سوتی نماینده ی آمریکایی: درخت ها را قطع کنید! | Print |
Climate Change - خبرها - News
Written by Behrooz Hassani M   
Friday, 27 May 2011 17:34

 

درخت ها هم منبع انتشار و هم عامل جذب دی اکسید کربن هستند اما به طور خالص میزان جذبشان بیشتر از انتشارشان است از همین رو گسترش پوشش های جنگلی یکی از راهکارهای اساسی در حوزه ی کاهش میزان دی اکسیدکربن است و جنگل زدایی یکی از عوامل اصلی مشارکت کننده در افزایش تمرکز دی اکسیدکربن. مشکل زمانی رخ می دهد که فقط پنجاه درصد این حقیقت به گوش نماینده ی آمریکایی رسیده باشد و همین امر باعث بشود که وی با اشاره به نقش درختان در انتشار دی اکسیدکربن پیشنهاد قطع کامل درختان جنگل های بارانی را بدهد. نماینده ی جمهوری خواه در طی جلسه ای گفته است:

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که به قطع درختان بارانی سوبسید اختصاص بدهید و از این طریق زمینه ی کاهش انتشار دی اکسید کربن را فراهم کنید؟

اصل خبر را اینجا روی نیویورک تایمز بخوانید.

کلمات کلیدی:
 

Comments  

 
#1 امیر رضاپناه 2011-05-27 21:52
با اهدا سلام با افتخار سایتتان را در قسمت پیوندهای وبلاگم قرار دادم
Quote
 
 
#2 miri 2011-05-28 13:38
سلام .ای کاش می شد که مسئله را در همین حد ادراک داشتن پنجاه درصدی نماینده ای ، از جایی ، در زمانی ، با کمی نا آگاهی را چاشنی این آش شور کرد .اما تمام بدبختی این جاست که در این جا هم همان تصویر همیشگی در آیینه یعنی ( شرایط اقتصادی ) منعکس می شود .
دیدگاه پوپولیستی و شناخت جامعه آمریکایی توسط جمهوری خواهان همواره بر مبنای ملغمه اي از مواضع ضد روشنفکري ، نکوهش قانون سقط جنین ، فراخوان همه جانبه بسوي نیروهای آسمانی و دادن سوپاپ اطمینان به توده های قشر خرده بورژوازی و حتی خرده بورژوازی پایین از امنیت و رفاه بوده . اما این ساختار بنا بر شرایط اقتصادی می تواند فرا گیرتر شده و مسائلی چون قلع و قمع سندیکا های کارگری و تغییرات اقلیمی را هم شامل شود . همه اینها بستگی به شرایط اقتصادی دارد !!!!!
شرایط اقتصادی خوب : در این زمان با ( تکیه بر سینمای هالیوود )؛ سالمندان قادرند مدیر کارخانه خود را عوض کنند . بازار بورس حرف اول را میزند . و در ضمن رساناها هم زیاد پاپیچ قوانین مکش مرگ مای سقط جنین ، ازدواج هم جنس گرایان ،ممنوعیت خواندن دعا در مدارس دولتی ،و از همه مهمتر سیاست های تغییرات اقلیمی چپ گراها نمی شوند .
شرایط اقتصادی بد : جدا از سیاست های جنگی که مهمترین دست آورد این دوران ها است .مسائل ذکر شده در بالا هم دیگر به نحو بسیار بارز تری در سطح کنگره و جامعه مطرح می شوند .در این شرایط گناه « چپي » ها فقط بي ايماني شان به بازار که ضرورتا با بي اعتقادي به دمکراسي !!!!! نيز همراه است ، محدود نمي شود بلکه آنها بدنبال تحميل همه گونه پليدي فرهنگي ؟؟؟!!!!!! مانند بسته سیاست های اقلیمی اوباما ( مبارزه با گرمایش زمین ، آلودگی منابع آبی ،بررسی توانایی اقیانوس ها و جنگل ها در جذب دی اکسید کربن ، و ..... ) هستند .بنا بر این حرف های این نماینده نه از سر نا آگاهی و احیانا با کمی لعاب شرم و حیا " نیمی از حقیقت را دانستن " است . بلکه دقیقا آگاهانه .برنامه ریزی شده ،سیاست گرایی در پخته ترین وجه آن است . در اینجا من این نیاز را حس می کنم که کمی بی پرواتر وارد این مقوله شوم .خصوصا آنکه متوجه شدم سایت شما توسط دوستان لینک هم شده .پس ترا بخدا کمی رویتان را برگردانید و آن طرف تر را نگاه کنید تا من بتوانم دو کلمه حرف بزنم .آخر تا کی پاک کردن صورت مسئله ؟
جامعه شناسان رادیکال محیط زیست در ایالات متحده، کشوری که در آن تضاد میان اقتصاد و محیط زیست بسیار شدید است، از سه نظریه به‌هم پیوسته و برگرفته از نقد مارکس از اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری که به قرن ۱۹ برمیگردد استفاده کرده‌اند: (۱)- مسئله کار شاق و یکنواخت در تولید؛ (۲)- تضاد دوم سرمایه‌داری؛ و (۳)- شکاف متابولیک.
نظریه اول یعنی کار شاق و یکنواخت در تولید، سرمایه‌داری را بصورت آسیاب وقفه‌ناپذیر و تشدید یابنده‌ای توضیح میدهد که برای دستیابی به سود و انباشت هر چه بیشتر ابعاد مصرف انرژی و مواد خام را بطور بی‌وقفه‌ای افزایش میدهد و بدین سان قابلیت تحمل کره زمین را کاهش میدهد. نظریه دوم یا تضاد دوم سرمایه‌داری این است که علاوه بر تضاد اصلی اقتصادی‌اش که ریشه در اختلاف طبقاتی در تولید و توزیع دارد، شرایط انسانی و طبیعی (شرایط محیط زیستی) تولید را نیز که پیشرفت اقتصادی نهایتاٌ بر آن متکی است از میان میبرد. بطور مثال با از بین بردن حساب شده جنگل‌ها، موجب کمبود در این زمینه می‌شویم. جهانی شدن سرمایه این مشکل را هر چه بیشتر به مسئله‌ای جهانی تبدیل می‌کند. این مسئله موجب بالا رفتن هزینه توسعه اقتصادی میگردد و سبب بحران اقتصادی سرمایه‌داری بدلیل محدودیت عرضه (مواد لازم) برای تولید می‌شود. نظریه سوم یعنی شکاف متابولیک بر آن است که منطق انباشت سرمایه در متابولیسم میان جامعه و طبیعت بطور بی‌امانی شکاف انداخته و فرایندهای بازتولید طبیعی را از هم می‌گسلد. این مسئله، موضوع قابلیت دوام محیط زیست را پیش روی ما میگذارد – آن هم نه تنها در رابطه با ابعاد اقتصاد بلکه حتی از آن مهمتر در رابطه با نوع کنش و واکنش متقابل جامعه با طبیعت و شدت آن در نظام سرمایه‌داری. من دیگر زیادتر وارد این مقوله نمی شوم ؛چون می دانم اجازه ندارم :اما فقط خواستم اشاره ای بدان داشته باشم که سخنان این نماینده جمهوری خواه از دشمنی بی در و پیکر کدام افکار طبقاتی آب می خورد . و چرا ؟
Quote
 

Add comment