بی بی سی شده، چنین است: Jarrod R. Welch, Jeffrey R. Vincent, Maximilian Auffhammer, Piedad F. Moya, Achim Dobermann, and David Dawe; Rice yields in tropical/subtropical Asia exhibit large but opposing sensitivities to minimum and maximum temperatures PNAS published ahead of print August 9, 2010, doi:10.1073/pnas.1001222107 Abstract
Data from farmer-managed fields have not been used previously to disentangle the impacts of daily minimum and maximum temperatures and solar radiation on rice yields in tropical/subtropical Asia. We used a multiple regression model to analyze data from 227 intensively managed irrigated rice farms in six important rice-producing countries. The farm-level detail, observed over multiple growing seasons, enabled us to construct farm-specific weather variables, control for unobserved factors that either were unique to each farm but did not vary over time or were common to all farms at a given site but varied by season and year, and obtain more precise estimates by including farm- and site-specific economic variables. Temperature and radiation had statistically significant impacts during both the vegetative and ripening phases of the rice plant. Higher minimum temperature reduced yield, whereas higher maximum temperature raised it; radiation impact varied by growth phase. Combined, these effects imply that yield at most sites would have grown more rapidly during the high-yielding season but less rapidly during the low-yielding season if observed temperature and radiation trends at the end of the 20th century had not occurred, with temperature trends being more influential. Looking ahead, they imply a net negative impact on yield from moderate warming in coming decades. Beyond that, the impact would likely become more negative, because prior research indicates that the impact of maximum temperature becomes negative at higher levels. Diurnal temperature variation must be considered when investigating the impacts of climate change on irrigated rice in Asia.

Tuesday, 03 August 2010
Behrooz Hassani M
امروز با مقاله ای آشنا شدم که به طور خلاصه معرفی اش می کنم. عنوان مقاله چنین است: Moss, R. H., J. A. Edmonds, et al. "The next generation of scenarios for climate change research and assessment." Nature 463(7282): 747-756. نویسندگان در خلاصه ی مقاله به این نکته اشاره می کنند که دیگر روش سنتی در تحلیل تعامل میان اقلیم و جامعه پاسخگوی شرایط جدید نیست و باید در پی شناخت روش های جدید بود. از نظر نویسندگان در روش قدیمی که مبنای خطی داشته است ابتدا سناریوهای اجتماعی مانند رشد جمعیت، مصرف انرژِی، رشد صنعتی و ... شناسایی می شدند و از نتیجه ی آن ها سناریوهای انتشار گازهای گلخانه ای استخراج می شد. در قدم بعد سناریوهای تغییرات اقلیمی تخمین زده می شد و در نهایت اثرات مورد بررسی قرار می گرفت. در مدل جدید نقطه ی آغازین شرایط فیزیکی است، که در قدم بعد به دو بخش سناریوهای اجتماعی - اقتصادی و سناریوهای اقلیمی تقسیم می شوند. سپس از یکپارچگی آن ها زمینه ی روش های ارزیابی جدید فراهم می شود. در واقع در این روش موضوع پاکسازی و سازگاری به طور جدی تری مورد توجه قرار گرفته است.
Wednesday, 28 July 2010
Behrooz Hassani M
نتایج مطالعه ای که دو روز پیش اینجا منتشر شده است نشان می دهد که در طی هفتاد سال آینده و به دلیل بروز تغییرات اقلیمی پیش رو، تعداد مهاجران از مکزیک به ایالات متحده، ممکن است در محدوده ی بین یک و نیم تا شش و نیم میلیون نفر بالغ شود. در این مطالعه از بررسی رابطه ی میان بازده محصولات کشاورزی با مهاجرت و همچنین درنظر گرفتن سناریوهای محتمل برای وقوع تغییرات اقلیمی و تاثیر آن ها بر محصولات کشاورزی بهره گرفته شده است.
