| دو مقاله پیرامون تغییرات اقلیمی و گازهای گلخانه ای در ایران | | Print | |
| Climate Change - مبانی و مباحث علمی - Climate Science |
| Written by Behrooz Hassani M |
| Sunday, 16 January 2011 15:10 |
|
عنوان : ارزيابي تغييرات طول دوره رشد و يخبندان ناشي از نوسانات اقليمي مطالعه موردي: خراسان رضوي رضا اسماعيلي ، مجيد حبيبي نوخندان ، غلامعباس فلاح قالهري چکیده استفاده از مدلهاي ريزمقياسنمايي آماري در مطالعات برآورد نوسانات اقليمي اين امكان را فراهم ساخته است كه بتوان دادههاي آب و هوايي را در مقياس مكاني و زماني مناسب توليد كرد. چنين قابليتي كمك شاياني به مطالعه نوسانات اقليمي در مقياس محلي ـ منطقهاي است. تشديد پديدههاي حدي را ميبايست به عنوان شاخصههاي اصلي تغييرات اقليمي دانست كه درك و فهم چنين پديدههايي نسبت به ميانگينها كه هيچ معناي فيزيولوژيكي و رواني ندارند براي افكار عمومي راحتتر است. در اين تحقيق طول دوره رشد و طول دوره يخبندان به عنوان شاخصه نوسانات اقليمي مورد بررسي قرار گرفته است. برحسب تعريف ارائه شده، اولين دوره 6 روزه با ميانگين دماي بالاي 5 درجه سانتيگراد بعد از آخرين يخبندان بهاره به عنوان آغاز دوره و آخرين دوره 6 روزه با ميانگين دماي زير 5 درجه سانتيگراد به عنوان خاتمه طول دوره رشد در نظر گرفته شده است و طول دوره يخبندان به فاصله زماني بين بروز اولين يخبندان پاييزه و آخرين يخبندان بهاره اطلاق ميشود. ارزيابي تغييرات اين شاخصها، بين دو دوره اقليمي گذشته (1384-1355) و دوره اقليمي برآورد شده يا آينده (1418-1389) در سه ايستگاه همديد مشهد، تربت حيدريه و سبزوار در خراسان رضوي صورت گرفته است. نتايج حاكي از افزايش طول دوره رشد در ايستگاههاي مشهد و سبزوار، و كاهش در ايستگاه تربت حيدريه در دوره اقليمي آينده است. اين تغييرات در شاخص حدي طول دوره يخبندان نيز مشاهده ميشود، بهطوريكه در هر سه ايستگاه بررسي شده كاهشي بين 15 الي 16 روز رخ خواهد نمود، كه نتيجهاي منطقي از پديده گرمايش جهاني است. نتايج آزمون فرض مطرح شده، فقدان همبستگي بين طول دوره رشد ديدهباني شده و برآورد شده و همچنين طول دوره يخبندان ديدباني شده و برآورد شده را، كه بهوسيله ضريب همبستگي رتبهاي اسپيرمن در سطح معنيداري 5 درصد صورت گرفته است اثبات ميكند و نشاندهنده فقدان تغييرات معنيدار در دوره گذشته و آينده است.
عنوان: بـررسي رابطـه حجـم گازهاي گلخانه اي و توليد ناخالص داخلي سرانه در ايران (مطالعه موردي دي اكسيد كربن) حميد آماده، احسان حق دوست، آرش اعظمي، چکیده بررسي ابعاد اقتصادي انتشار گازهاي گلخانه اي و آثار زيست محيطي آنها بخصوص در شرايط كنوني كه حجم گازهاي گلخانه اي در حال افزايش است، از اهميت قابل توجهي برخوردار است. در اين مقاله رابطة انتشار گاز گلخانه اي دي اكسيدكربن و توليد ناخالص داخلي سرانه ايران طي سال هاي 1353 تا 1385 با استفاده از منحني زيست محيطي كوزنتس (EKC) مورد بررسي قرارگرفت. الگوي اقتصادسنجي مورد استفاده در اين مقاله بصورت تابع درجه دوم است كه با روش OLS برآورد شد. نتايج بدست آمده حاكي از وجود يك الگوي EKC ناقص در ايران است. با توجه به اين واقعيت كه نرخ رشد انتشار گاز دي اكسيدكربن در ايران بيشتر از نرخ رشد توليد ناخالص داخلي سرانه است، اقتصاد ايران روي قسمت صعودي منحني زيست محيطي كوزنتس قرار دارد.به عبارت ديگر موقعيت اقتصادي – اجتماعي كشور و شرايط رشد اقتصادي كشور هنوز در شرايطي نيست كه رشد اقتصادي و افزايش توليدات باعث كاهش انتشار آلاينده هاي زيست محيطي بخصوص دي اكسيدكربن شود.
کلمات کلیدی:
|

