تغییر اقلیم و کاهش شوری دریاها | Print |
Climate Change - خبرها - News
Written by Behrooz Hassani M   
Monday, 27 June 2011 16:00

 

به عنوان کسی که زمانی مهندسی خوانده و بعد هم در رشته ی اقتصاد تحصیل کرده، یکی از دلایلی که باعث می شود با علاقه در مورد تغییرات اقلیم مطالعه کنم و بنویسم، دریچه ای است که رو به پیچیدگی های دنیا برایم باز می کند. اینجا در درسی که در تدریسش همکاری می کنم به بچه ها می گوییم که سیستم های آب و هوایی و اقلیمی یکی از پیچیده ترین سیستم های دنیای اطراف ما هستند و بسیاری از پیشرفت هایی که در حوزه علوم سیستم های پیچیده (Complex Systems) حاصل شده است ریشه در تلاش برای شناسایی ابعاد مختلف رفتار این سیستم ها دارد. 

امروز مطلبی می خواندم اینجا در مورد پیامدهای تغییر اقلیم بر افزایش باران و امکان کاهش شوری دریای بالتیک که می تواند برای این اکوسیستم این دریا خطرآفرین باشد. براساس مطلب، مطالعات انجام شده نشان می دهد که افزایش بارندگی در حوضه ی آبخیز دریای بالتیک می تواند سبب شود تا در طی صد سال آینده غلظت نمک در آن تقلیل یابد. 

فراتر از جزییات این پژوهش، به نظرم تامل در این موضوع خودش دلیلی است برای افزایش نگرانی ما پیرامون ضعف مان در مدیریت و کنترل روند فعلی تغییرات کیفی محیط زیست اطراف ما. اینکه چطور افزایش شوری در دریاچه ی ارومیه و کاهش شوری در بالتیک هر دو می تواند برهم زننده ی نظم و تعادلی باشد که پیامدهای اساسی برای نشانه های حیات در آن ها دارد و ما نه تنها نقشی بازدارنده در نابودی آن ها نداریم که بیش از هر عاملی در تخریب آن ها سهم داشته ایم.

خودمانیم، چقدر ما ضعیف در تامل و تدبریم.

 

تغییر اقلیم و کاهش شوری دریاها
 

 

کلمات کلیدی:
 

Comments  

 
#1 miri 2011-06-27 23:31
خب پس چرا باید اجازه داد که منطق سرمایه در طبیعت دست ببرد ؟ چرا باید سبب افزایش گرمایش زمین شد ؟ چرا باید اجازه داد که تغییرات اقلیمی رخ دهند ؟ وقتی ما انسانها در مدیریت و کنترل روند فعلی تغییرات کیفی محیط زیست اطراف مان ضعف داریم . و واقف به این ضعف هم هستیم . در اینکه ما در این تخریب سهم داشته ایم ، شکی نیست . زمانی جوزف شوپیتر نظام سرمایه‌داری را بخاطر «تخریب سازنده‌اش» تجلیل میکرد . اما صحیح‌تر آن خواهد بود که سرمایه‌داری را بعنوان نظام «سازندگی ویرانگر» به‌بینیم. جستجوی بی‌امان سرمایه در جهت یافتن جولانگاه‌های تازه برای استثمار و انباشت هر چه بیشتر مستلزم تداوم ویرانگری طبیعت موجود و روابط اجتماعی پیشین است.
Quote
 
 
#2 miri 2011-06-27 23:32
استثمار طبقاتی، امپریالیسم، جنگ و نابودی محیط زیست حوادث جدا از هم تاریخی نیستند بلکه پدیده‌های سرشتی و به‌هم پیوسته توسعه سرمایه‌داری‌اند . اما بقول " ایستوان مزاروش " در کتاب ( یا سوسیالیسم یا بربریت ) :علاوه بر آن همیشه این خطر وجود داشته است که این سازندگی ویرانگر به آن چیزی تبدیل شود که«تخریب کنترل ناپذیر» می‌نامند ؛ و سرنوشت نهائی سرمایه همین است. در آن صورت منطق ویرانگر نهفته در سود سلطه پیدا کرده و نه تنها زیربنای شرایط تولید را به نابودی می‌کشد بلکه خود زندگی را نابود می‌سازد. امروز بر همه‌ی ما آشکار و عیان است که چنین تخریب کنترل ناپذیری ویژگی کل اقتصاد سرمایه‌داری را تشکیل میدهد و سراسر جهان را ( از دریاچه ارومیه گرفته تا دریای بالتیک ) در بر می‌گیرد .
Quote
 

Add comment