نکته ی قابل توجه در این مقاله اشاره ی نویسندگان به این نکته است که در اثر بروز تغییرات پیش رو، سطح تولید محصولات کشاورزی در بسیاری از کشورها خصوصا کشورهای درحال توسعه که توان سازگاری کمتری خواهند داشت، به شدت کاهش مییابد و این امر باعث بروز مهاجرت خواهد شد. اگر به لیست مقالاتی که اینجا معرفی کردم سری بزنید، در بخش موافقین چند مورد را پیدا خواهید کرد که از مهاجرت به عنوان یکی از عوامل کلیدی در بروز بحران و درگیری نام می برند. Linkages among climate change, crop yields and Mexico–US cross-border migration, huaizhang Fenga, Alan B. Kruegera, and Michael Oppenheimera, PNAS, July 2010 Abstract Climate change is expected to cause mass human migration, including immigration across international borders. This study quantitatively examines the linkages among variations in climate, agricultural yields, and people's migration responses by using an instrumental variables approach. Our method allows us to identify the relationship between crop yields and migration without explicitly controlling for all other confounding factors. Using state-level data from Mexico, we find a significant effect of climate-driven changes in crop yields on the rate of emigration to the United States. The estimated semielasticity of emigration with respect to crop yields is approximately −0.2, i.e., a 10% reduction in crop yields would lead an additional 2% of the population to emigrate. We then use the estimated semielasticity to explore the potential magnitude of future emigration. Depending on the warming scenarios used and adaptation levels assumed, with other factors held constant, by approximately the year 2080, climate change is estimated to induce 1.4 to 6.7 million adult Mexicans (or 2% to 10% of the current population aged 15–65 y) to emigrate as a result of declines in agricultural productivity alone. Although the results cannot be mechanically extrapolated to other areas and time periods, our findings are significant from a global perspective given that many regions, especially developing countries, are expected to experience significant declines in agricultural yields as a result of projected warming.
Tuesday, 27 July 2010
Behrooz Hassani M
سوال اینجا است: آیا سطح آب دریاها در حال افزایش است؟ IPCC در فصل پنج بخش اول گزارش سال 2007 خود به این پرسش پاسخ می دهد: بله، شواهد بسیار محکمی وجود دارد که سطح دریاها در قرن بیستم افزایش یافته است و در حال حاضر با نرخ بیشتری در حال افزایش است. این تغییر به دو دلیل عمده روی می دهد: - نخست انبساط اقیانوس ها به دلیل افزایش دما،
- دوم به دلیل ذوب شدن یخ ها و کاهش سرزمین های یخی. بررسی های علمی و اطلاعات ماهواره ای نشان می دهد که از سال 1993 این سطح به طور متوسط با نرخ 3 میلی متر در سال در حال افزایش بوده است. این عدد به طور متوسط برای قرن بیستم 1.7 میلی متر در سال بوده است. پیش بینی ها نشان می دهد که تا پایان قرن حاضر این سطح بین 22 تا 44 سانتی متر بسته به موقعیت های جغرافیایی مختلف افزایش خواهد یافت. تصویر مقابل سه مقطع مختلف از تخمین گذشته، رکوردهای فعلی و پیش بینی برای آینده را نشان می دهد. در جدول پایین صفحه نتایج برخی مطالعات مختلف را در زمینه ی اندازه گیری این افزایش مشاهده می کنید. برای یافتن هر یک از مراجع معرفی شده می توانید به این آدرس مراجعه کنید. FAQ 5.1, Figure 1. Time series of global mean sea level (deviation from the 1980-1999 mean) in the past and as projected for the future. For the period before 1870, global measurements of sea level are not available. The grey shading shows the uncertainty in the estimated long-term rate of sea level change (Section 6.4.3). The red line is a reconstruction of global mean sea level from tide gauges (Section 5.5.2.1), and the red shading denotes the range of variations from a smooth curve. The green line shows global mean sea level observed from satellite altimetry. The blue shading represents the range of model projections for the SRES A1B scenario for the 21st century, relative to the 1980 to 1999 mean, and has been calculated independently from the observations. Beyond 2100, the projections are increasingly dependent on the emissions scenario (see Chapter 10 for a discussion of sea level rise projections for other scenarios considered in this report). Over