آیا مقابله با تغییرات اقلیمی ارزش اقتصادی دارد؟ | Print |
Climate Change - مبانی و مباحث علمی - Climate Science
Written by Behrooz Hassani M   
Tuesday, 06 July 2010 06:54

 

اگر خاطرتان باشد پیشتر گفتم که منتقدان موضوع تغییرات اقلیم خودشان چند گروهند. یک گروه کلا موضوع را یک بحث دروغین و یک ایده ی بی پایه می دانند. گروه دوم گرم شدن کره ی زمین را قبول دارند اما معتقدند که دلیل این رخداد دی انتشار گازهای گلخانه ای نیست. گروه دیگری هم هستند که به نظر آن ها اقلیم در سراسر جهان در حال تغییر است و فعالیت های انسانی هم در آن نقش دارند اما با روش های معمول پیشنهادی در مقابله با کاهش و پاکسازی دی اکسید کربن موافق نیستند. این یک طرف قضیه.

اما طرف دوم. اگر باز هم خاطرتان باشد پیشتر از روش (cap-and-trade) برایتان گفتم. نگفتم؟ قبول. این پاراگراف را از مقاله ی حامد قدوسی که روی رستاک منتشر شده به طور مستقیم درج می کنم. لطفا مطالعه کنید تا برویم سراغ ادامه ی مطلب.

منطق مکانیسم "سقف و مبادله" ساده است: دولت مقدار مشخصی مجوز برای تولید آلودگی را در یک سال صادر کرده و بین شرکت‌ها توزیع می‌کند و اجازه تولید کل آلودگی بیش از حد تعیین شده را نمی‌دهد ولی به شرکت‌ها اجازه می‌دهد که سقف آلودگی را بین خودشان مبادله کنند. متناسب با مکانیسم تخصیص مجوزها، هر شرکتی مقدار مشخصی مجوز دریافت می‌کند (که می‌تواند رایگان و یا با پرداخت هزینه باشد) و بعد میزان بهینه تولید آلودگی خود را با مجوز دریافت شده می‌سنجد. می‌توانیم تصور کنیم که دو گروه شرکت وجود خواهند داشت: شرکت‌هایی که میزان بهینه آلودگی برای‌شان بیش از مجوز دریافت شده است و شرکت‌های که به هر دلیل کم‌تر از این سقف آلودگی تولید خواهند کرد. برای تقریب به ذهن می‌توانید به مثال سهمیه بنزین در ایران فکر کنید. برخی مصرف‌کنندگان بیش از سهمیه 60 لیتری مصرف می‌کنند و برخی همین قدر سهمیه را هم مصرف نمی‌کنند. لذا بازاری برای بنزین شکل می‌گیرد که مصرف‌کنندگان مختلف بنزین را با هم مبادله می‌کنند. همین اتفاق در مورد مجوز آلودگی هم رخ می‌دهد. بازارهای بورس برای آلودگی شکل گرفته است (که بازار بورس آلودگی شیکاگو اولین آن‌ها و بازار اتحادیه اروپا با عنوان EU ETS بزرگ‌ترین آن‌ها است) و مجوزها در آن بازار خرید و فروش شده و متناسب با عرضه و تقاضا قیمت آن مشخص می‌شود. این مکانیسم باعث می‌شود تا شرکت‌هایی که سرمایه‌گذاری برای کاهش تولید آلودگی برای آن‌ها ارزان است دست به کاهش آلودگی زده و مازاد مجوزها را در بورس عرضه کنند. در مقابل شرکت‌هایی که کاهش آلودگی برای‌شان پرهزینه است به جای کاهش آلودگی، کم‌بود مجوز را از بازار تهیه می‌کنند. بازار آلودگی کمک کرده است تا تلاش برای کاهش آلودگی در بخش‌هایی که این کار با ساده‌ترین روش ممکن صورت می‌گیرد متمرکز شود و در واقع بنگاه‌ها راسن تصمیم بگیرند که آیا آلودگی را کاهش دهند و یا آن‌را از دیگری بخرند. جامعه هم به این طریق هدف‌های کمی کاملن مشخصی را برای تولید آلودگی تعیین کرده و آن‌را با قدرت اعمال نماید.

خب. اما این همه مقدمه و با خاطرآوری برای اینکه دو مطلب خوب را برای مطالعه به شما معرفی کنم. مطلب اول اینجا است. مقاله ای از جیم منزی (Jim Manzi) پیرامون ارزیابی اقتصادی اجرای مدل مورد نظر روی یک محیط اقتصادی. منزی در این مقاله با بررسی وجوه مختلف موضوع در پایان چنین نتیجه گیری کرده است که برقراری مالیات و یا روش سقف و مبادله در ابعاد گسترده زیان هایی بیش از آنچه دفع می کند، به همراه می آورد. به عبارت دیگر اجرای این روش صرفه ی اقتصادی ندارد. 

در پاسخ به مطلب وی، برافورد پلامر (Bradford Plumer) مطلبی را اینجا منتشر کرده است که پاسخ هایی را منزی داده است. وی در قدم اول اشاره می کند که با وجود جامعیت گزارش چهارم سازمان ملل، برخی از اطلاعات این گزارش که در سال 2007 منتشر شده است قدیمی شده اند و بایستی برای تحلیل ها از منابع جدید استفاده شود. وی همچنین استفاده غیر دقیق و تعمیم یافته از شاخص های اقتصادی را گمراه کننده می داند و معتقد است که باید تفاوت میان کشورها و سطح توسعه یافتگی آن ها در چنین تحلیل هایی مورد توجه واقع شود. وی همچنین در بخش دیگری از مطلبش مالیات بر کربن را مانند انواع دیگر مالیات ها می داند و معتقد است که این مالیات مشکل خاصی را برای اقتصاد به همراه نخواهد داشت چرا که در نهایتش a carbon tax is just a tax. 

 

کلمات کلیدی:
آیا مقابله با تغییرات اقلیمی ارزش اقتصادی دارد
 

Add comment