many centuries or millennia, sea level could rise by several metres (Section 10.7.4). | Reference | Steric sea level change with errors (mm yr–1) | Period | Depth range (m) | Data Source | | Antonov et al. (2005) | 0.40 ± 0.09 | 1955–1998 | 0–3,000 | Levitus et al. (2005b) | | Antonov et al. (2005) | 0.33 ± 0.07 | 1955–2003 | 0–700 | Levitus et al. (2005b) | | Ishii et al. (2006) | 0.36 ± 0.06 | 1955–2003 | 0–700 | Ishii et al. (2006) | | Antonov et al. (2005) | 1.2 ± 0.5 | 1993–2003 | 0–700 | Levitus et al. (2005b) | | Ishii et al. (2006) | 1.2 ± 0.5 | 1993–2003 | 0–700 | Ishii et al. (2006) | | Willis et al. (2004) | 1.6 ± 0.5 | 1993–2003 | 0–750 | Willis et al. (2004) | | Lombard et al. (2006) | 1.8 ± 0.4 | 1993-2003 | 0-700 | Guinehut et al. (2004) | Table 5.2. Recent estimates for steric sea level trends from different studies. IPCC 2007 - WG I - Chapter 5
Friday, 23 July 2010
Behrooz Hassani M
شکل زیر دو بخش دارد. دو نقشه ی بالا مرتب است با الگوی خطی روند دمای هوا بین سال های 1979 تا 2005 در سطح زمین و لایه جوی (Troposphere) که از رکوردهای ماهواره ای استخراج شده است. داده های مناطق خاکستری در دسترس نمی باشد. اما نمودار دوم که به نظرم نمودار جالبی است نشان می دهد که در چهار دوره ی متفاوت 25، 50، 100 و 150 سال گذشته روند افزایش دما به چه صورت بوده است. با مقایسه خطوط متفاوت می توان نتایج جالبی گرفت. مثلا بیشتر بودن شیب خطوط کوتاه تر نسبت به خطوط بلندتر نشان می دهد که گرچه شیب هر دو خط مثبت و به معنی افزایش دما است اما در سال های گذشته سرعت این افزایش بیشتر شده است. Source: IPCC 2007 - WG I Figures -TS.6
Thursday, 22 July 2010
Behrooz Hassani M
اگر خاطر شریفتان باشد همین چند روز قبل یک مطلب بی نمکی گذاشتم و توضیح دادم که پیش بینی می شود که در دهه های پیش رو در توزیع دمای زمین تغییرات رخ بدهد. همان جا نوشتم که این تغییر می تواند در میانگین یا در نحوه توزیع و گستره داده ها به وقوع بپیوندد. امروز رفتم و برای اینکه نگویید داری حرف کلی می زنی شاهدش را هم آوردم. اگر به این نمودار محترمی که این پایین است و آن نقشه های جالبی که کنارش گذاشته ام دقت کنید می بینید که بر اساس سناریوهای مختلفی که در تصویر پیش بینی شده است ممکن است دمای سطح زمین به گونه های مختلفی درصد سال پیش رو تغییر کند. اما اینکه سناریوها چه هستند را می گذارم برای مطلب بعد که کمی گیج بشوید. نگذارم؟ باشد. اما فقط یک توضیح کوتاه. به ردیف اول نگاه کنید. این ردیف بر اساس سناریوی B1 تهیه شده است. این سناریویی است که فرض می کند قرار است کشورهای دنیا در صد سال آینده اولا به طور متجمع و هماهنگ رشد کنند، جمعیت کره ی زمین ابتدا افزایش اما بعد کاهش پیدا کند، بخش های خدماتی اقتصاد بیشتر رشد کنند، فناوری های پاکیزه معرفی بشوند... در واقع این حالت خوب ماجرا است. یعنی اگر همه دست به دست هم بدهیم و بچه های خوبی باشیم و خیلی دنیا را کثیف نکنیم ... تازه این می شود. بر اساس چنین داستانی افزایشی در حدود دو درجه قابل پیش بینی است. چون دارم از ضعف می میرم وسطی را جا می زنم و می روم ردیف آخر. در این سناریو می گویند خب حالا فرض کنیم جمعیت به طور مستمر افزایش پیدا کند، کشورها با هم هماهنگ و متحد عمل نکنند، فناوری ها خیلی پیشرفت نداشته باشند و ... همانطور که می بینید در نمودار توزیع دما در این شرایط بالاتر است که توزیع جهانی آن هم روی نقشه مرتبطش نشان داده شده است. در این باره و خصوصا پیرامون سناریوها بیشتر می نویسم. اگر حوصله انتظار یا خواندن مطلب بعدم را ندارید و یا دوست دارید اطلاعات تخصصی بیشتری در حوزه ی سناریوها داشته باشید این لینک شاید بد نباشد. Source: IPCC 2007 - Summary for Policymakers - Page 15 - Figure SPM.6. Projected surface temperature changes for the early and late 21st century relative to the period 1980–1999. The central and right panels show the AOGCM multi-model average projections for the B1 (top), A1B (middle) and A2 (bottom) SRES scenarios averaged over the decades 2020– 2029 (centre) and 2090–2099 (right). The left panels show corresponding uncertainties as the relative probabilities of estimated global average warming from several different AOGCM and Earth System Model of Intermediate Complexity studies for the same periods. Some studies present results only for a subset of the SRES scenarios, or for various model versions. Therefore the difference in the number of curves shown in the left-hand panels is due only to differences in the availability of results.
Tuesday, 20 July 2010
Behrooz Hassani M
امشب ... البته بهتر است بگویم بامداد امروز قصد ندارم خیلی وارد جزییات بشوم. این مطلب از جنس این است که زنگ درب منزل شما را بزنم و فرار کنم. فقط قصد دارم چند مقاله را معرفی کنم و زحمت را کم کنم.
1- مقاله ی اول پیرامون بررسی اثرات تغییر اقلیم بر روی بارش های سنگین، جاری شدن سیل و خشکسالی است. مثلا یکی از نکات این مقاله این است که افزایش دما باعث جایگزینی برف با باران می شود که این می تواند باعث افزایش فرکانس رخداد سیل شود. مقاله را اینجا مطالعه کنید که یک فایل پی دی اف است. 2- دومین مقاله اثرات تغییرات اقلیمی بر بروز خشکسالی را بررسی می کند که اینجا قابل دسترسی است. 3- این هم مقاله ای در مورد اثرات بر بارش باران های سنگین و بسیار سنگین که لینکش این است. 4- یک مقاله ی دیگر در همین رابطه. 5- و یکی دیگر در مورد بارندگی. Not going to be a long post here tonight. Just introduced a few interesting papers which illustrate the effects of climate change on extreme weather conditions, especially droughts and floods.
Tuesday, 20 July 2010
Behrooz Hassani M
یک جایی می خواندم که آماردانی نشان داده است که 87.54% تحقیقات آماری بی معنا هستند. یک کتابی هم هست چاپ خیلی سال پیش که "چطور با آمار دروغ بگوییم" یا همان How to Lie with Statistics. نخیر! من هیچ قصد ندارم بین شروع ترم جدید و کاهش پوشش برف در نیمکره ی شمالی ارتباط برقرار کنم، هر چند به نظرم کار خیلی سختی هم نباشد، اما فعلا باید این بخش "علم چه می گوید؟" را قابل اطمینان پیش ببرم. فقط گفتم حالا که می خواهم وقت بگذارم و یک نمودار جدید را معرفی کنم، یک حرفی هم از روال معمول زندگی بزنم که کمی تعادل برقرار شود. به هر حال، علم هر چه بگوید، باید در جهت زندگی بگوید.
بگذریم. نمودار از خروجی کارگروه اول IPCC است که پیرامون مبنای فیزیکی تغییرات اقلیم است ((SPM-3. (WGI). خیلی هم واضح است و اصلا نه نیازی به توضیح من دارد و نه خود من. همینطور نگاهش که می کنید با شما حرف می زند. در این نمودار سخنگو سه روند خیلی مشخص است. افزایش دما، بالا آمدن سطح دریا و کاهش پوشش برف در دوره های زمانی ارائه شده. در هر نمودار میانگین دوره ی سی ساله ی منتهی به 1990 هم نشان داده شده است که در واقع سطح صفر است. همین! بعد از ارسال مطلب نسخه ی جدید کتاب را روی آمازون دیدم، اینجا. Observed changes in (a) global average surface temperature; (b) global average sea level rise from tide gauge (blue) and satellite (red) data and (c) Northern Hemisphere snow cover for March-April. All changes are relative to corresponding averages for the period 1961-1990. Smoothed curves represent decadal averaged values while circles show yearly values. The shaded areas are the uncertainty intervals estimated from a comprehensive analysis of known uncertainties (a and b) and from the time series (c). Contribution of Working Group I to the Fourth Assessment Report of the Intergovernmental Panel on Climate Change, olomon, S., D. Qin, M. Manning, Z. Chen, M. Marquis, K.B. Averyt, M. Tignor and .L. Miller (eds.), Cambridge University Press, Cambridge, United Kingdom and New York, NY, USA, 996 pp.
Monday, 19 July 2010
Behrooz Hassani M
اگر خاطرتان باشد این همان مقاله ای است که در بحثی که روی گرین بلاگ شد به آن اشاره کردم و چند بار پیرامون جزییاتش توضیح دادم. راستش چون فکر می کنم ممکن است سوء برداشت هایی در این زمینه ایجاد شده باشد یک بار به طور دقیق تر محتوای مقاله را مرور و تشریح می کنم. برای دوستانی که ممکن است پیگیر آدرس علمی دقیق مقاله باشند:
William R. L. Anderegg, James W. Prall, Jacob Harold, and Stephen H. Schneider, Expert credibility in climate change PNAS 2010 107 (27) 12107-12109 همانطور که مشاهده می کنید مقاله مربوط به سال جاری است. در خلاصه مقاله نویسندگان اینطور می گویند که با وجود توافق علمی گسترده ای که روی موضوع تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت های بشری وجود دارد اما جامعه ی آمریکا همچنان نسبت به وجود چنین توافقی مردد است. در این مقاله پژوهشگران سوابق علمی مرتبط با حدود 1400 نفر از محققین در حوزه اقلیم را بررسی نموده اند که شامل موافقان و مخالفان می شود. این سوابق شامل تعداد انتشار مقالات علمی و میزان ارجاع به آن مقالات است که هر دو حوزه ی کمی و کیفی را پوشش می دهد. در نهایت این بررسی نشان می دهد که 1- بین 97 تا 98 درصد از دانشمندانی که به طور فعال در حوزه ی مباحث اقلیمی در حال فعالیت پژوهشی هستند با دیدگاه تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت انسانی که مورد نظر IPCC است، موافقند، 2- تخصص در حوزه مباحث اقلیمی و برتری علمی کسانی که به این موضوع اعتقاد ندارد به میزان قابل توجهی پایین تر از کسانی است که آن را قبول دارند. اما روش انجام کار به چه صورت بوده است؟ در اولین قدم نویسندگان اقدام به جمع آوری بیانیه هایی و مدارک علمی کرده اند که در طی سال های گذشته توسط مراکز علمی تهیه شده و توسط دانشمندان به امضا رسیده است و در متن آن موافقت یا مخالفت با این نظریه ذکر شده است تا از این طریق بتوانند بانک اطلاعاتی اسامی دانشمندان موافق و مخالف را شناسایی کنند، جزییات این اسامی اینجا است. سپس با استفاده از یک موتور جستجوی آکادمیک تعداد مقالات علمی هر یک از این افراد و تعداد ارجاع به چهار مقاله ی برتر آن ها استخراج شده است. از نظر این مقاله کسی در این حوزه پژوهشگر به حساب می آید که حداقل بیست مقاله در این زمینه به چاپ رسانده باشد که در این لیست 908 نفر با این ویژگی وجود داشته اند. در قدم بعدی این لیست نهصد نفره بر اساس شایستگی علمی (شاخص های بالا) مرتب شده است و نتایج زیر به دست آمده است. در میان پنجاه پژوهشگر برتر در حوزه مباحث اقلیمی فقط یکی از آن ها با نظریه تغییرات اقلیمی مخالف بوده است. این عدد در میان صد نفر برتر سه نفر و در میان دویست نفر برتر پنج نفر، معادل دو و نیم درصد است. بر مبنای این فرآیند علمی که توسط PNAS به عنوان یک مجله ی علمی بسیار معتبر هم بررسی و تایید و چاپ شده است نویسندگان نتیجه گرفته اند که توافق علمی بسیار قابل توجهی (در حد نود و هفت درصد) میان دانشمندان پیشرو در حوزه ی اقلیم در مورد نظریه و تایید نتایج IPCC وجود دارد. راستش چون فرصت نکردم شرایط کپی رایت را در سایت PNAS مطالعه کنم از ذکر مستقیم تصاویر و جزییات خودداری می کنم لیکن به دوستان توصیه می کنم حتما سری به مقاله بزنند. این هم مصاحبه ای با یکی از نویسندگان مقاله که روی یوتوب است. البته به این مقاله نقدهایی هم وارد شده است که نمونه اش را می توانید اینجا مطالعه کنید. نویسنده با دلایل خوبی این مقاله ی علمی را مورد نقد قرار داده است. به عنوان مثال نویسنده معتقد است که انتشار مقالات علمی در مخالفت با بحث تغییرات اقلیمی دشوارتر است و به همین دلیل تعداد مقالات مخالفین پایین تر آمده است. در بخش دیگری وی با اشاره به تعداد بالای مقالات برخی موافقین بیان می دارد که مشخص است آن ها در مقالات مختلف همکاری قابل توجهی ندارند و به همین دلیل نمی شود این شاخص را به عنوان یک معیار خوب برای سنجش میزان تخصص در نظر گرفت و ادعای مشابهی را هم پیرامون ارجاعات مطرح می کند. نقد دیگری هم به این موضوع اشاره می کند که یکی از دلایل کاهش تعداد مقالات چاپ شده در سوی مخالفین قرار گرفتن آن ها در لیست سیاه است.
Monday, 19 July 2010
Behrooz Hassani M
اولش اینکه برای این مجموعه مطالب "علم چه می گوید؟" یک تگ مجزا (ScienceSays) درست کردم که تمام مطالب را در خودش نگه دارد و بعدها آسان تر قابل دسترس باشد. اما دومش ... گزارش The Garnaut Climate Change Review یکی از منابع علمی برجسته است که در استرالیا منتشر شده است. این گزارش در بیش از بیست فصل موضوعات مختلفی را از مبانی علمی گرفته تا سیاست گذاری مورد توجه قرار می دهد و در برخی فصول به طور ویژه ای روی شرایط و ویژگی های استرالیا تاکید دارد. فصل دوم این گزارش پیرامون مباحث علمی است که "درک تغییر اقلیم" نامگذاری شده است.
گزارش در این فصل، ابتدا توضیحات خلاصه ای را پیرامون اتمسفر کره ی زمین ارائه می کند و اثر گلخانه ای را معرفی می نماید. در بخش بعدی نویسنده به سراغ این موضوع می رود که چرا شرایط دهه های اخیر با دوره های پیش از آن متفاوت است. در قدم اول نویسنده نشان می دهد که تمرکز دی اکسید کربن در جو کره ی زمین به طور قابل توجهی در شصت سال گذشته افزایش یافته است و سپس به طور خلاصه به این سوال پاسخ می دهد که آیا انسان در این موضوع سهیم است یا خیر؟ گزارش در بخش بعد دو تعریف اصلی را پیرامون تغییرات اقلیمی ارائه می کند که در تعریف اول تغییرات اقلیمی ناشی از مجموع شرایط طبیعی و فاکتورهای انسانی در نظر گرفته شده است اما در تعریف دوم تنها فعالیت های انسانی مورد توجه است. The IPCC (2007a: 943) defines climate change as ‘a change in the state of the climate that can be identified (for example, by using statistical tests) by changes in the mean and/or variability of its properties, and that persists for an extended period, typically decades or longer’. Climate change may be due to natural internal processes or external influences, or to persistent anthropogenic changes in the composition of the atmosphere or land use. By contrast, the United Nations Framework Convention on Climate Change defines climate change as ‘change of climate which is attributed directly or indirectly to human activity that alters the composition of the global atmosphere and which is in addition to natural climate variability observed over comparable time periods’ (UN 1992). This report uses the IPCC definition, so that the discussion of climate change includes changes to the climate caused by natural phenomena such as volcanic eruptions. در ادامه ی این گزارش می توانید مطالب مفیدی را پیرامون چرخه ی کربن، تعادل انرژی یک سیستم اقلیمی، ارتباط میان انتشار و تغییر اقلیم، انواع گازهای گلخانه ای و ... مطالعه کنید. در بخشی از این گزارش آمده است: تغییرات اقلیم می تواند فرکانس، توزیع و شدت رخدادهای آب و هوایی را که امروز از آن ها "شرایط حاد" یاد می شود افزایش دهد. به عنوان مثال در شکل اول تصویر زیر نشان داده شده است که ممکن است میانگین دمای هوا به طور متوسط افزایش پیدا کند که این امر باعث بروز افزایش شرایط حاد مانند افزایش تعداد موج های گرما خواهد شد. در تصویر دوم واریانس رخدادها افزایش پیدا کرده است و نمودار کمی تخت تر شده است. این بدان معنا است که به طور متوسط از میزان زمان هایی که داری دمای متعادل هستند کاسته شده و احتمال بروز شرایط حاد در دو انتهای نمودار افزایش پیدا می کند. ترکیب پایینی که ترکیب دو حالت قبل است زمانی اتفاق می افتد که نمودار همزمان تخت تر شود و به سمت راست شیفت پیدا کند. این بدان معنا است که احتمال وقوع آب و هوای گرم به طور قابل توجهی افزایش پیدا خواهد کرد. یکی از ویژگی های این گزارش بخش های اقتصادی آن است که مباحث زیادی را در استرالیا برانگیخته است و در فرصت مناسب در مورد آن ها خواهم نوشت. لینک اختصاصی این فصل اینجا است. اطلاعات بیشتر در مورد Ross Garnaut اینجا است.
Sunday, 18 July 2010
Behrooz Hassani M
یکی از برداشت های غلط معمول در زمینه ی خروجی مدل های اقلیمی این است که گروهی معتقدند که این مدل ها شرایط را به طور مبالغه آمیزی بیان می کنند و به بیان دیگر شرایط را بدتر از آنچه که هست نشان می دهند. نکته ی قابل توجه اینجا است که بر خلاف چنین دیدگاهی، بسیاری از تخمین های انجام شده در این حوزه میزان هایی کمتر از آنچه بعدها مشاهده شده است را تخمین زده اند. برای مثال به تصویر زیر دقت کنید. در این تصویر نشان داده شده است که افزایش سطح دریا توسط IPCC در واقع پایین تر از میزان واقعی تخمین زده شده است. در تصویر زیر باند خاکستری بازه ی اطمینان مورد نظر پژوهشگران است. دو خط قرمز و آبی میزان سنجش شده ی واقعی را نشان می دهد. همانطور که مشاهده می کنید در این مورد در واقع میزان واقعی در بازه ی پیش بینی شده ی IPCC است اما تقریبا روی میزان ماکزیمم آن حرکت می کند. تصویر دوم شرایط مشابهی را برای گستره یخ ها نشان می دهد. توضیحات هر تصویر را ذیل آن به همراه مرجعش درج کرده ام.  Sea level change. Tide gauge data are indicated in red and satellite data in blue. The grey band shows the projections of the IPCC Third Assessment report (Copenhagen Diagnosis 2009). Observed (red line) and modeled September Arctic sea ice extent in millions of square kilometres. Solid black line gives the average of 13 IPCC AR4 models while dashed black lines represent their range. The 2009 minimum has recently been calculated at 5.10 million km2, the third lowest year on record and still well below the IPCC worst case scenario (Copenhagen Diagnosis 2009). Source: SkepticalScience.com
Sunday, 18 July 2010
Behrooz Hassani M
از جمله مواردی که باعث شده است زمینه نگرانی پژوهشگران در این حوزه پدید آید و موضوع تغییرات اقلیمی به عنوان یکی از نگرانی های جدی بدل شود این است که مدل هایی که در بازتولید رخدادهای گذشته تنها بر اساس فعالیت های طبیعی موفقند وقتی به دوره ی چند دهه ی گذشته می رسند در پیش بینی شرایط کنونی ناتوان هستند. به عنوان مثال نگاهی به تصویر زیر بیندازید. در تصویر سمت چپ در ردیف بالا نمودار قرمز نشان دهنده ی دمای اندازه گیری شده است و نمودار خاکستری خروجی مدل است. همانگونه که مشاهده می کنید در بخش قابل توجهی مدل مورد نظر مشاهده ی واقعی را به نحو قابل ملاحظه ای خوب پیش بینی می کند اما وقتی صحبت از چند دهه ی گذشته به میان می آید بین دمای واقعی و خروجی مدل اختلاف قابل توجهی به وجود می آید. در دو نمودار بعدی، گزارش IPCC نشان می دهد که در واقع بخش جا افتاده از این قضیه نقش فعالیت های انسانی است کما اینکه در نمودار سمت راست فعالیت های انسانی توانسته است به نحو مناسبی رخداد واقعی (خط قرمز) را مدل کند. اگر بخواهم خلاصه کنم، این بررسی نشان می دهد که در واقع در نظر گرفتن فعالیت های طبیعی برای پیش بینی صحیح دمای هوا در بلندمدت کافی نیست و بایستی نقش فعالیت های انسانی در آن لحاظ شود تا دید صحیح و درستی از شرایط پیش رو فراهم شود و این خود گواهی بر اهمیت در نظر گرفتن نقش انسان در بروز تغییرات پیش رو است. مرجع تصویر اینجا (پی دی اف) است. در همین رابطه این لینک را توصیه می کنم.
|